Total search result: 202 (13 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
english system |
سیستم انگلیسی |
|
|
Search result with all words |
|
breman system |
سیستم برمن در گشایش انگلیسی |
Other Matches |
|
anglicization |
انگلیسی منشی اتصاف بصفات و خصوصیات انگلیسی |
anglicism |
اصطلاح زبان انگلیسی انگلیسی مابی |
crash conversion |
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید |
lime juicer |
ملوان انگلیسی انگلیسی |
anglicized |
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن |
anglicizes |
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن |
anglicize |
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن |
anglicizing |
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن |
anglicises |
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن |
anglicised |
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن |
anglicising |
انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن |
market socialism |
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد |
run |
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
runs |
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
blessed folder |
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند |
sysgen |
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم |
peripheral |
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود |
integrated |
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است |
standby |
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود |
standbys |
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود |
policonic projection |
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی |
coupling |
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم |
bifuel propulsion |
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی |
desk accessory |
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد |
download |
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور |
design phase |
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده |
native |
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود. |
natives |
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود. |
chcp |
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند |
demands |
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز |
diabatic process |
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد |
demanded |
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز |
demand |
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز |
tar |
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند |
ES IS |
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان |
building block principle |
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity |
standbys |
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود |
automatic levelling |
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار |
three phase four wire system |
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه |
system diagnostics |
امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم |
standby |
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود |
bridged |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
bridge |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
mttf |
متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean |
bridges |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
off load |
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی |
desktop |
در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم |
failure |
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا |
failures |
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا |
lambert projection |
سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی |
Englishmen |
انگلیسی |
Englishman |
انگلیسی |
British |
انگلیسی |
Englishwoman |
انگلیسی |
limeys |
انگلیسی |
Briton |
انگلیسی |
limey |
انگلیسی |
Britons |
انگلیسی |
English |
انگلیسی |
knuckle bow |
انگلیسی |
johnny |
انگلیسی |
Britisher |
انگلیسی |
knuckle guard |
انگلیسی |
english woman |
زن انگلیسی |
Britishers |
انگلیسی |
Englishwomen |
انگلیسی |
warm boot |
شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند |
expansion card |
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد |
anglicization |
انگلیسی مابی |
redcoat |
سرباز انگلیسی |
cleat knob |
دگمه انگلیسی |
cleat |
عایق انگلیسی |
English altar |
محراب انگلیسی |
ale |
ابجو انگلیسی |
arabic numeral |
اعداد انگلیسی |
association croquet |
کروکه انگلیسی |
anglophile |
انگلیسی دوست |
jardin anglais |
باغ انگلیسی |
HMS |
کشتی انگلیسی |
english opening |
گشایش انگلیسی |
english self taught |
خوداموز انگلیسی |
english speaking |
انگلیسی زبان |
english billiards |
بیلیارد انگلیسی |
in plain english |
به انگلیسی ساده |
is a monetary sign |
انگلیسی است |
johnny |
مرد انگلیسی |
king's english |
انگلیسی اصیل |
British |
زبان انگلیسی |
lime juicer |
کشتی انگلیسی |
In simple (plain) English. |
به انگلیسی ساده |
after the english f. |
به سبک انگلیسی ها |
middle english |
انگلیسی تا 0051میلادی |
tommy atkins |
سرباز انگلیسی |
link encryption |
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار |
slices |
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای |
slice |
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای |
teleran system |
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند |
open |
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند |
opened |
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند |
opens |
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند |
designation system |
سیستم تعیین وسایل سیستم انتخاب |
system flowchart |
نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم |
The English - speaking world. |
دنیای انگلیسی زبان |
english thread |
پیچ و مهره انگلیسی |
old english |
زبان انگلیسی قدیم |
english words |
واژه ها یا لغات انگلیسی |
large white |
خوک سفید انگلیسی |
half and half |
نوعی ابجو انگلیسی |
The English speaking-countries. |
کشورهای انگلیسی زبان |
unite |
سکه قدیم انگلیسی |
uniting |
سکه قدیم انگلیسی |
He is good at English. |
انگلیسی اش خوب است |
unites |
سکه قدیم انگلیسی |
limey |
سرباز یا ملوان انگلیسی |
anglo saxon |
نژاد انگلیسی وساکنسونی |
anglicise |
انگلیسی ماب شدن |
limeys |
سرباز یا ملوان انگلیسی |
zed |
تلفظ انگلیسی حرف Z |
eeglish persian dictionary |
فرهنگ انگلیسی به فارسی |
English bond |
آجر چینی انگلیسی |
structured english |
انگلیسی ساخت یافته |
broken english |
انگلیسی دست و پا شکسته |
anglicise |
انگلیسی ماب کردن |
mastered |
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود |
master |
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود |
masters |
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود |
compatibility |
پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند |
his english is weak |
مایه انگلیسی اوکم است |
m |
سیزدهمین حرف الفبای انگلیسی |
shropshire |
نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی |
sten |
مسلسل سبک 9 میلمتری انگلیسی |
I |
نهمین حرف الفبای انگلیسی |
n |
چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی |
pounds |
واحد مسکوک طلای انگلیسی |
o |
پانزدهمین حرف الفبای انگلیسی |
pounding |
واحد مسکوک طلای انگلیسی |
pounded |
واحد مسکوک طلای انگلیسی |
s |
نوزدهمین حرف الفبای انگلیسی |
pound |
واحد مسکوک طلای انگلیسی |
thoroughbred |
هر نوع اسب انگلیسی اصیل |
q |
هفدهمین حرف الفبای انگلیسی |
g |
حرف هفتم الفبای انگلیسی |
anglicize |
باداب و رسوم انگلیسی درامدن |
anglicizing |
باداب و رسوم انگلیسی درامدن |
anglicist |
متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی |
English |
مربوط به مردم وزبان انگلیسی |
em |
نام حرف m یامیم انگلیسی |
e |
پنجمین حرف الفبای انگلیسی |
gringo |
بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی |
gringos |
بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی |
center spot |
نقطه مرکزی بیلیارد انگلیسی |
d |
حرف چهارم الفبای انگلیسی |
anglomania |
شیفتگی برای اداب انگلیسی ها |
british english |
زبان انگلیسی رایج درانگلستان |
english speaking people |
مردم یا ملل انگلیسی زبان |
anglicizes |
باداب و رسوم انگلیسی درامدن |
l |
دوازدهمین حرف الفبای انگلیسی |
k |
یازدهمین حرف الفبای انگلیسی |
thoroughbreds |
هر نوع اسب انگلیسی اصیل |
j |
دهمین حرف الفبای انگلیسی |
anglicised |
باداب و رسوم انگلیسی درامدن |
D, d (D's, d's) |
حرف چهارم الفبای انگلیسی |
h |
هشتمین حرف الفبای انگلیسی |
anglicises |
باداب و رسوم انگلیسی درامدن |
f |
ششمین حرف الفبای انگلیسی |
anglicising |
باداب و رسوم انگلیسی درامدن |
anglicized |
باداب و رسوم انگلیسی درامدن |
cee |
نام سومین حرف انگلیسی |
A, a (A's, a's) |
حرف اول الفبای انگلیسی |
B, b (B's, b's) |
حرف دوم الفبای انگلیسی |
M, m (M's, m's) |
حرف سیزدهم الفبای انگلیسی |
N, n (N's, n's) |
حرف چهاردهم الفبای انگلیسی |
O, o (O's, o's) |
حرف پانردهم الفبای انگلیسی |
P, p (P's, p's) |
حرف شانزدهم الفبای انگلیسی |
Q, q (Q's, q's) |
حرف هفدهم الفبای انگلیسی |
R, r (R's, r's) |
حرف هجدهم الفبای انگلیسی |
S, s (S's, s's) |
حرف نوزدهم الفبای انگلیسی |
english garden |
پارک انگلیسی [قرن هجدهم] |
T, t (T's, t's) |
حرف بیستم الفبای انگلیسی |
In my broken English . |
با انگلیسی دست وپا شکسته ام |
He speaks English fluently. |
انگلیسی راروان صحبت می کند |
wiltshire |
نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی |
English is not a hard language . |
انگلیسی زبان سختی نیست |
C, c (C's, c's) |
حرف سوم الفبای انگلیسی |
L, l (L's, l's) |
حرف دوازدهم الفبای انگلیسی |
E, e (E's, e's) |
حرف پنجم الفبای انگلیسی |
H, h (H's, h's) |
حرف هشتم الفبای انگلیسی |
draftiest |
املای انگلیسی واژهی drafty |
F, f (F's, f's) |
حرف ششم الفبای انگلیسی |
draftier |
املای انگلیسی واژهی drafty |
draughtiest |
املای انگلیسی واژهی drafty |
G, g (G's, g's) |
حرف هفتم الفبای انگلیسی |
I, i (I's, i's) |
حرف نهم الفبای انگلیسی |
J, j (J's, j's) |
حرف دهم الفبای انگلیسی |
K, k (K's, k's) |
حرف یازدهم الفبای انگلیسی |
draughtier |
املای انگلیسی واژهی drafty |
draughty |
املای انگلیسی واژهی drafty |
p |
شانزدهمین حرف الفبای زبان انگلیسی |
V, v (V's, v's) |
حرف بیستو دوم الفبای انگلیسی |
english sonnet |
غزل انگلیسی که شامل دوازده سطراست |