English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 99 (7 milliseconds)
English Persian
race ring سینی دوار
Other Matches
capstan میله گردان گردونه دوار لنگر قرقره دوار لنگر
tea board سینی
salvers سینی
tray سینی
trays سینی
salver سینی
paten سینی
platter سینی
platters سینی
raced سینی لغزنده
tea tray سینی قهوه
race سینی لغزنده
breechblock tray سینی کولاس
races سینی لغزنده
tea tray سینی چای
disk platter گرده سینی
lazy susan سینی چرخان
dish سینی خوراک
diskette tray سینی دیسکت
loading tray سینی پر کن گلوله
de aerator tray سینی هواگیری
dishes سینی خوراک
turn table سینی گردش درسمت
sigmoid cartilage غضروف سینی یا ملتوی
platters صفحه فلزی پهن سینی
platter صفحه فلزی پهن سینی
salver سینی پایه دار شیشهای
salvers سینی پایه دار شیشهای
tea cloth پارچه روی سینی یا میز چای
spanning tray سینی پر کن گلوله در توپهای کولاس دار
gyrant دوار
circler دوار
capstan دوار
rotatory دوار
rotating دوار
winch دوار
winched دوار
winches دوار
winching دوار
giddy دوار
pivoting دوار
rotary دوار
winch driver متصدی دوار
jenny جراثقال دوار
paraboloid of revolution سهموی دوار
rotary axis محور دوار
rotary converter مبدل دوار
rotary switch کلید دوار
rotary valve شیر دوار
spheroid بیضوی دوار
rotary furnace کوره دوار
gipsy گردونه دوار
capstan wheel چرخ دوار
cable holder دوار زنجیر
circulating pump پمپ دوار
rotary field میدان دوار
drummed گردونه دوار
drum گردونه دوار
giddy مبتلا به دوار سر
windlasses دوار زنجیر
windlass دوار لنگر
windlass دوار زنجیر
windlasses دوار لنگر
anchor engine موتور دوار لنگر
wildcats گیره دوار لنگر
roundlet کمی گرد و دوار
wheel printer چاپگر چرخ دوار
wildcat گیره دوار لنگر
vertigo دوار سر چرخش بدور
veer on power با دوار زنجیر دادن
support roller رینگ وطوقه دوار
heave around به کار انداختن دوار
rotary cement klin کوره سیمان دوار
rotary piston machanism مکانیزم پیستون دوار
capstan lathe ماشین تراش دوار
colorado تیغه دوار ماهیگیری
daisy wheel printer چاپگر چرخ دوار
energizing in field o phase rotation تغذیه میدان دوار
gyratory crusher ماشین سنگ شکن دوار
racers ریل یا سرسره دوار برجک توپ
internal gear pump پمپ دوار با رتور دندانه دارداخلی
racer ریل یا سرسره دوار برجک توپ
heave around شروع به کار کشیدن طناب با دوار
mine winch دوار مین جمع کنی ناو
daisy wheel عضو چاپ کننده در یک چاپگرچرخ دوار
skate mount پایه دوار مسلسل روی خودرو
gyro وسیلهای که از اندازه حرکت زاویهای یک جرم دوار
gyro rotor چرخ دوار قطبنمای الکتریکی wheel gyro : syn
offertory سینی محتوی پول یا پول جمع اوری شده از حضار در کلیسا
stroboscope وسیلهای برای بی حرکت کردن فاهری جسم دوار یانوسان دار توسط پرتوافکنی متناوب
coriolis force نیروی اینرسی فاهری که روی یک جسم با سرعت زاویهای داخل یک سیستم دوار در حرکت است
universal roll برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
tilting mixer نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
race ring رینگ لغزنده سرسره لغزنده طوقه دوار
heliocentric دارای مرکز در خورشید دوار بدور خورشید
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
capstan چرخ لنگر دوار چرخ تسمه
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com