Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
cranial index
شاخص جمجمه
Other Matches
von neuman morgensterm utility index
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
marker
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
markers
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
ideal index
شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
rainfall index
شاخص بارش شاخص بارندگی
target indicator
شاخص نشان دهنده هدف شاخص هدف
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
cranium
جمجمه
acranial
بی جمجمه
scalp
جمجمه
scalps
جمجمه
skulls
جمجمه
skull
جمجمه
brainpan
جمجمه
craniums
جمجمه
crania
جمجمه
phrenology
جمجمه خوانی
skull
جمجمه فرق سر
pan
کفه جمجمه
skulls
جمجمه فرق سر
pan-
کفه جمجمه
phrenologist
جمجمه خوان
sconce
جمجمه استعداد
skull and crossbones
جمجمه و دو استخوان
craniology
جمجمه شناسی
craniate
جمجمه دار
death's head
جمجمه مرده
cranial nerve
عصب جمجمه
pans
کفه جمجمه
cranial capacity
گنجایش جمجمه
craniometer
جمجمه پیما
craniometry
جمجمه سنجی
craniologist
جمجمه شناس
cranioscopy
جمجمه نگاری
phrenologist
جمجمه شناس
pericranium
قسمت خارجی جمجمه
microcephalia
سر کوچکی جمجمه کوچک
phrenological
وابسته به جمجمه خوانی
phrenology
جمجمه شناسی روانی
phrenology
علم براهین جمجمه
craniological
وابسته به جمجمه شناسی
endocrane
سطح درونی جمجمه
osteocranium
قسمت استخوانی جمجمه
sagittal
وابسته به درز سهمی جمجمه
indexed sequential file
پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
cranial index
صد برابر نسبت بین طول جمجمه وارتفاع ان
crossbones
تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
pithecanthropus
انسان اولیه میمون نمای دورهء پلیوسن که جمجمه اش در جاوه کشف شده
phrenologically
ازروی علم براهین جمجمه موافق قواعد این علم
aiming post
شاخص
index number
شاخص
level rod
شاخص
cephalic index
شاخص سر
indicative
شاخص
gnomon
شاخص
indexed
خط شاخص
indexes
شاخص
indexes
خط شاخص
indexed
شاخص
scale
شاخص
critical
شاخص
index
شاخص
index
خط شاخص
indicator
شاخص
dialled
شاخص
dials
شاخص
dialed
شاخص
tyupical
شاخص
dial
شاخص
index mark
علامت شاخص
indicator gate
دریچه شاخص
general index
شاخص کلی
index number
عدد شاخص
validity index
شاخص اعتبار
gnomon
شاخص شرعیات
toughness index
شاخص نرمی
gnomonic
وابسته به شاخص
gnomonics
فن شاخص سازی
polarity indicator
شاخص قطب
group index
شاخص گروه
index hole
سوراخ شاخص
holotype
نمونه شاخص
vital index
شاخص حیاتی
system catalog
پرونده شاخص
tidal bench mark
شاخص جزر و مد
retention index
شاخص بازداری
wage index
شاخص دستمزد
range indicator
شاخص مسافت
production index
شاخص تولید
price index
شاخص قیمت
oddsmaker
بازیگر شاخص
number index
شاخص عددی
sysctlg
پرونده شاخص
seasonal index
شاخص فصلی
index of correlation
شاخص همبستگی
index register
ثبات شاخص
indicator electrode
الکترود شاخص
levelling staff
شاخص تراز
weight index
شاخص موزون
roughness index
شاخص زبری
neon indicator
شاخص نئونی
position indicator
شاخص نماها
index of absorption
شاخص جذب
compression index
شاخص فشارپذیری
indexing
شاخص گذاری
indexes
فهرست شاخص
statistics
شاخص امار
bench mark
شاخص مبداء
aiming post light
چراغ شاخص
cost indexes
شاخص هزینه
indicator
نمایشگر شاخص
aiming light
چراغ شاخص
characteristic curve
منحنی شاخص
indicator
شاخص اندازه
active index
شاخص فعال
characteristic equation
معادلههای شاخص
sundial
شاخص افتاب
characteristic roots
ریشههای شاخص
sundials
شاخص افتاب
absorption index
شاخص جذب
bain index
شاخص بین
critical values
مقادیر شاخص
aiming post sleeve
غلاف شاخص
critical region
ناحیه شاخص
aiming post sleeve
روپوش شاخص
cross index
شاخص متقابل
difficulty index
شاخص دشواری
discrimination index
شاخص افتراق
economic index
شاخص اقتصادی
aiming stake
شاخص کوچک
economic indicator
شاخص اقتصادی
critical ratio
بهر شاخص
index
فهرست شاخص
critical period
دوره شاخص
indexed
فهرست شاخص
readability index
شاخص خوانایی
range markers
چراغ شاخص مسیر
colminator
دوربین شاخص توپ
cost of living index
شاخص هزینه زندگی
producer price index
شاخص قیمت تولیدی
characteristic expansion time
زمان شاخص انبساط
beach flag
پرچم شاخص اسکله
pre indexing
شاخص گذاری قبلی
array index number
عدد شاخص ارایه
renewal index
شاخص قابل تجدید
respiratory exchange index
شاخص بهره تنفسی
post indexing
شاخص گذاری بعدی
indexed address
آدرس شاخص دار
index of multiple correlation
شاخص همبستگی چندگانه
index of industrial production
شاخص تولید صنعتی
critical incidents technique
شیوه رویدادهای شاخص
map index
فهرست شاخص نقشه ها
to be the clincher
عامل شاخص بودن
to turn the scales
عامل شاخص بودن
index of real wages
شاخص دستمزدهای واقعی
indexed array
ارایه شاخص دار
indexed list
لیست شاخص دار
air pollution index
شاخص الودگی هوا
symbol
رمز اشاره شاخص
construction cost index
شاخص هزینه ساختمانی
isoheyt
خط شاخص نقاط هم باران
laspeyres price index
شاخص قیمت لاسپیرز
activity designator
شاخص فعالیت یکان یا قسمت
wholesale price index
شاخص قیمت عمده فروشی
tidemarks
میله شاخص جزر ومد
tidemark
میله شاخص جزر ومد
index addressing
نشان دهی شاخص دار
gates opening indicator
شاخص باز شدن دریچه ها
randie branching index
شاخص شاخه زنی رندیچ
consumer price index
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
index of wholesale prices
شاخص قیمتهای عمده فروشی
index linked insurance
بیمهای که با شاخص تعدیل میشود
consistency index
شاخص تغییر شکل پذیری
critical flicker frequency
بسامد شاخص در سوسو زدن
cff
بسامد شاخص در سوسو زدن
plimsoll mark
خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
annual efficiency index
شاخص کارایی سالانه خدمتی
index of consumer prices
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
index of retail prices
شاخص قیمتهای خرده فروشی
index fossil
سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
pathognomonic
وابسته بتشخیص ناخوشی شاخص مرض
indexed sequential access method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار
index number
مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
paasche price index
شاخص قیمت پاشه که بصورت زیرمحاسبه میگردد001 * 1q * 1p / 0q *1p
basic indexed sequential acess method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
range marker
شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
compliance index
شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
drift float
علامت یا شاخص شناور نشان دهنده انحراف مسیر
liquid crystal bar graph panel indicator
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
role indicator
نشانهای برای بیان ورودی شاخص دریک موضوع مشخص
system indicator
طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
lumber's line
خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
local color
رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
kwic
روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
hypercard
نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
beach marker
علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
plasticity index
شاخص خمیری نشانه حالت خمیری
nominal scale
شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
Farahan
فراهان
[این ناحیه در استان مرکزی با بافت های هراتی، میناخانی و گل حنائی در قرن نوزدهم میلادی بازار جهانی خوبی داشته و شاخص آن استفاده از پودهای آبی و صورتی بوده است.]
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com