English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (6 milliseconds)
English Persian
gas bottle سیلندر گاز کپسول گاز
Other Matches
cylinder block boring machine دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
actuating cylinder سیلندر پیستون عمل کننده سیلندر محرک
compensating port مدخلی در سیلندر اصلی ترمزکه در مواقعی که از ترمزاستفاده نمیشود سیلندر چرخ را به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سیال در اثرگرما و نهایتا در گیر شدن ترمزها جلوگیری میکند
flat twin engine موتور بوکسر دو سیلندر موتور سیلندر متقابل با دوسیلندر
cachet کپسول
capsules کپسول
capsule کپسول
gas bubbler کپسول گاز
microphone capsule کپسول دهنی
theca پوشش کپسول
microphone button کپسول میکروفون
gas from cylinder گاز کپسول
fire extinguisher کپسول اتش نشانی
fire extinguishers کپسول اتش نشانی
acapsular بی حقه بدون کپسول
spermatophore کپسول یا کیسه منی
air tank کپسول هوای غواصی
hand extinguisher کپسول اتش نشانی
high pressure cylinder کپسول فشار قوی
blasting cap کپسول دمندگی یا اتشباری
encapsulating بصورت کپسول دراوردن
encapsulates بصورت کپسول دراوردن
encapsulate بصورت کپسول دراوردن
capsular دارای خصوصیات کپسول مجوف
telephone transmitter میکروفن تلفن کپسول دهنی
thecal دارای پوشش کپسول دار
thecate دارای پوشش کپسول دار
buddy breathing شرکت 2 نفر در یک کپسول هوا در زیر اب
prill بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
k valve شیر ساده روی کپسول هوای غواصی
cylinders سیلندر
cylinder سیلندر
septicidal مربوط به کپسول میوه که ازطول خود شکفته شود
gas cylinder سیلندر گاز
two cylinder engine موتور دو سیلندر
gas from cylinder گاز سیلندر
pump cylinder سیلندر پمپ
swept volume حجم سیلندر
six cylinder engine موتور شش سیلندر
single cylinder engine موتور یک سیلندر
single acting cylinder سیلندر یک طرفه
oxygen cylinder سیلندر اکسیژن
pump barrel سیلندر تلمبه
gas bubbler سیلندر گاز
cylinder block بلوک سیلندر
cylinder capacity حجم سیلندر
cylinder capacity فضای سیلندر
cylinder fins تیغههای سیلندر
bottled gas گاز سیلندر
liners بوش سیلندر
liner بوش سیلندر
cylinder liner بوش سیلندر
cylinder pad پایه سیلندر
double acting cylinder سیلندر دوطرفه
j valve سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
bores قطر داخلی سیلندر
bore قطر داخلی سیلندر
drummed درام سیلندر استوانه
drum درام سیلندر استوانه
opposed piston engine موتور سیلندر روبرو
cylinder gas گاز داخل سیلندر
gas cylinder valve شیر سیلندر گاز
eight cylinder engine موتور هشت سیلندر
cylinder skirt حاشیه یا دامنه سیلندر
cylinder jacket استری داخل سیلندر
cylinder flange فلانج یا لبه سیلندر
compressed gas cylinder سیلندر محتوی گاز متراکم
actuator سیلندر پیستون عمل کننده
balanced actuator سیلندر پیستون محرک هیدرولیکی
base circle هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
velocity stacks لوله ورود هوای مساوی به هر سیلندر
pyxidium کپسول گیاهی که نیمی از ان در اثر شکفتن بازواز نیم پایینش جدا میگردد مجری
brake mean effective pressure مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
clearance volume کمترین حجم سیلندر هنگامیکه پیستون در نقطه مرگ بالاقرار دارد
broad arrow engine موتور پیستونی با سه ردیف سیلندر که با زاویه کمتر از09 درجه نسبت به یکدیگرقرارگرفته اند
x engine موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
h engine موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
water injection پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
choke bore روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com