English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (13 milliseconds)
English Persian
seasonal index شاخص فصلی
Other Matches
von neuman morgensterm utility index شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
markers تعیین کننده شاخص هدف شاخص
ideal index شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
marker تعیین کننده شاخص هدف شاخص
rainfall index شاخص بارش شاخص بارندگی
target indicator شاخص نشان دهنده هدف شاخص هدف
capitular فصلی
seasonal فصلی
disjunctive فصلی
seasonally فصلی
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
seasonal worker کارگر فصلی
campaigning مسابقههای فصلی
seasonal storage مخزن فصلی
season tickets بلیط فصلی
seasonal unemployment بیکاری فصلی
seasonal variations تغییرات فصلی
seasonal work کار فصلی
seasonal adjustments تعدیلهای فصلی
actual state of affairs اوضاع فصلی
seasonal fluctuations نوسانات فصلی
seasonal fluctuation نوسانات فصلی
seasonal adjustment تعدیلات فصلی
ephemeral stream رود فصلی
campaigns مسابقههای فصلی
season ticket بلیط فصلی
campaigned مسابقههای فصلی
campaign مسابقههای فصلی
hayfever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
pollenosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
hay fever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
pollinosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
disjunctive دارای دو شق مختلف فصلی
allergic rhinitis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
indexed sequential file پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
to prefix a chapter to a book فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
enzootic مرض همه گیر دامها امراض فصلی و ناحیهای دامها
cephalic index شاخص سر
indicative شاخص
tyupical شاخص
gnomon شاخص
level rod شاخص
aiming post شاخص
index number شاخص
scale شاخص
indexed خط شاخص
indexes شاخص
indexed شاخص
critical شاخص
index شاخص
index خط شاخص
indicator شاخص
dials شاخص
dialed شاخص
dialled شاخص
indexes خط شاخص
dial شاخص
index register ثبات شاخص
index of correlation شاخص همبستگی
indicator gate دریچه شاخص
range indicator شاخص مسافت
indicator electrode الکترود شاخص
index number عدد شاخص
index mark علامت شاخص
gnomonics فن شاخص سازی
index hole سوراخ شاخص
holotype نمونه شاخص
group index شاخص گروه
position indicator شاخص نماها
levelling staff شاخص تراز
neon indicator شاخص نئونی
roughness index شاخص زبری
weight index شاخص موزون
wage index شاخص دستمزد
vital index شاخص حیاتی
validity index شاخص اعتبار
tidal bench mark شاخص جزر و مد
system catalog پرونده شاخص
retention index شاخص بازداری
readability index شاخص خوانایی
number index شاخص عددی
oddsmaker بازیگر شاخص
polarity indicator شاخص قطب
toughness index شاخص نرمی
price index شاخص قیمت
production index شاخص تولید
sysctlg پرونده شاخص
cost indexes شاخص هزینه
aiming post sleeve غلاف شاخص
aiming post light چراغ شاخص
critical region ناحیه شاخص
aiming light چراغ شاخص
cross index شاخص متقابل
active index شاخص فعال
index of absorption شاخص جذب
absorption index شاخص جذب
aiming post sleeve روپوش شاخص
aiming stake شاخص کوچک
critical ratio بهر شاخص
compression index شاخص فشارپذیری
characteristic roots ریشههای شاخص
characteristic curve منحنی شاخص
cranial index شاخص جمجمه
characteristic equation معادلههای شاخص
bench mark شاخص مبداء
bain index شاخص بین
critical period دوره شاخص
sundials شاخص افتاب
difficulty index شاخص دشواری
index فهرست شاخص
indexed فهرست شاخص
gnomon شاخص شرعیات
indexes فهرست شاخص
statistics شاخص امار
economic indicator شاخص اقتصادی
economic index شاخص اقتصادی
indicator شاخص اندازه
critical values مقادیر شاخص
sundial شاخص افتاب
indexing شاخص گذاری
gnomonic وابسته به شاخص
indicator نمایشگر شاخص
discrimination index شاخص افتراق
general index شاخص کلی
producer price index شاخص قیمت تولیدی
range markers چراغ شاخص مسیر
colminator دوربین شاخص توپ
renewal index شاخص قابل تجدید
respiratory exchange index شاخص بهره تنفسی
to turn the scales عامل شاخص بودن
to be the clincher عامل شاخص بودن
characteristic expansion time زمان شاخص انبساط
beach flag پرچم شاخص اسکله
array index number عدد شاخص ارایه
air pollution index شاخص الودگی هوا
symbol رمز اشاره شاخص
pre indexing شاخص گذاری قبلی
construction cost index شاخص هزینه ساختمانی
critical incidents technique شیوه رویدادهای شاخص
laspeyres price index شاخص قیمت لاسپیرز
map index فهرست شاخص نقشه ها
isoheyt خط شاخص نقاط هم باران
indexed array ارایه شاخص دار
indexed address آدرس شاخص دار
indexed list لیست شاخص دار
index of real wages شاخص دستمزدهای واقعی
index of multiple correlation شاخص همبستگی چندگانه
index of industrial production شاخص تولید صنعتی
post indexing شاخص گذاری بعدی
cost of living index شاخص هزینه زندگی
annual efficiency index شاخص کارایی سالانه خدمتی
gates opening indicator شاخص باز شدن دریچه ها
tidemark میله شاخص جزر ومد
activity designator شاخص فعالیت یکان یا قسمت
index addressing نشان دهی شاخص دار
index linked insurance بیمهای که با شاخص تعدیل میشود
index of wholesale prices شاخص قیمتهای عمده فروشی
wholesale price index شاخص قیمت عمده فروشی
tidemarks میله شاخص جزر ومد
index of retail prices شاخص قیمتهای خرده فروشی
consistency index شاخص تغییر شکل پذیری
index of consumer prices شاخص قیمت کالاهای مصرفی
cff بسامد شاخص در سوسو زدن
critical flicker frequency بسامد شاخص در سوسو زدن
consumer price index شاخص قیمت کالاهای مصرفی
plimsoll mark خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
randie branching index شاخص شاخه زنی رندیچ
index fossil سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
pathognomonic وابسته بتشخیص ناخوشی شاخص مرض
indexed sequential access method روش دستیابی ترتیبی شاخص دار
gandey dancer کارگر فصلی کارگر سیار
paasche price index شاخص قیمت پاشه که بصورت زیرمحاسبه میگردد001 * 1q * 1p / 0q *1p
range marker شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
index number مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
basic indexed sequential acess method روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
drift float علامت یا شاخص شناور نشان دهنده انحراف مسیر
compliance index شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
system indicator طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
lumber's line خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
role indicator نشانهای برای بیان ورودی شاخص دریک موضوع مشخص
local color رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
kwic روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
hypercard نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
beach marker علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
plasticity index شاخص خمیری نشانه حالت خمیری
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
nominal scale شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
Farahan فراهان [این ناحیه در استان مرکزی با بافت های هراتی، میناخانی و گل حنائی در قرن نوزدهم میلادی بازار جهانی خوبی داشته و شاخص آن استفاده از پودهای آبی و صورتی بوده است.]
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
azimuth indicator شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
isam Access IndexedSequential روش دستیابی ترتیبی شاخص دار روش دستیابی ترتیبی فهرست دارethod
Gohar carpet فرش گوهر [این فرش که توسط بافنده ای به همین نام از اهالی ارمنستان وسیه بافته شده از فرش های شاخص و کلیدی این منطقه محسوب شده و طرح آنرا مربوط به قره باغ می دانند.]
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com