Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
agrosylvopastoral system
سیستم کشت و جنگل و مرتع سازگان کشت و چرا و جنگل
Other Matches
sylvopastoral
طرح ریزی جنگل و مرتع
deforests
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforest
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforested
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforesting
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
purlieu
زمینی که وقتی جزو جنگل بوده و هنوزمشمول قانون جنگل ها میباشد
reforest
مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
reforested
مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
reforesting
مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
reforests
مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
woodlands
جنگل
sylviculture
جنگل
forest
جنگل
jungles
جنگل
jungle
جنگل
woodland
جنگل
greenwood
جنگل
timberland
جنگل
silviculture
جنگل
forests
جنگل
surcharge of common
یا جنگل
weald
جنگل
woodman
جنگل نشین
woodless
بی درخت بی جنگل
wood nymph
حوری جنگل
nemoral
جنگل نشین
silenus
الهه جنگل
wildwood
جنگل طبیعی
jungled
جنگل دار
deforestation
جنگل زدایی
wildwood
جنگل خودرو
silvicolous
ساکن جنگل
woodsy
مربوط به جنگل
woodsy
ساکن جنگل
silvicolous
جنگل نشین
forester
جنگل نشین
silvics
جنگل شناسی
ranger
جنگل بان
foresters
جنگل نشین
xyloid
جنگل دار
afforestment
جنگل سازی
rainforest
جنگل بارانی
rangers
جنگل بان
rainforests
جنگل بارانی
jungly
جنگل دار
wood
جنگل چوبی
forestation
وسعت جنگل
mangrove forest
جنگل مردابی
reforestation
احیای جنگل
steppe forest
جنگل جلگهای
dryad
عروس جنگل
forest laws
قوانین جنگل
forestation
احداث جنگل
woody
جنگل دار
silviculture
احداث جنگل
afforestation
جنگل کاری
afforestation
جنگل سازی
silviculture
پرورش جنگل
mangrove forest
جنگل ماندابی
afforestation
احداث جنگل
clearing of jungle
پاکسازی جنگل
pinetum
جنگل کاج
sylviculture
احداث جنگل
sylvan
ساکن جنگل
timberland
جنگل چوب الواری
forests
تبدیل به جنگل کردن
forest
تبدیل به جنگل کردن
selva
جنگل بارانی گرمسیری
tropical rainforest
جنگل بارانی گرمسیری
vert
گیاه سبز در جنگل
glades
سبزه میان جنگل
glades
فضای میان جنگل
cloud forest
جنگل بلند مه الود
glade
فضای میان جنگل
conifer forest
جنگل سوزنی برگ
glade
سبزه میان جنگل
silvicultural
وابسته بپرورش جنگل
forestry
احداث جنگل جنگلداری
bushwacking
در جنگل از بیراهه رفتن
tropical rain forest
جنگل بارانهای استوایی
woodnote
صدای حیوانات جنگل
silviculturist
ویژه گر پرورش جنگل
glade
خیابان یا کوچه جنگل درختستان
pinery
جنگل کاج گرمخانه اناناس
boreal forest
جنگل سوزنی برگ شمالی
tree farm
محوطه درخت کاری جنگل
impark
در پارک یا جنگل محصور کردن
smokechaser
مامور اتش نشانی جنگل
glades
خیابان یا کوچه جنگل درختستان
wood craft
جنگل شناسی از لحاظ شکار
rapes
شهرستان تجاوز به ملک غیر در جنگل
raped
شهرستان تجاوز به ملک غیر در جنگل
rape
شهرستان تجاوز به ملک غیر در جنگل
chaparral
بلوط کوتاه وهمیشه بهار جنگل
rain forest
جنگل انبوه مناطق گرم و پرباران
raping
شهرستان تجاوز به ملک غیر در جنگل
woodlot
منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان
duff
سبزیهای فاسد جنگل خاکه زغال سنگ
wind shake
تکان سخت درختان جنگل در اثر طوفان
thicketed
پوشیده شده بوسیله جنگل ودرخت زار
robin hood
رابین هود یاغی جنگل نشین و جوانمرد انگلیسی
Mahogany was once abundant
[prolific]
in the tropical forests.
یک موقعی چوب ماهون در جنگل های استوایی فراوان بود.
disforest
ازحال جنگلی بیرون امدن ازرعایت قانون جنگل هامعاف کردن
disafforest
ازحال جنگلی بیرون اوردن ازرعایت قانون جنگل هامعاف کردن
actaeon
اکتئون نام شکارگری که بدن لخت دیاناالههء شکار و جنگل را دیدوبشکل گوزن درامد
afforest
تبدیل به جنگل کردن جنگلکاری کردن
ecosystem development
گسترش بوم سازگان سازگان بوم گسترد
crash conversion
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
commonage
حق مرتع
pampas
مرتع
pasture
مرتع
pastures
مرتع
macrisystem
مه سازگان
system
سازگان
systems
سازگان
tore
مرتع چنبر
lea
علفزار مرتع
dynamic system
سازگان پویا
ecological system
بوم سازگان
biosystem
سازگان زیستی
biological system
سازگان زیستی
system analysis
تحلیل سازگان
complex system
سازگان پیچیده
cybernetic system
سازگان چمداری
ecosystem
بوم سازگان
ecosystems
بوم سازگان
closed system
سازگان بسته
cybernetic system
سازگان چمداشت
aboitic system
سازگان بیجان
nonliving system
سازگان بیجان
open system
سازگان باز
park
شکارگاه محصور مرتع
parks
شکارگاه محصور مرتع
parked
شکارگاه محصور مرتع
agroecosystem
بوم سازگان کشاورزی
climax ecosystem
بوم سازگان اوج
micro ecosystem
بوم سازگان خرد
terrestrian ecosystem
بوم سازگان زمین
ranches
در مرتع پرورش احشام کردن
ranch
در مرتع پرورش احشام کردن
pasturage
مرتع گیاه وعلق قصیل
pastures
مرتع گیاه وعلق قصیل
pasture
مرتع گیاه وعلق قصیل
ranch
مزرعه یا مرتع احشام دامداری کردن
ranches
مزرعه یا مرتع احشام دامداری کردن
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
run
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
blessed folder
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
sysgen
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
sheepwalk
مرتع گوسفند چراگاه گوسفند
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
coupling
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
bifuel propulsion
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
policonic projection
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
desk accessory
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
design phase
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
native
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
natives
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود.
download
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور
chcp
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
demands
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demanded
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
tar
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
diabatic process
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
demand
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
ES IS
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
standby
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
automatic levelling
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
building block principle
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
three phase four wire system
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
system diagnostics
امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم
standbys
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
mttf
متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean
bridges
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridged
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridge
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
desktop
در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم
failures
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
off load
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
failure
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
lambert projection
سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی
expansion card
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
warm boot
شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند
link encryption
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
slice
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slices
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
teleran system
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
opens
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opened
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
open
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
system flowchart
نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم
designation system
سیستم تعیین وسایل سیستم انتخاب
master
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
mastered
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
masters
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
compatibility
پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com