Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
to pull the wires
سیمهای عروسک خیمه شب بازی رادردست داشتن
Other Matches
puppet
عروسک خیمه شب بازی
puppets
عروسک خیمه شب بازی
fantoccini
عروسک خیمه شب بازی
jumping jack
عروسک خیمه شب بازی
marionette
عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
scaramouch
عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
marionettes
عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
scaramouche
عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
doll play
عروسک بازی
puppetry
عروسک بازی
puppetry
خیمه شب بازی
puppet show
خیمه شب بازی
Punch and Judy shows
نمایش خیمه شب بازی
Punch and Judy show
نمایش خیمه شب بازی
to take the helm
زمام امور رادردست گرفتن
kettle holder
کهنهای که با ان کتری داغ رادردست گیرند
playing
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
played
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
plays
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
play
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
cross wires
سیمهای متقاطع
There is a fault in the electrical wires .
سیمهای برق عیب کرده است
category wiring
که نوع کابل ها و سیمهای شبکه را مشخص میکند
phonoscope
التی که بدان سیمهای ادوات موسیقی ازموده میشوند
toy
عروسک
dolly
عروسک
doll
عروسک
dolls
عروسک
dollies
عروسک
toys
عروسک
puppets
عروسک
puppet
عروسک
moppet
عروسک
rag doll
عروسک پارچه یی
rag baby
عروسک کهنهای
baby house
عروسک خانه
alkekengi
عروسک پس پرده
rag dolls
عروسک پارچه یی
toylike
عروسک وار
dollish
عروسک مانند
playhouses
اطاق عروسک بچه
gimcrack
قشنگ و بی مصرف عروسک
playhouse
اطاق عروسک بچه
patches
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
patch
ارسال الکتریکی که توسط سیمهای کوتاه متصل می شدند و امکان تشخیص سریع و ساده شبکه را فراهم می کنند
golliwog
عروسک سیاه وعجیب و غریب
golliwogg
عروسک سیاه وعجیت و غریب
gollywogs
عروسک سیاه وعجیب و غریب
golliwogs
عروسک سیاه وعجیب و غریب
physalis
عروسک پس پرده و گلهای همجنس ان
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
ventriloquistic
کسیکه بجای عروسک یاجانوری تکلم کند
ventriloquists
کسیکه بجای عروسک یاجانوری تکلم کند
ventriloquist
کسیکه بجای عروسک یاجانوری تکلم کند
moorings
سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
bind
خیمه
canopy
خیمه
tabernacle
خیمه
tent
خیمه
binds
خیمه
canopies
خیمه
tents
خیمه
tenter
خیمه دوز
pitch
خیمه زدن
tentmaker
خیمه دوز
tentage
خیمه زنی
pitches
خیمه زدن
hovels
پناهگاه خیمه
camp
خیمه سرا
front headlock and leg lever in knee
خیمه زدن
puppeteers
خیمه شب باز
maroczy bind
خیمه ماروکسی
wigwams
خیمه مسکن
wigwam
خیمه مسکن
encage
خیمه برپاکردن
decamped
خیمه بر بستن
decamps
خیمه بر بستن
decamping
خیمه بر بستن
hovel
پناهگاه خیمه
puppeteer
خیمه شب باز
lodges
خیمه زدن
lodged
خیمه زدن
lodge
خیمه زدن
decamp
خیمه بر بستن
tenter
مستحفظ خیمه دار
teepee
خیمه سرخ پوستان
pitch
خیمه زدن برپاکردن
pitches
خیمه زدن برپاکردن
tents
خیمه زدن توجه
marquee
خیمه بزرگ سایبان
marquees
خیمه بزرگ سایبان
pavilions
درکلاه خیمه زدن
underhook
خیمه و رکبی زدن
encamping
خیمه برپا کردن
booth
سایبان خیمه پاسگاه
booths
سایبان خیمه پاسگاه
encamp
خیمه برپا کردن
pavilion
درکلاه خیمه زدن
encamped
خیمه برپا کردن
tent
خیمه زدن توجه
encamps
خیمه برپا کردن
tepee
خیمه مخروطی سرخ پوستان
tepees
خیمه مخروطی سرخ پوستان
filigree
تزئیناتی بشکل ذرات ریز یادانههای تسبیح که امروزه بصورت سیمهای ریز طلاونقره و یا مسی در اطراف الات زرین وسیمین ساخته میشود
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
yurt
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
yurta
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
front underlock
خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
wires
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wire
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
longer
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn
<idiom>
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longest
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
to keep down
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
to keep up
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
abhorred
بیم داشتن از ترس داشتن از
abhors
بیم داشتن از ترس داشتن از
resides
اقامت داشتن مسکن داشتن
resided
اقامت داشتن مسکن داشتن
reside
اقامت داشتن مسکن داشتن
abhorring
بیم داشتن از ترس داشتن از
differ
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meaner
مقصود داشتن هدف داشتن
hope
انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped
انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes
انتظار داشتن ارزو داشتن
hoping
انتظار داشتن ارزو داشتن
differs
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
proffering
تقدیم داشتن عرضه داشتن
mean
مقصود داشتن هدف داشتن
proffered
تقدیم داشتن عرضه داشتن
differing
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
to have by heart
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
proffer
تقدیم داشتن عرضه داشتن
cost
قیمت داشتن ارزش داشتن
proffers
تقدیم داشتن عرضه داشتن
differed
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meanest
مقصود داشتن هدف داشتن
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
upkeep
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
round robin (tournament or contest)
<idiom>
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
to have something in reserve
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
lead a dog's life
<idiom>
زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
grey hound
سگ بازی
hopscotch
بازی لی لی
plays
بازی
patulousness
بازی
game
بازی
plain dealing
بازی
action
بازی
solitaires
تک بازی
actions
بازی
played
بازی
solitaire
تک بازی
sportiveŠetc
بازی کن
watermanship
اب بازی
partie
بازی
gaming
بازی
basic
بازی
openness
بازی
dibasic
دو بازی
play
بازی
clearance
بازی
home
بازی
homes
بازی
playing
بازی
fun
بازی
basics
بازی
slackness
بازی
falconine
بازی
playfully
با خنده و بازی
gimmickry
حقه بازی
bandying
چوگان بازی کچ
Frisbees
بازی با فریزبی
Frisbee
بازی با فریزبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com