Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
measuring system
سیستم سنجش
Search result with all words
optical measuring system
سیستم سنجش نوری
Other Matches
measuring technique
متد سنجش اسلوب سنجش فن سنجش فن اندازه گیری
scalar
توضیح دادنی بوسیله عددی بر روی ترازو قابل سنجش با ترازو سنجش مدرج
crash conversion
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
ppi gauge
معیار سنجش استاندارد بار معیار سنجش ابعاد استانداردبستههای پستی
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
run
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
blessed folder
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
sysgen
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
policonic projection
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
coupling
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
desk accessory
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
bifuel propulsion
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
chcp
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
download
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
natives
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
native
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
design phase
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
demand
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demanded
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
ES IS
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
demands
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
tar
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
diabatic process
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
building block principle
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
standby
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
three phase four wire system
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
standbys
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
system diagnostics
امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
automatic levelling
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
bridges
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
mttf
متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean
bridge
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridged
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
off load
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
failures
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
desktop
در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم
failure
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
lambert projection
سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی
measurement
سنجش
g
سنجش
measure
سنجش
appraisal
سنجش
appraisals
سنجش
degress of comparison
سنجش
scaling
سنجش
measurment
سنجش
deliberations
سنجش
evaluations
سنجش
assessment
سنجش
ponderingly
با سنجش
ponderation
سنجش
deliberation
سنجش
measurements
سنجش
assessments
سنجش
ponder
سنجش
poneration
سنجش
pondered
سنجش
scalar
سنجش
assay
سنجش
evalution
سنجش
evaluation
سنجش
ponders
سنجش
assays
سنجش
pondering
سنجش
expansion card
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
warm boot
شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند
link encryption
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
measuring diaphragm
دیافراگم سنجش
measuring junction
محل سنجش
voltage measuring
سنجش فشارالکتریکی
comparisons
تطبیق سنجش
measuring diaphragm
ممبران سنجش
measuring error
خطای سنجش
measuring switch
کلید سنجش
indirect measurement
سنجش غیرمستقیم
incommensurable
سنجش ناپذیر
measuring frequency
فرکانس سنجش
voltage measuring
سنجش ولتاژ
measuring generator
مولد سنجش
measuring current
جریان سنجش
comparison
تطبیق سنجش
high accuracy measurement
سنجش دقیق
datum line
خط مبنای سنجش
ponderability
سنجش پذیری
comparative measurement
سنجش مقایسهای
pulmometry
سنجش گنجایش شش
comparative measurement
سنجش قیاسی
meter
وسیله سنجش
accuracy to gage
دقت سنجش
meters
وسیله سنجش
ponderable
قابل سنجش
measuring cable
کابل سنجش
measuring circuit
مدار سنجش
measuring coil
بوبین سنجش
colorimetry
سنجش رنگ
precision measurment
سنجش دقیق
measurable
سنجش پذیر
graduated steel straight edge
شینه سنجش
depth measurement
سنجش گودی
emergency measure
سنجش اضطراری
measuring thermocouple
عنصرحرارتی سنجش
measuring thermocouple
ترموکوپل سنجش
measuring transductor
ترانسدوکتور سنجش
ratings
سنجش توان
rating
سنجش توان
measuring technique
تکنیک سنجش
volumetric analysis
سنجش حجمی
measuring unit
عضو سنجش
measuring unit
واحد سنجش
measuring voltage
فشار سنجش
method of measurment
روش سنجش
assay
ازمایش سنجش
metage
حق سنجش قپانداری
sociometry
سنجش افکاراجتماعی
assays
ازمایش سنجش
biometrics
زیست سنجش
delib erator
سنجش کننده
measurment
سنجش اندازه
measuring technique
روش سنجش
measuring range
ناحیه ی سنجش
market appraisal
سنجش بازار
measuring range
حیطه سنجش
measuring junction
نقطه سنجش
measuring position
محل سنجش
measuring point
نقطه سنجش
measuring period
دوره سنجش
clocked
با سنجش زمان
measuring relay
رله سنجش
measuring period
مدت سنجش
frequency measurement
سنجش فرکانس
surveyor's chain
زنچیر سنجش
font metric
سنجش فونت
measuring method
اسلوب سنجش
measuring sensitivity
حساسیت سنجش
measuring rectifier
یکسوکننده سنجش
slice
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slices
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
teleran system
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
open
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opens
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opened
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
designation system
سیستم تعیین وسایل سیستم انتخاب
system flowchart
نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
insulation measurement
سنجش و ازمایش ایزولاسیون
precision measuring equipment
تجهیزات سنجش دقیق
the estimative faculty
قوه سنجش یا براورد
eudiometry
سنجش اکسیژن هوا
assay
عیار گرفتن سنجش
barometry
سنجش فشار هوا
clocked flip flop
الاکلنگ با سنجش زمان
imponderability
عدم قابلیت سنجش
tangible benefits
سودهای قابل سنجش
quantifiable
قابل سنجش یا تعیین
milage
سنجش برحسب میل
bel
یگان سنجش صوت
mile
مقیاس سنجش مسافت
coductivity cell
پیل سنجش رسانندگی
pixing the coin
سنجش عیار سکه
measuring thermocouple
زوج فلزحرارتی سنجش
aerometry
سنجش غلظت هوا
clocked input
ورودی با سنجش زمان
means tests
سنجش استطاعت مالی
means test
سنجش استطاعت مالی
photomrtry
سنجش شدت روشنایی
perimetry
سنجش میدان دید
acres
برای سنجش زمین
calipers
پرگار برای سنجش
acre
برای سنجش زمین
assays
عیار گرفتن سنجش
instrumentation
کاربرد وسائل سنجش
pulmometer
الت سنجش گنجایش شش
scruple
واحد سنجش چیزجزئی
limit gage
وسیله سنجش تلرانس
mileage
سنجش برحسب میل
miles
مقیاس سنجش مسافت
thermal resolution
حداقل سنجش حرارت
measure
مقایسه کردن سنجش
masters
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
mastered
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
compatibility
پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند
incommensurability
عدم تقارن سنجش ناپذیری
sequencer
اسباب سنجش توالی وتسلسل
sociometry
سنجش روابط افراد جامعه
butyrometer
الت سنجش چربی شیر
magneto ohmmeter
میگر برای سنجش مقاومت
moving coil measuring mechanism
مکانیزم سنجش قاب گردان
chronograph
الت سنجش فواصل زمانی
ceilometer
وسیله سنجش ارتفاع ابر
roentgen
واحد سنجش تشعشع اتمی
rain gage
وسیله سنجش میزان بارندگی
manometer
الت سنجش فشار خون
cohesiometer
دستگاه سنجش چسبندگی خاک
pyrometer
الت سنجش گرمای زیاد
transversal
سنجش ارزش برحسی معیارنوینی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com