English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
silicic سیلیس دار دارای سیلیکون
Search result with all words
siliciferous دارای سیلیس یا سیلیکون زیاد
Other Matches
silicon سیلیکون
silicone سیلیکون
silica سیلیس
silicic مشتق از سیلیس
silicifoeous سیلیس دار
siliceous sandstone ماسه سنگ سیلیس
siliconize سیلیس دار کردن
silicide ترکیب دو فرفیتی سیلیکون
siliciferous ایجاد کننده سیلیکون
silicate باسیلیکا یا سیلیس ترکیب کردن
silliceous limestone سنگ اهک سیلیس دار
silex سنگ سیلیس که دردندانسازی مصرف دارد
silicicolous رشد کننده در نواحی سیلیس دار
silicon ماشین تولید کریستال سیلیکون و پس برش دادن آن قط عات باریک و کوچک
wafer یک قطعه نازک سیلیکون که بر روی ان مدارات مجتمع جهت ایجاد یک تراشه قرار دارند
wafers یک قطعه نازک سیلیکون که بر روی ان مدارات مجتمع جهت ایجاد یک تراشه قرار دارند
silicon قطعه نازک کریستال سیلیکون خالص با قط ر چند اینچ که روی آن مدارهای مجتمع قرار دارند.
wafer یک قطعه گرد از کریستال سیلیکون که روی آن صدها مدار مجتمع نصب شده اند قبل از اینکه به قط عاتی تقسیم و بریده شود
wafers یک قطعه گرد از کریستال سیلیکون که روی آن صدها مدار مجتمع نصب شده اند قبل از اینکه به قط عاتی تقسیم و بریده شود
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
fraught with دارای
footy دارای پا
iodic دارای ید
odoriferous دارای بو
bilabiate دارای دو لب
glochidiate دارای مو
trilinear دارای سه خط
three legged دارای سه پا
three-legged دارای سه پا
strontic دارای استرونیوم
electives دارای حق انتخاب
multifid دارای چندشکاف
stilted دارای چوب پا
antithetic دارای ضد ونقیض
multiflorous دارای بیش از سه گل
straight line دارای خط مستقیم
multilineal دارای چندین خط
keratinous دارای موادشاخی
elective دارای حق انتخاب
pinnular دارای برگچه
sulfureous دارای گوگرد
entitative دارای وجودخارجی
alcoholic دارای الکل
alcoholics دارای الکل
synonymous دارای تشابه
synonymous دارای ترادف
monogamous دارای یک همسر
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
far reaching دارای اثرزیاد
amphibolic دارای دو معنی
myrrhic دارای بوی مر
adamantean دارای تلئلو
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
splashy دارای ترشح
spirituous دارای الکل
myrrhy دارای بوی مر
spiriferous دارای عضومارپیچی
keeled دارای تبر ته
bifocals دارای دو کانون
feldspathic دارای فلدسپار
aluminous دارای زاج
energetic دارای انرژی
stannic دارای قلع
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
staminate دارای جرثومه نر
polygamous دارای چند زن
febile دارای حالت تب
pileate دارای کلاهک
sonant دارای اهنگ
antithetical دارای ضد ونقیض
superabundant دارای وفور
monoclinal دارای یک شیب
in power دارای اختیارات
basined دارای ابگیر
testate دارای وصیت
ternal دارای سه تغییر
pinnular دارای بالچه
ill neighboured دارای محیط بد
dyslogistic دارای خاطرات بد
double tongued دارای دوقول
in defect دارای کاستی
in force دارای اعتبار
monandrous دارای یک شوهر
titlist دارای عنوان
in flower دارای شکوفه
tintinnabulary دارای طنین
tinctorial دارای ته رنگ
tinct دارای ته رنگ
head دارای سرکردن
monatomic دارای یک جوهرفرد
monometallic دارای یک فلز
wordy دارای اطناب
knock kneed دارای زانوی کج
syntonic دارای بسامدمشابه
knarred دارای برامدگی
muciferous دارای مخاط
artiodactylous دارای سم شکافته
preferable دارای رجحان
artiodactyl دارای سم شکافته
swell butted دارای ته گنده
kibed دارای شکاف
aulait دارای شیر
accredited دارای اعتبارنامه
plumose دارای دسته پر
azotic دارای ازت
terahenous دارای 4 مادگی
knobby دارای برامدگی
musical دارای اهنگ
musicals دارای اهنگ
starchy دارای نشاسته
monopetalous دارای یک گلبرگ
ill neighboured دارای همسایه بد
arbitrative دارای اختیارحکمیت
hook nosed دارای بینی کج
quartziferous دارای در کوهی
portentous دارای فال بد
rifled دارای خان
self abnegating دارای کف نفس
deadbeats دارای سکون
deadbeat دارای سکون
bodily دارای بدن
iodous دارای یود
of that ilk دارای همان جا
palmy دارای نخل
pulsatile دارای تپش
sexagenary دارای سن 06 تا96
pseudonymous دارای تخلص
heterogamous دارای مادگی ها
hook-nosed دارای بینی کج
accentual دارای تاکید
papillose دارای برامدگی
pulsant دارای تپش
handy <adj.> دارای مزیت
overlapping دارای اشتراک
hearted دارای قلب ...
geniculate دارای زانویی
instinct with force دارای زور
insectile دارای حشره
rarely beautiful دارای زیبائی
reversioner دارای حق رجوع
divan دارای دوفرفیت
overbusy دارای کارزیاد
reboant دارای واکنش
rattly دارای صدای تق تق
weighted دارای وزن
intercommunicate دارای مراوده
prurient دارای فکرشهوانی
privileged دارای امتیاز
invested with power دارای اختیار
innervate دارای پی کردن
sabulous دارای شن ریزه
rugose دارای رکه
hectic دارای تب لازم
glanduliferous دارای غد دکوچک
glary دارای تشعشع
haired دارای موی ...
short-range دارای برد کم
deficient دارای کمبود
flabby دارای عضلات شل
petiolated دارای دمگل
floaty دارای اب نشین کم
keyed دارای جاانگشتی
isogenous دارای یک منبع
petiolate دارای دمگل
humous دارای موادالی
silicifoeous دارای در کوهی
homolographic دارای قرینه
rectilinear دارای مسیرمستقیم
nitrous دارای شوره
redundant دارای اطناب
fibrinous دارای مودلیفی
bifocal دارای دو کانون
social minded دارای افکاراجتماعی
indued with charm دارای فریبندگی
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com