Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
stogie
سیگار برگ باریک وگران قیمت
stogy
سیگار برگ باریک وگران قیمت
Other Matches
chain-smoked
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
chain-smoking
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
chain-smokes
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
chain-smoke
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
kinked demand curve
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
swathe
ردیف باریک راه باریک
swathes
ردیف باریک راه باریک
swath
ردیف باریک راه باریک
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
current standard cost
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
unbundled software
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
underprice
قیمت پایین تراز قیمت بازار
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
list price
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
last price
اخرین قیمت حداقل قیمت
shadow price
شبه قیمت قیمت ضمنی
normal price
قیمت عادی قیمت معمولی
quantum valebat
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
cigarette
سیگار
fag
سیگار
stubbed
ته سیگار
fags
سیگار
stump
ته سیگار
stumped
ته سیگار
stumping
ته سیگار
stumps
ته سیگار
stubbing
ته سیگار
stubs
ته سیگار
stub
ته سیگار
cigars
سیگار
cigar
سیگار
butted
ته سیگار
butts
ته سیگار
butt
ته سیگار
cigarettes
سیگار
cigar case
قوطی سیگار
chain-smoke
پی در پی سیگار کشیدن
cigarette paper
کاغذ سیگار
chain-smokes
پی در پی سیگار کشیدن
chain-smoking
پی در پی سیگار کشیدن
cigar shaped
دوسرتیزچون سیگار
cigar holder
چوب سیگار
a carton of cigarettes
یک کارتن سیگار
filter tips
سیگار فیلتردار
filter tips
فیلتر سیگار
filter tip
سیگار فیلتردار
manil
سیگار مانیلا
chain-smoked
پی در پی سیگار کشیدن
cigars
سیگار برگ
filter tip
فیلتر سیگار
cigar
سیگار برگ
snipped
ادم احمق ته سیگار
snipping
ادم احمق ته سیگار
I have cigar
من یک سیگار برگ دارم.
snip
ادم احمق ته سیگار
cheroot
نوعی سیگار برگ
cheroots
نوعی سیگار برگ
filter tipped
سیگار دارای فیلتر
filter-tipped
سیگار دارای فیلتر
woodbine
سیگار برگ ارزان
woodbind
سیگار برگ ارزان
smoking car
واگنی که سیگار کشیدن در ان مجازاست
He is a chain smoker.
پشت سرهم سیگار می کشد
smoking room
اتاق ویژه سیگار کشیدن
smoking carriage
واگنی که سیگار کشیدن در ان مجازاست
spiral of wages and prices
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
He doesnt smok in front of (in the presence of)his father.
جلوی پدرش سیگار نمی کشد
May I offer you a cigarette?
اجازه می فرمایید من به شما یک نخ سیگار تقدیم کنم؟
lay off
<idiom>
بیش از این استفاده نکردن (دارو،سیگار)
to go out
خاموش شدن
[شمع یا چراغ یا آتش یا سیگار]
He had a cigar between his lips .
یک سیگار برگ گذاشته بود گوشه لبش
humidor
صندوق سیگار که هوای انرامرطوب نگاه دارند
to quit something cold turkey
چیزی را یکدفعه ترک کردن
[مانند سیگار یا الکل]
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
Smoking makes you ill and it is also expensive.
سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
marginal cost pricing
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
trover
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
strait
باریک
fine drawn
باریک
fine spun
باریک
straits
باریک
reedier
باریک
tender
باریک
angustate
باریک
reedy
باریک
reediest
باریک
slats
باریک
thinners
باریک
thinned
باریک
thinnest
باریک
thins
باریک
attenute
باریک
slices
باریک
thin
باریک
slat
باریک
narrowest
باریک
narrower
باریک
slender
باریک
narrow
باریک
capillaries
باریک
tenuous
باریک
lathy
باریک
capillary
باریک
thready
باریک
gracile
باریک
leptocephalic
سر باریک
needle-nose pliers
دم باریک
hairlike
باریک
tendering
باریک
tenderest
باریک
tendered
باریک
narrow headed
سر باریک
long nose
دم باریک
slice
باریک
trickly
باریک
narrowed
باریک
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
stemmed
راه باریک
elongating
باریک شدن
elongates
باریک شدن
elongate
باریک شدن
stringy floppy
فلاپی باریک
small intestine
روده باریک
taenia
گچ بری باریک
sliver
تکه باریک
slype
راه باریک
meticulous
باریک بین
slim
باریک اندام
subtility
باریک بینی
string tie
کراوات باریک
strobilation
باریک شدگی
peering
باریک شدن
slimmest
باریک اندام
slimming
باریک اندام
slimmed
باریک اندام
slims
باریک اندام
bridle track
راه باریک
stacked bow
کمان باریک
spline
نوار باریک
barbicel
رشته باریک پر
peer
باریک شدن
combe
دره باریک
subtil
باریک بین
peered
باریک شدن
canaliculus
سوراخ باریک
point
باریک کردن
hydra
مار باریک
narrow goods
کاذی باریک
narrow leaved
باریک برگ
nicely
نکته باریک
narrow mouthed
دهن باریک
narrow necked
گردن باریک
necking
باریک شدگی
fastidiousness
باریک بینی
funnels
باریک شدن
metaphisical
باریک بین
long nose
انبر دم باریک
leptodactyl
باریک پنجه
gracilis nucleus
هسته باریک
gracile nucleus
هسته باریک
hydrae
مار باریک
inswept
جلو باریک
lanes
راه باریک
strictures
باریک بینی
stricture
باریک بینی
flagelliform
باریک ودراز
fasciculus gracilis
ستون باریک
dogtrot
راه باریک
isthmuses
تنگه باریک
asthenic physique
سنخ باریک تن
coomb
دره باریک
isthmus
تنگه باریک
quillet
باریک بینی
d. of a situation
موقعیت باریک
scrutator
باریک بین
slender waisted
کمر باریک
asthenic body type
سنخ باریک تن
picksome
باریک بین
pencil beam
نور باریک
funnelling
باریک شدن
funneling
باریک شدن
funneled
باریک شدن
funnel
باریک شدن
stems
راه باریک
stemming
راه باریک
lane
راه باریک
stem
راه باریک
slimpsy
باریک اندام
slotting
تخته باریک
tapering
ستون سر باریک
svelt
باریک اندام
welt
نوار باریک
welts
نوار باریک
svelte
باریک اندام
label
تکه باریک
labeling
تکه باریک
labelled
تکه باریک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com