English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
line clear signal سیگنال ازاد
Search result with all words
free line signal سیگنال خط ازاد
Other Matches
scans فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
scan فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
scanned فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
time روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
times روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
timed روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
tdm روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ارسال سریع . هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود. گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
composite video سیگنال تصویری که سیگنال تک رنگ و رنگی را در یک سیگنال ترکیب میکند
DSR سیگنال از وسیلهای که آماده دریافت داده است , این سیگنال پس از دریافت سیگنال DTR رخ میدهد
modulator مدار الکترونیکی که سیگنال را طبق سیگنال اعمال شده تغییر میدهد
auctioneering device وسیلهای که بیشترین یا کمترین سیگنال را از تعدادی سیگنال ورودی انتخاب میکند
ADPCM استاندارد CCITT برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتالی
glide path مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
degradation کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
DCD سیگنال RSC ازمودم به کامپیوتر برای بیان اینکه سیگنال دریافت شده است
noise سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
noises سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
sample size بیتی استفاده میشود. بدست آوردن اندازهای از سیگنال که برای تامین اطلاعات درباره سیگنال به کار می رود
adaptive channel allocation استاندارد CCITT که بیان کننده یک روش برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتال است
coincidence circuit یک مدارالکترونیکی که تنهادرصورت دریافت سیگنال درهمه ورودیها بصورت همزمان یا بسیار نزدیک بهم دارای سیگنال خروجی خواهدبود
quadruplex چهار سیگنال ترکیب شده در یک سیگنال
carrier سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
carriers سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
asynchronous ارسال داده با استفاده از سیگنال hadshaking به جای سیگنال ساعت برای یکنواخت کردن باسهای داده
sensitivity کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
sensitivities کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
bras سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
bra سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
free gyroscope نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
codec وسیلهای که سیگنال ارسال شده را کد گذاری میکند یا سیگنال دریافت شده را از کد خارج میکند
wireless network شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
free enterprise اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
self administered ازاد
at ease ازاد
unrestrained ازاد
frees ازاد
free play ازاد
footloose ازاد
fetterless ازاد
immundity ازاد
self service ازاد
self-service ازاد
open ازاد
opened ازاد
opens ازاد
idle line خط ازاد
degage ازاد
freeing ازاد
exempting ازاد
suspended floor کف ازاد
sweepers بک ازاد
stand at ease ازاد
unihibit ازاد
unihibited ازاد
stand easel ازاد
freeman ازاد
free ازاد
freemen ازاد
loosest ول ازاد
exempts ازاد
sweeper بک ازاد
exempted ازاد
immune ازاد
sweep back بک ازاد
exempt ازاد
unattached ازاد
loose ول ازاد
looser ول ازاد
go as you please ازاد
absolutes ازاد
freed ازاد
disengaged ازاد
slack water اب ازاد
absolute ازاد
line signal سیگنال خط
signalled سیگنال
signal سیگنال
signaled سیگنال
free volume حجم ازاد
free enthalpy انتالپی ازاد
free flight موشک ازاد
free flight پرواز ازاد
free format در قالب ازاد
free will اراده ازاد
free float فرجه ازاد
free flow جریان ازاد
free gyro ژایرو ازاد
free water surface سطح اب ازاد
free hit ضربه ازاد
free maneuver مانور ازاد
free expansion انبساط ازاد
free in trade تجارت ازاد
self service با انتخاب ازاد
free vortex گرداب ازاد
free port بندر ازاد
free field حوزه ازاد
free maneuver حرکت ازاد
self-service با انتخاب ازاد
free ports بندر ازاد
gratis مجانی ازاد
free rotation چرخش ازاد
free rocket موشک ازاد
free redical بنیان ازاد
free recall یاداوری ازاد
free radical رادیکال ازاد
free play بازی ازاد
unrestrained ازاد نامحدود
discharges ازاد کردن
free space فضای ازاد
free surface مخازن ازاد اب
free thinkers ازاد فکران
free surface سطح اب ازاد
free stream جریان ازاد
free throw پرتاب ازاد
free spillweir سرریز ازاد
discharge ازاد کردن
free trade تجارت ازاد
free enterprise کسب ازاد
free trader تجارت ازاد
open air در هوای ازاد
out of doors فضای ازاد
out of doors در هوای ازاد
outdoor درهوای ازاد
free turbine توربین ازاد
free moisture رطوبت ازاد
free tower برج ازاد
mare liberum دریای ازاد
free oscillation نوسان ازاد
open market بازار ازاد
free market بازار ازاد
free markets بازار ازاد
self employed شغل ازاد
self-employed شغل ازاد
blue water دریای ازاد
free surface سطح ازاد
free energy انرژی ازاد
catch as catch can کشتی ازاد
liberate ازاد کردن
liberates ازاد کردن
liberating ازاد کردن
relieve ازاد بریدن
relieves ازاد بریدن
relieving ازاد بریدن
emancipating ازاد کردن
emancipated ازاد کردن
emancipate ازاد کردن
cast loose ازاد کردن
headroom سقف ازاد
carbon free ذغال ازاد
carbon free کربن ازاد
cantilever beam تیر ازاد
cantilever تیر سر ازاد
boosted rocket موشک ازاد
autonomous operation عملیات ازاد
at ease فرمان ازاد
paraphrase ترجمه ازاد
paraphrased ترجمه ازاد
paraphrases ترجمه ازاد
enfranchise ازاد کردن
enfranchised ازاد کردن
enfranchises ازاد کردن
enfranchising ازاد کردن
idle ازاد گشتن
idled ازاد گشتن
idles ازاد گشتن
idlest ازاد گشتن
liberation ازاد کردن
liberator ازاد کننده
liberators ازاد کننده
liberated ازاد شده
paraphrasing ترجمه ازاد
unwrap ازاد کردن
unwrapped ازاد کردن
unwrapping ازاد کردن
unwraps ازاد کردن
liberalization ازاد کردن
arm's length معاملات ازاد
affranchize ازاد کردن
ad lib feeding تغذیه ازاد
absolutes ازاد از قیودفکری
charity line خط پرتاب ازاد
foul line خط پرتاب ازاد
floating ribs دندههای ازاد
fingerling ماهی ازاد
free fall سقوط ازاد
extrication ازاد کردن
enfranchize ازاد کردن
emancipator ازاد کننده
insular غیر ازاد
free aqifer سفره ازاد
free association تداعی ازاد
free atmosphere اتمسفر ازاد
free electron الکترون ازاد
free economy اقتصاد ازاد
free competition رقابت ازاد
free climbing صعود ازاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com