English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
optical measuring system سیستم سنجش نوری
Other Matches
measuring system سیستم سنجش
measuring technique متد سنجش اسلوب سنجش فن سنجش فن اندازه گیری
optical سیستم ارتباطی با استفاده از فیبر نوری
combining سیستم تشخیص حروف نوری کارا
combines سیستم تشخیص حروف نوری کارا
CSM سیستم تشخیص حرف نوری کارا
combine سیستم تشخیص حروف نوری کارا
resolving power اندازه گیری توانایی سیستم نوری برای تشخیص خط وط سیاه روی صفحه سفید.
dye polymer recording در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است
writes سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
write سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
write سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
writes سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
magneto optical disc دیسک نوری که در وسیله ضبط مغناطیسی- نوری به کار می رود
wand دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wands دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
fibre optics لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود
optical character recognition تشخیص نوری دخشه تشخیص کاراکتر نوری شناسایی نوری دخشه بازشناسی نوری دخشه بازشناسی کاراکتر نوری
cladding واسطه شفافی که هسته یک فیبر نوری را احاطه میکند دومین لایه واحد فیبر نوری
scalar توضیح دادنی بوسیله عددی بر روی ترازو قابل سنجش با ترازو سنجش مدرج
crash conversion تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
ppi gauge معیار سنجش استاندارد بار معیار سنجش ابعاد استانداردبستههای پستی
ocr فرآیندی که امکان تشخیص حروف چاپ شده یا نوشته شده را به صورت نوری و تبدل آن به کد قابل خواندن توسط ماشین که ورودی کامپیوتر ست دارد با استفاده از حرف خان نوری
optical فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
run اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
sysgen فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
blessed folder در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
peripheral که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
policonic projection سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
coupling نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
desk accessory در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
bifuel propulsion سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
design phase فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
native کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
download فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
chcp در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
natives کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
demands نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
ES IS سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
demand نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
diabatic process پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
demanded نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
tar سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
automatic levelling سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
system diagnostics امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
three phase four wire system سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
standbys سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
building block principle طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
standby سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
bridged سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridge سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridges سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
mttf متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean
optic نوری
photic نوری
dimness کم نوری
optical نوری
desktop در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم
failures بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
off load انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
failure بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
lambert projection سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی
appraisals سنجش
ponderingly با سنجش
assessments سنجش
assessment سنجش
evaluations سنجش
measure سنجش
ponder سنجش
pondered سنجش
appraisal سنجش
g سنجش
ponderation سنجش
measurment سنجش
measurements سنجش
measurement سنجش
scaling سنجش
assay سنجش
evaluation سنجش
pondering سنجش
deliberations سنجش
deliberation سنجش
evalution سنجش
scalar سنجش
poneration سنجش
ponders سنجش
assays سنجش
degress of comparison سنجش
warm boot شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند
expansion card کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
light pens قلم نوری
optically active فعال نوری
photo luminescence لومینسانس نوری
light-years سال نوری
light pen قلم نوری
photo excitation برانگیختگی نوری
electric arc قوس نوری
photo electron الکترون نوری
photopolymer بسپار نوری
photoperiodism واکنش نوری
light switch گزینه نوری
photophone تلفن نوری
light wave موج نوری
light ralay رله نوری
photism توهم نوری
photostatic ایستا نوری
photodecomposition تجزیه نوری
light microscopy میکروسکپ نوری
photic zone نوار نوری
photo plotter رسام نوری
photoelectric نوری وبرقی
optical stability پایداری نوری
optic fibre فیبر نوری
optical activity فعالیت نوری
light output ratio of a fitting راندمان نوری
light sensitive با حساسیت نوری
spectral line خط طیف نوری
optical lens عدسی نوری
optical isomerism ایزومری نوری
optical scanner پوینده نوری
wand قلم نوری
light gun تفنگ نوری
wands قلم نوری
optical isomerism همپاری نوری
optical isomer همپار نوری
optical scanner پیمایشگر نوری
optical mark reader علامتخوان نوری
optical rotation چرخش نوری
optical دیسکهای نوری
optical printer چاپگر نوری
optical pyrometry تف سنجی نوری
photo optic memory حافظه نوری
optical memory حافظه نوری
optical resolution تفکیک نوری
photodissociation تفکیک نوری
fiber optics فیبر نوری
optical resonance همنوایی نوری
fiber optics الیاف نوری
optical isomer ایزومر نوری
optical fiber فیبر نوری
optical character دخشه نوری
optical antipode همپار نوری
optical communications ارتباطات نوری
light year سال نوری
luminous flux شار نوری
light-year سال نوری
luminous sensitivity حساسیت نوری
optical character کاراکتر نوری
optical disk دیسک نوری
optical density چگالی نوری
optical scanning پیمایش نوری
link encryption خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
volumetric analysis سنجش حجمی
meter وسیله سنجش
comparisons تطبیق سنجش
incommensurable سنجش ناپذیر
measurable سنجش پذیر
indirect measurement سنجش غیرمستقیم
meters وسیله سنجش
comparison تطبیق سنجش
measuring unit واحد سنجش
voltage measuring سنجش ولتاژ
emergency measure سنجش اضطراری
measuring period مدت سنجش
measuring period دوره سنجش
font metric سنجش فونت
measuring point نقطه سنجش
measuring position محل سنجش
measuring range حیطه سنجش
measuring range ناحیه ی سنجش
measuring rectifier یکسوکننده سنجش
measuring relay رله سنجش
measuring sensitivity حساسیت سنجش
measuring switch کلید سنجش
comparative measurement سنجش مقایسهای
comparative measurement سنجش قیاسی
measuring technique روش سنجش
colorimetry سنجش رنگ
measuring method اسلوب سنجش
measuring junction نقطه سنجش
surveyor's chain زنچیر سنجش
sociometry سنجش افکاراجتماعی
market appraisal سنجش بازار
depth measurement سنجش گودی
delib erator سنجش کننده
measuring circuit مدار سنجش
measuring coil بوبین سنجش
measuring current جریان سنجش
measuring diaphragm دیافراگم سنجش
datum line خط مبنای سنجش
measuring diaphragm ممبران سنجش
measuring error خطای سنجش
measuring frequency فرکانس سنجش
measuring generator مولد سنجش
measuring junction محل سنجش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com