Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (21 milliseconds)
English
Persian
signal
سیگنال علامت دادن
signaled
سیگنال علامت دادن
signalled
سیگنال علامت دادن
Search result with all words
marker
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
markers
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
Other Matches
identify signal
علامت یا سیگنال مشخصه
video signal
سیگنال یا علامت ویدئو
scan
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
scanned
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
scans
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB
buzzer signal
علامت یا سیگنال شماره گیری
railroad signal
علامت یا سیگنال راه اهن
carrier
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
carriers
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
time
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
timed
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
times
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
tdm
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ارسال سریع . هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود. گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
composite video
سیگنال تصویری که سیگنال تک رنگ و رنگی را در یک سیگنال ترکیب میکند
DSR
سیگنال از وسیلهای که آماده دریافت داده است , این سیگنال پس از دریافت سیگنال DTR رخ میدهد
signaled
علامت دادن
signalled
علامت دادن
To give a signal ( sign) .
علامت دادن
say the word
<idiom>
علامت دادن
signal
علامت دادن
answered
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answering
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answers
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answer
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
starke
با شیپور علامت دادن
flags
باپرچم علامت دادن
flag
باپرچم علامت دادن
signalled
مخابره کردن علامت دادن
signal
مخابره کردن علامت دادن
negation
تغییر دادن علامت یک عدد
blind
چشمک زدن علامت دادن
blinds
چشمک زدن علامت دادن
blinded
چشمک زدن علامت دادن
denote
علامت بودن معنی دادن
signaled
مخابره کردن علامت دادن
denotes
علامت بودن معنی دادن
denoted
علامت بودن معنی دادن
hunting horn
بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
waff
اهتزاز پرچم یا هر چیزدیگری برای علامت دادن
hyphen
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
hyphens
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
coacher
مامور علامت دادن ازمربی به توپزن فعال بیس بال
modulator
مدار الکترونیکی که سیگنال را طبق سیگنال اعمال شده تغییر میدهد
auctioneering device
وسیلهای که بیشترین یا کمترین سیگنال را از تعدادی سیگنال ورودی انتخاب میکند
ADPCM
استاندارد CCITT برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتالی
DCD
سیگنال RSC ازمودم به کامپیوتر برای بیان اینکه سیگنال دریافت شده است
degradation
کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
blip
علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blips
علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
noise
سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
noises
سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
sample size
بیتی استفاده میشود. بدست آوردن اندازهای از سیگنال که برای تامین اطلاعات درباره سیگنال به کار می رود
adaptive channel allocation
استاندارد CCITT که بیان کننده یک روش برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتال است
coincidence circuit
یک مدارالکترونیکی که تنهادرصورت دریافت سیگنال درهمه ورودیها بصورت همزمان یا بسیار نزدیک بهم دارای سیگنال خروجی خواهدبود
quadruplex
چهار سیگنال ترکیب شده در یک سیگنال
burn notice
علامت رمز برای نشان دادن اینکه یک نفر یا گروهی ازافراد قابل اعتماد نیستند
markers
علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
marker
علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
blue flag
پرچم ابی برای علامت دادن بکسی که اتومبیل دیگری بدنبال و نزدیک اوست تا راه بدهد
asynchronous
ارسال داده با استفاده از سیگنال hadshaking به جای سیگنال ساعت برای یکنواخت کردن باسهای داده
sensitivities
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
sensitivity
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است
symbol
اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
bugle call
علامت دادن به وسیله شیپور شیپور جمع
symbol
علامت ترسیمی علامت فرمولی
character
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
fm
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
bra
سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
bras
سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
modem
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
codec
وسیلهای که سیگنال ارسال شده را کد گذاری میکند یا سیگنال دریافت شده را از کد خارج میکند
wireless network
شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
bingo
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
non return to zero
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
signal
سیگنال
signalled
سیگنال
line signal
سیگنال خط
signaled
سیگنال
operating signal
سیگنال دستگاه
error signal
سیگنال خطا
line circuit
مدار سیگنال
grid strength
سیگنال شبکه
high level signal
سیگنال بزرگ
input signal
سیگنال ورودی
free line signal
سیگنال خط ازاد
reference signal
سیگنال مرجع
lsi
مدارهای با سیگنال IC
hooting signal
سیگنال اتومبیل
video signal
سیگنال ویدئویی
main signal
سیگنال اصلی
low level signal
سیگنال ضعیف
input signal
سیگنال اولیه
grid signal
سیگنال شبکه
flash signal
سیگنال فلاش
indicator tube
لامپ سیگنال
morse signal
سیگنال مورس
input
سیگنال اولیه
line clear signal
سیگنال ازاد
indicator light
لامپ سیگنال
communication signal
سیگنال مخابراتی
implusing signal
سیگنال ضربهای
inputted
سیگنال اولیه
digital signal
سیگنال دیجیتالی
picture signal
سیگنال تصویر
signal generator
سیگنال مولد
signal level
سطح سیگنال
signal generator
سیگنال ژنراتور
decaying
فرآیند سیگنال
decayed
فرآیند سیگنال
decay
فرآیند سیگنال
signal voltage
ولتاژ سیگنال
analog
سیگنال ممتد
signal lamp
لامپ سیگنال
interference
اختلال در سیگنال
acoustic signal
سیگنال صوتی
decays
فرآیند سیگنال
band
مدار ارتباطی که سیگنال
analogue
سیگنال ممتد متغیر
digital signal processing
پردازش دیجیتالی سیگنال
received line signal detect
کشف سیگنال خط دریافتی
input function
تابع سیگنال ورودی
backwards
سیگنال کنترل و handshaking
breakup
از بین رفتن یک سیگنال
low level circuit
مدار با سیگنال کوچک
amplitude
قدرت یا اندازه یک سیگنال
signaling rate
میزان سیگنال دهی
flashlight signal
سیگنال چراغ قوه
analogues
سیگنال ممتد متغیر
bands
مدار ارتباطی که سیگنال
signal quality detector
اشکارگر کیفیت سیگنال
signal to nise ratio
نسبت سیگنال به نویز
backward
سیگنال کنترل و handshaking
singal to noise ratio
نسبت سیگنال به اغتشاش
consents
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consent
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
signal
هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
mark
بعنوان سیگنال استفاده میکند
duplexes
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
high frequency signal generator
سیگنال ژنراتور فرکانس بالا
sampled
اندازه سیگنال درلحظهای اززمان
sample
اندازه سیگنال درلحظهای اززمان
peaking
بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peak
بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
degradation
کیفیت پایین سیگنال یا تصویر
amplifying
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
signaled
هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
amplify
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplifies
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplified
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
jitter
ناپایداری سیگنال یا مسیراپعه کاتدیک
duplex
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
signalled
هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
transmission
ارسال سیگنال ها از یک وسیله به دیگری
transmissions
ارسال سیگنال ها از یک وسیله به دیگری
marks
بعنوان سیگنال استفاده میکند
phase jitter
اعوجاجهای ناخواسته در یک سیگنال مخابراتی
attenuation
کاهش یا کمبود قدرت سیگنال
peaks
بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
magnitude
سطح یا قدرت سیگنال یا متغیر
data signal rate selector
گزیننده سرعت سیگنال داده ها
crt plot
لامپ تصویر تولید سیگنال
designations
علامت
indicator
علامت
emblems
علامت
presaging
علامت
tags
علامت
fog signal
علامت مه
tag
علامت
signaled
علامت
marine code
علامت
signalled
علامت
unsigned
بی علامت
designation
علامت
bullets
یک علامت
presage
علامت
presaged
علامت
presages
علامت
emblem
علامت
marks
علامت
differentia
علامت
bullet
یک علامت
badge
علامت
apostrophize
علامت
symbol
علامت
apostrophe
علامت
insignia
علامت
indicium
علامت
tick
علامت
ticked
علامت
ticks
علامت
characters
علامت
signum
علامت
brands
علامت
symptomless
بی علامت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com