English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
life jacket سینه بند نجات جلیقه ضد گلوله
Other Matches
life vest جلیقه نجات
life jacket جلیقه نجات
stole جلیقه نجات
mae west جلیقه نجات فشاری
tie بند پارچهای جلیقه نجات بند
ties بند پارچهای جلیقه نجات بند
aviation life support equipment وسایل حفظ جان مسافرین درپرواز سینه بند نجات
lifebuoy کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
lifebuoys کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
bow wave موجی که از سینه کشتی تولید میشود موج سینه
trends مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
missed موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
misses موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trend مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
sensing تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
air sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
waistcoat جلیقه
waist coat جلیقه
waistcoats جلیقه
vest جلیقه
underwaist جلیقه
vests جلیقه
fecket جلیقه
sabot کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
fire ball گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
clues گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clue گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
frangible bullet گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
vestlike جلیقه مانند
vest pocket جیب جلیقه
battle dress جلیقه جنگی
ogive ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
dud منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
waistcoat لباس زیر شبیه جلیقه نیم تنه یا ژیلت
fob فریب دادن جیب جلیقه مخصوص ساعت وغیره
waistcoats لباس زیر شبیه جلیقه نیم تنه یا ژیلت
velocity jump جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
brooch گل سینه باسنجاق سینه مزین کردن باسنجاق اراستن
brooches گل سینه باسنجاق سینه مزین کردن باسنجاق اراستن
maximum ordinate حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
side spray بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
end on سینه به سینه شدن با دشمن روبرو شدن با دشمن یاچیزی
redbreast پرنده سینه سرخ سینه سرخ
ballistics of penetration شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
life vest کت نجات
livery نجات
liveries نجات
liberation نجات
salvation نجات
escape line خط نجات
rescue نجات
rescued نجات
safety نجات
rescuing نجات
rescues نجات
life jacket کت نجات
breeches buoy بویه نجات
crash boat قایق نجات
life boat کرجی نجات
safety boat قایق نجات
survivors نجات یافتگان
life float قایق نجات
saviour نجات دهنده
saviours نجات دهنده
deliver نجات دادن
salvageable قابل نجات
redeliver از نو نجات دادن
survival pack بسته نجات
surviving نجات دادن
survival suit لباس نجات
salvable نجات یافتنی
survives نجات دادن
survived نجات دادن
survive نجات دادن
rescue operation عملیات نجات
refugee relief نجات پناهندگان
recover نجات دادن
lifebelt کمربند نجات
recovering نجات دادن
delivers نجات دادن
savior نجات دهنده
life boad قایق نجات
parachut چتر نجات
salvation سبب نجات
plane guard ناوگارد نجات
plane guard ناو نجات
lifebelts کمربند نجات
recovers نجات دادن
rescue basket زنبیل نجات
parachuted چتر نجات
saved نجات دروازه
save نجات دروازه
life raft قایق نجات
life net تور نجات
resuscitation نجات غریق
life line بند نجات
saves نجات دروازه
lifeguard نجات غریق
parachutes چتر نجات
parachute چتر نجات
lifeguards نجات غریق
parachuting چتر نجات
deep submergence زیردریایی نجات
life line طناب نجات
life buoy بویه نجات
life belt کمربند نجات
fire escapes نردبان نجات
lifeboat قایق نجات
life buoy حلقه نجات
lifeboats قایق نجات
liferaft شناوه نجات
fire escape نردبان نجات
lifesaving نجات غریق
safety belts کمربند نجات
safety belt کمربند نجات
lifeguard submarine زیردریایی نجات
life belt لاستیک نجات غریق
survivors نجات یافتگان از مرگ
salvaging از خطرنابودی نجات دادن
salvaged از خطرنابودی نجات دادن
soteriology مبحث نجات رستگاری
search and rescue عملیات تجسس و نجات
helicopter rescue strop کمربند نجات هلیکوپتر
helicopter rescue net تور نجات هلیکوپتر
lifesaver نجات دهنده زندگانی
rescue chamber اطاقک نجات زیردریایی
rescue and assistance عملیات نجات و مددکاری
salvage از خطرنابودی نجات دادن
life buoy حلقه نجات غریق
salvages از خطرنابودی نجات دادن
pararaft وسایل نجات چتربازی
paradrop بارریزی باچتر نجات
fire and rescue نجات و اطفای حریق
lifesaving نجات دهنده زندگی
lifesaving وسیله نجات غریق
life belt کمربند نجات غریق
lifeguard گارد نجات دریایی
pararescue team تیم تجسس و نجات
lifeguards مامور نجات غریق
lifeguards گارد نجات دریایی
lifeguard مامور نجات غریق
life vest لباس نجات غریق
liferaft قایق نجات لاستیکی
lead collision course مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
salvage اموال نجات یافته از خطر
salvage money جایزه نجات کشتی یا محموله
lifelines طناب یارسن نجات غواص
life line طناب وصل به حلقه نجات
unsaved محفوظ نشده نجات نیافته
save نجات دادن پس انداز کردن
lifeline طناب یارسن نجات غواص
redeemers رهایی بخش نجات دهنده
salvaging اموال نجات یافته از خطر
salvages اموال نجات یافته از خطر
salvaged اموال نجات یافته از خطر
lifeguards نجات غریق محافظ شخصی
fire and rescue عملیات نجات و اطفای حریق
helicopter double rescue harness کمربند نجات دو نفره هلیکوپتر
lifesaver عضودسته نجات غریق وامثال ان
saved نجات دادن پس انداز کردن
saves نجات دادن پس انداز کردن
save one's neck/skin <idiom> نجات خوداز خطر ومشکل
redeemer رهایی بخش نجات دهنده
lifeguard نجات غریق محافظ شخصی
andromeda از دست غولی نجات یافت وزن او شد
salvor نجات دهنده کشتی یا کالاهای ان در دریا
ski patrolman عضو گروه نجات در پیست اسکی
escape فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
deep submergence زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
escaped فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escapes فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
survive ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
survived ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
surviving ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
to rescue people from the water مردم را [از غرق شدن ] در آب نجات دادن
to rescue somebody from drowning کسی را از غرق شدن نجات دادن
life raft قایق چوبی [برای نجات غریق]
make a run for it <idiom> برای نجات جان فرار کردن
escaping فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
survives ممانعت از تلف شدن نجات از مرگ
pulmonory سل سینه
ball flower گل سینه
petto سینه
mandrel or dril سینه
bust سینه
thoraxes سینه
thorax سینه
busted سینه
thoraces سینه
busting سینه
busts سینه
bow سینه
bowing سینه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com