English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
dynamo battery ignition unit سیستم جرقه زنی دینام -باطری
Other Matches
ignition battery باطری سیستم جرقه زنی
battery backup system سیستم پشتیبان باطری
ignition cable سیم سیستم جرقه زنی
ignition circuit مدار سیستم جرقه زنی
ignition switch کلید سیستم جرقه زنی
ignition over voltage فشار قوی برای سیستم جرقه زنی
crash conversion تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
dynamos دینام
dynamo دینام
generators دینام موسس
dynamo magneto مگنتوی دینام
ignition generator دینام ماشین
electrolytic generator دینام الکترولیز
dynamo armature ارمیچر دینام
generator دینام ژنراتور
three wire generator دینام سه سیمی
generator دینام موسس
starter dynamo دینام - استارتر
generators دینام ژنراتور
booster magneto دینام کمکی
magneto generator مگنت- دینام
plating dynamo دینام ابکاری
alternator دینام جریان متناوب
alternators دینام جریان متناوب
third brush generator دینام با زغال اضافی
generator مولد برق دینام اتومبیل
self stabilizing dynamo دینام خود تثبیت کننده
generators مولد برق دینام اتومبیل
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
run اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
rotor روتور چکش برق ارمیچر دینام
self excited تحریک شده توسط جریان دینام
rotors روتور چکش برق ارمیچر دینام
blessed folder در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
sysgen فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
peripheral که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
bettery باطری
capacitor باطری
cell باطری
battery باطری
exchange battery باطری
batteries باطری
cells باطری
battery switch کلید باطری
thermal battery باطری حرارتی
battery clamp ترمینالهای باطری
battery charger شارژر باطری
battery box جعبه باطری
dry cell battery باطری خشک
battery backup باطری پشتیبان
battery acid اسید باطری
battery terminal ترمینال باطری
dry cell باطری خشک
poles قطب باطری
oven battery باطری کوره
cell tester ازمایشگر باطری
cotainer جعبه باطری
c battery باطری شبکه
heating battery باطری فیلامان
ideal galvanic cell باطری ایده ال
torch battery باطری قلمی
dry pile باطری قلمی
biasing battery باطری بایاس
pole قطب باطری
low voltage battery باطری فیلامان
microbattery باطری کوچک
lighting battery باطری نور
microphone battery باطری میکروفن
solar battery باطری افتابی
main battery باطری اصلی
ampere hour capacity فرفیت باطری
mercury battery باطری جیوهای
primery battery باطری اولیه
accumulator battery اکومولاتور باطری
grid bias battery باطری بایاس شبکه
cell پیل خانه باطری
battery output توان برونداد باطری
internal battery مقاومت داخلی باطری
point قطبهای باطری یاپلاتین
coke oven battery باطری کوره ذغالی
grid battery باطری بایاس شبکه
high tension battery باطری فشار قوی
battery باطری برجک توپ
high voltage battery باطری فشار قوی
cell جزء اصلی باطری
batteries باطری برجک توپ
clipped ترمینال باطری بست
clip ترمینال باطری بست
clippings ترمینال باطری بست
clips ترمینال باطری بست
traction battery باطری وسیله نقلیه
anode قطب مثبت باطری
anodes قطب مثبت باطری
flashlight battery باطری چراغ قوه
cells پیل خانه باطری
battery box leg پایه نگهدارنده باطری
cells جزء اصلی باطری
carbon tracking باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
hydrometer وسیله ازمایش اسید باطری
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
nickel cadmium battery باطری الکتریکی نیکل کادمیوم
charger دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
chargers دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
nonsparking ضد جرقه
sparks جرقه
sparklers جرقه زن
sparked جرقه
scintilla جرقه
sparking جرقه
coughs جرقه
coughing جرقه
coughed جرقه
cough جرقه
ignition spark جرقه
sparker جرقه زن
sparkler جرقه زن
spark جرقه
twinkler جرقه زن
ignescent جرقه زن
grid مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
grids مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
flaming of arc اشتعال جرقه
flashing over جهش جرقه
spark arrester جرقه خاموش کن
ignition جرقه زنی
spunkie جرقه اتش
spark condenser خازن ضد جرقه
igniting spark جرقه احتراق
ignition gap فاصله جرقه
spark intensifier جرقه افزا
sparklet جرقه کوچک
spark setting تنظیم جرقه
spark gap دهانه جرقه
puncturing خلش جرقه
scintillating جرقه زننده
ignition spark gap فاصله جرقه
frying of arc صدای جرقه
jump spark جرقه جهنده
solar flare جرقه خورشیدی
striking جرقه گیری
punctured خلش جرقه
puncture خلش جرقه
inductive spark جرقه القائی
non arcing metal فلز بی جرقه
non arcing lightning arrester برقگیر بی جرقه
scintillator جرقه زننده
helium flash جرقه هلیومی
scintillant جرقه زننده
spark voltage ولتاژ جرقه
induction spark جرقه القائی
scintillate جرقه زدن
sparkles تلالو جرقه
sparkle تلالو جرقه
misfires جرقه ناگیری
misfired جرقه ناگیری
misfire جرقه ناگیری
arcs هلال جرقه
arc هلال جرقه
strikingly جرقه گیری
punctures خلش جرقه
ignition spark جرقه احتراق
scintillation جرقه برق
wipe spark جرقه لغزشی
sparked جرقه زدن
sparks جرقه زدن
sparkling جرقه دار
sparking تولید جرقه
arcing جرقه زدن
blow out magnet مغناطیس جرقه
sparkish جرقه وار
contact sparking جرقه کنتاکت
back fire پس زدن جرقه
sparkled تلالو جرقه
spark جرقه زدن
spark control نافم جرقه
arc back پس زدن جرقه
cordless drill driver دریل برقی [دریلی که با باطری کار می کند] [ابزار]
breakdown voltage ولتاژ جرقه زنی
rotary spark gap دهانه جرقه گردان
capacity component of spark بخش فرفیتی جرقه
spark quenching condenser خازن جرقه گیر
carbon arc welding جوشکاری با جرقه کربن
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
jump spark distributor دلکو با جرقه جهنده
sphere gap دهانه جرقه کروی
ignescent جرقه دار اتشی
variable spark جرقه تنظیم پذیر
sparking of brushes جرقه زدن زغالها
snappy باروح جرقه دار
snappiest باروح جرقه دار
auxiliary spark gap دهانه جرقه یدکی
snappier باروح جرقه دار
arcing of brusher جرقه زدن زغالها
ignition timing میزان کردن جرقه
sparkless commutation جابجاگری بدون جرقه
interrupter timing میزان کردن جرقه
ignition distributer دلکو مقسم جرقه
spark advance & retard میزان کردن جرقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com