English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
diarchy سیستم حکومت متشکل از دو رکن مستقل
Other Matches
nation-states حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
nation state حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
nation-state حکومت متشکل از یک قوم یا یک ملت
autocracy حکومت مستقل
self goverment حکومت مستقل
monocracy حکومت مستقل یا انفرادی
territoriality ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
territorialism ایجاد حکومت مستقل ناحیهای
autonomous دارای حکومت مستقل خودمختار
autonomous دارای حکومت مستقل داخلی
pica سیستم عامل مستقل از ماشین
master slave computer system یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
building blocks واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
building block واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
subversion سرنگون کردن حکومت سیستم براندازی
royalism شاهپرستی طرفداری از سیستم حکومت سلطنتی
modules وسیله سخت افزاری مستقل که به بخشهای دیگر وصل شود تا سیستم مدید را ایجاد کند
module وسیله سخت افزاری مستقل که به بخشهای دیگر وصل شود تا سیستم مدید را ایجاد کند
multi window editor برنامه ایجاد و ویرایش تعدادی برنامه کاربردی مستقل هر یک در یک پنجره مستقل در صفحه نمایش در یک زمان
crash conversion تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
czarism حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
hagiarchy حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
technocracies حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracy حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
theocracy حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracies حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy حکومت مطلق حکومت استبدادی
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
run اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
sysgen فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
blessed folder در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
peripheral که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
formant متشکل
organized متشکل
unaligned غیر متشکل
endarch متشکل در خارج
organize متشکل کردن
organizing متشکل کردن
organises متشکل کردن
organising متشکل کردن
organizes متشکل کردن
reorganising دوباره متشکل کردن
reorganised دوباره متشکل کردن
reorganize دوباره متشکل کردن
reorganizing دوباره متشکل کردن
party دسته متشکل جمعیت
reorganizes دوباره متشکل کردن
bitty متشکل از قطعات ریز
reorganized دوباره متشکل کردن
gimmal متشکل ازقطعات مرتبط
reorganises دوباره متشکل کردن
geodesic dome گنبد متشکل ازسطوح هندسی
e c s c (european coal & steel commissio سازمان متشکل ازنمایندگان بلژیک
tetraspore گروهی متشکل ازچهار هاگ
stanzaic متشکل از چند بند شعر
council of entent متشکل از جمهوریهای افریقایی داهومی
beam column framing ساختمان با قابهای متشکل ازتیر و ستون
lignocellulose مواد سلولزی متشکل بافتهای چوبی
heptarchic دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
craft union اتحادیه متشکل از متخصصین فن یاصنعت یا حرفه خاص
nordic council شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
DNA double helix [یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
recombinant موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
jo bolt نوعی پرچ با دندانههای داخلی متشکل از سه قسمت
bilateral infrastructure سازمان داخلی متشکل ازاعضای دو جانبه تشکیلات دوجانبه
association for women in computing متشکل از افرادی که پردازش کامپیوتر علاقه مند هستند
solo مستقل
mavericks مستقل
frees مستقل
absolutes مستقل
solos مستقل
independent مستقل
autocratic مستقل
free مستقل
realty مستقل
freeing مستقل
separated مستقل
maverick مستقل
freed مستقل
separates مستقل
sovereign مستقل
stand alone مستقل
landed a مستقل
separate مستقل
free-standing مستقل
freelance مستقل
exogenous مستقل
absolute مستقل
autonomic مستقل
sovereigns مستقل
capacitor intel filter شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
wrap round engine موتور توربوجت متشکل ازقسمت مرکزی ان که با کانال رم جت مجزایی احاطه شده است
cellulose nitrate ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درمواد منفجره دوپها وپلاستیکهای ساختمانی بکارمیرود
reed valve شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
entities موجودیت مستقل
independency کشور مستقل
entity موجودیت مستقل
autonomous variable متغیر مستقل
entities موسسه مستقل
independent consultant مشاور مستقل
independent equations معادلات مستقل
autonomous operation عملیات مستقل
autonomous consumption مصرف مستقل
separates یکان مستقل
context free مستقل از متن
argument متغیر مستقل
entity موسسه مستقل
arguments متغیر مستقل
independent state دولت مستقل
independent variable متغیر مستقل
stand alone computer کامپیوتر مستقل
separated یکان مستقل
explanatory variable متغیر مستقل
device independence مستقل از دستگاه
separate company گروهان مستقل
a stand-alone computer یک رایانه مستقل
a stand-alone company یک شرکت مستقل
single unit یکان مستقل
to stand by oneself مستقل بودن
absolutes مستقل استبدادی
detached ستون مستقل
garrison house ساخلو مستقل
individual units یکانهای مستقل
stand on one's own two feet <idiom> مستقل بودن
semi independent نیمه مستقل
separate battalion گردان مستقل
machine independent مستقل از ماشین
separate battery اتشبار مستقل
separate brigade تیپ مستقل
separate یکان مستقل
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
Common Market بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
open loop system مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
rollpin پینی متشکل از طومارهای فنرهای پیچیده فولادی که به عنوان محور لولا بکار میرود
multipropellant سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
coupling نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
bifuel propulsion سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
policonic projection سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
desk accessory در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
temperature independent paranagnetism پارامغناطیس گرما مستقل
monarchism اصول سلطنت مستقل
autonomous دارای زندگی مستقل
dependency کشور غیر مستقل
autonomous investment سرمایه گذاری مستقل
separations مستقل شدن یکانها
number of componentes تعداد سازندههای مستقل
computer independent language زبان مستقل کامپیوتری
dependent state دولت غیر مستقل
separation مستقل شدن یکانها
dependencies کشور غیر مستقل
independent variable متغیر مستقل [ریاضی]
free standing columns ستونهای مستقل یا مجزا
argument [of a function] متغیر مستقل [ریاضی]
download فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
natives کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
native کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
chcp در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
design phase فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
tar سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
ES IS سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
demand نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demands نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demanded نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
diabatic process پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
three phase four wire system سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
system diagnostics امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
building block principle طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
standby سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
standbys سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
automatic levelling سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
bridged سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridges سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
mttf متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean
bridge سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
cuno filter نوعی فیلتر متشکل از تعدادی دیسک که توسط تیغه هایی ازهم جدا شده اند
cellulose acetate ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درابریشمهای مصنوعی فیلم لاک الکل و غیره بکار میرود
multicollinearity هم خطی بین متغیرهای مستقل
standalone سیستمی که مستقل کار میکند
stand-alone <adj.> خود کفا [به تنهایی] [مستقل ]
on an arm's length basis بر اساس مستقل و برابر بودن [در]
icca انجمن مستقل مشاورین کامپیوتر
monarchic مربوط به سلطان یا سلطنت مستقل
argument [of a function] متغیر مستقل تابعی [ریاضی]
autonomous investment سرمایه مستقل از درامد ملی
post town شهری که پستخانه مستقل دارد
off load انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
failure بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
failures بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
desktop در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم
lambert projection سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی
branches در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
branch در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
logograph چیستان یامعمایی متشکل ازکلماتی که باید باهم جمع شوند وکلمه دیگری ازان ساخته شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com