English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
validity index شاخص اعتبار
Other Matches
von neuman morgensterm utility index شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
marker تعیین کننده شاخص هدف شاخص
markers تعیین کننده شاخص هدف شاخص
ideal index شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
rainfall index شاخص بارش شاخص بارندگی
overdraft حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdrafts حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
unfinanced بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
target indicator شاخص نشان دهنده هدف شاخص هدف
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
indexed sequential file پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
dials شاخص
indexes خط شاخص
dialled شاخص
dialed شاخص
indicator شاخص
index number شاخص
level rod شاخص
critical شاخص
indexed شاخص
indexed خط شاخص
indexes شاخص
index شاخص
index خط شاخص
indicative شاخص
tyupical شاخص
cephalic index شاخص سر
aiming post شاخص
scale شاخص
dial شاخص
gnomon شاخص
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
characteristic curve منحنی شاخص
characteristic equation معادلههای شاخص
characteristic roots ریشههای شاخص
sundials شاخص افتاب
sundial شاخص افتاب
compression index شاخص فشارپذیری
bench mark شاخص مبداء
holotype نمونه شاخص
aiming stake شاخص کوچک
aiming post sleeve روپوش شاخص
aiming post sleeve غلاف شاخص
aiming post light چراغ شاخص
index number عدد شاخص
aiming light چراغ شاخص
active index شاخص فعال
bain index شاخص بین
index of absorption شاخص جذب
absorption index شاخص جذب
cost indexes شاخص هزینه
general index شاخص کلی
gnomon شاخص شرعیات
cross index شاخص متقابل
gnomonic وابسته به شاخص
gnomonics فن شاخص سازی
indicator شاخص اندازه
group index شاخص گروه
indicator نمایشگر شاخص
statistics شاخص امار
economic indicator شاخص اقتصادی
cranial index شاخص جمجمه
critical period دوره شاخص
critical ratio بهر شاخص
indexes فهرست شاخص
critical region ناحیه شاخص
critical values مقادیر شاخص
difficulty index شاخص دشواری
discrimination index شاخص افتراق
economic index شاخص اقتصادی
index hole سوراخ شاخص
range indicator شاخص مسافت
toughness index شاخص نرمی
tidal bench mark شاخص جزر و مد
number index شاخص عددی
system catalog پرونده شاخص
neon indicator شاخص نئونی
sysctlg پرونده شاخص
oddsmaker بازیگر شاخص
seasonal index شاخص فصلی
roughness index شاخص زبری
polarity indicator شاخص قطب
position indicator شاخص نماها
production index شاخص تولید
retention index شاخص بازداری
levelling staff شاخص تراز
price index شاخص قیمت
indexing شاخص گذاری
index of correlation شاخص همبستگی
index register ثبات شاخص
index فهرست شاخص
readability index شاخص خوانایی
weight index شاخص موزون
wage index شاخص دستمزد
index mark علامت شاخص
indexed فهرست شاخص
indicator gate دریچه شاخص
vital index شاخص حیاتی
indicator electrode الکترود شاخص
renewal index شاخص قابل تجدید
to turn the scales عامل شاخص بودن
respiratory exchange index شاخص بهره تنفسی
range markers چراغ شاخص مسیر
to be the clincher عامل شاخص بودن
colminator دوربین شاخص توپ
characteristic expansion time زمان شاخص انبساط
cost of living index شاخص هزینه زندگی
construction cost index شاخص هزینه ساختمانی
beach flag پرچم شاخص اسکله
air pollution index شاخص الودگی هوا
critical incidents technique شیوه رویدادهای شاخص
index of industrial production شاخص تولید صنعتی
map index فهرست شاخص نقشه ها
array index number عدد شاخص ارایه
laspeyres price index شاخص قیمت لاسپیرز
isoheyt خط شاخص نقاط هم باران
indexed list لیست شاخص دار
indexed array ارایه شاخص دار
index of real wages شاخص دستمزدهای واقعی
index of multiple correlation شاخص همبستگی چندگانه
indexed address آدرس شاخص دار
symbol رمز اشاره شاخص
post indexing شاخص گذاری بعدی
pre indexing شاخص گذاری قبلی
producer price index شاخص قیمت تولیدی
cff بسامد شاخص در سوسو زدن
consumer price index شاخص قیمت کالاهای مصرفی
index of wholesale prices شاخص قیمتهای عمده فروشی
annual efficiency index شاخص کارایی سالانه خدمتی
consistency index شاخص تغییر شکل پذیری
randie branching index شاخص شاخه زنی رندیچ
tidemarks میله شاخص جزر ومد
wholesale price index شاخص قیمت عمده فروشی
index of consumer prices شاخص قیمت کالاهای مصرفی
critical flicker frequency بسامد شاخص در سوسو زدن
gates opening indicator شاخص باز شدن دریچه ها
index of retail prices شاخص قیمتهای خرده فروشی
index addressing نشان دهی شاخص دار
plimsoll mark خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
tidemark میله شاخص جزر ومد
activity designator شاخص فعالیت یکان یا قسمت
index linked insurance بیمهای که با شاخص تعدیل میشود
pathognomonic وابسته بتشخیص ناخوشی شاخص مرض
indexed sequential access method روش دستیابی ترتیبی شاخص دار
index fossil سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
basic indexed sequential acess method روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
paasche price index شاخص قیمت پاشه که بصورت زیرمحاسبه میگردد001 * 1q * 1p / 0q *1p
range marker شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
index number مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
drift float علامت یا شاخص شناور نشان دهنده انحراف مسیر
compliance index شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
lumber's line خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
system indicator طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
role indicator نشانهای برای بیان ورودی شاخص دریک موضوع مشخص
validation اعتبار
creditless بی اعتبار
appropriation symbol کد اعتبار
creditability اعتبار
line of cerdit خط اعتبار
credit line حد اعتبار
reputability اعتبار
entitlement اعتبار
entitlements اعتبار
prestige اعتبار
credited اعتبار
prestigious با اعتبار
authenticity اعتبار
budget اعتبار
budgeted اعتبار
credibility اعتبار
value اعتبار
funded اعتبار
budgets اعتبار
estimate اعتبار
advancing اعتبار
estimates اعتبار
credits اعتبار
estimated اعتبار
estimating اعتبار
advances اعتبار
crediting اعتبار
advance اعتبار
values اعتبار
influences اعتبار
influenced اعتبار
influence اعتبار
fund اعتبار
validity اعتبار
influencing اعتبار
invalids : بی اعتبار
reputations اعتبار
esteem اعتبار
importance اعتبار
reputation اعتبار
standing اعتبار
invalid : بی اعتبار
credit اعتبار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com