Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
topper
شاخه زن سوهان
toppers
شاخه زن سوهان
Other Matches
hierarchical communications system
شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
to brachiate
از شاخه به شاخه پریدن
[بازوپیمایی کردن]
forkedly
بطور شاخه شاخه
ramify
شاخه شاخه شدن
branch
شاخه شاخه شدن
arborization
شاخه شاخه شدگی
branches
شاخه شاخه شدن
dog leg
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
abrasive tool
سوهان
file tang
دم سوهان
rasp
سوهان
rasps
سوهان
rasper
سوهان زن
filer
سوهان گر
filed
سوهان
file
سوهان
rasping
سوهان
rasped
سوهان
file tooth
عاج سوهان
filecutter
سوهان کار
filer
سوهان کار
rat tail file
سوهان دم موشی
flat file
سوهان تخت
flexible file
سوهان نرم
mill file
سوهان دستی
needle file
سوهان سوزنی
limb
سوهان کاری
rasped
صدای سوهان
rasped
سوهان زدن
rasp
صدای سوهان
rasp
سوهان زدن
rasps
صدای سوهان
rasping
صدای سوهان
rasps
سوهان زدن
double cut file
سوهان دولبه
file brush
برس سوهان
file handle
دسته سوهان
limbs
سوهان کاری
file hardness
زبری سوهان
rasping
سوهان زدن
floats
سوهان زدن
abrasions
سوهان کردن
tang of file
محور سوهان
three square file
سوهان سه گوش
floated
سوهان زدن
float
سوهان زدن
emery board
سوهان ناخن
nail files
سوهان ناخن
round file
سوهان گرد
filing
سوهان کاری
polishing file
سوهان صیقل
filed
سوهان زدن
rat tail file
سوهان گرد
file
سوهان زدن
abrasion
سوهان کردن
raspatory
سوهان جراحی
bifurcate
چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
file cutter
قسمت برنده سوهان
rat's tail
یکجور سوهان کوچک گرد
rasping
باصدای سوهان گوش راازردن
rasp
باصدای سوهان گوش راازردن
cutters
دندانه گردان عاج سوهان
cutter
دندانه گردان عاج سوهان
rasped
باصدای سوهان گوش راازردن
rasps
باصدای سوهان گوش راازردن
float
جسم شناور بر روی اب سوهان پهن
floats
جسم شناور بر روی اب سوهان پهن
floated
جسم شناور بر روی اب سوهان پهن
file brush
برس مخصوص پاک کردن سوهان
three square
سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
jig
اسباب فولادی که با هدایت ان مته و سوهان را به کار می برند
jigs
اسباب فولادی که با هدایت ان مته و سوهان را به کار می برند
receding leg
شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
plugs
دو شاخه
ramus
شاخه
branch line
شاخه
branch lines
شاخه
trifurcation
سه شاخه
embranchment
شاخه
trifid
سه شاخه
three way
سه شاخه
nid
شاخه
furcate
شاخه شاخه
ramulous
شاخه شاخه
intersection leg
شاخه
knag
ته شاخه
limbless
بی شاخه
virga
شاخه
connection plug
دو شاخه
nib
شاخه
nibs
شاخه
plug
دو شاخه
plugging
دو شاخه
acaulescent
بی شاخه
Br
شاخه
bifurcation
شاخه
branch cutter
شاخه بر
ramulose
شاخه شاخه
forking
سه شاخه
pin
در شاخه
pinned
در شاخه
forking
شاخه
branches
شاخه
variations
شاخه
arm
شاخه
limbs
شاخه
fork
شاخه
boughs
شاخه
bough
شاخه
doddered
بی شاخه
pinning
در شاخه
branch
شاخه
variation
شاخه
fork
سه شاخه
limb
شاخه
forked
شاخه دار
gray ramus
شاخه خاکستری
crotch
تیر دو شاخه
twigged
شاخه دار
insessorial
شاخه نشین
twiggy
شاخه دار
fork of ... river
شاخه رودخانه ...
twing
شاخه کوچک
viminal
شاخه دهنده
crotches
تیر دو شاخه
three arm protractor
نقاله سه شاخه
female plug
دو شاخه ماده
easing out line
شاخه شل کننده
blind alley
شاخه بن بست
dog leg
شاخه فرعی
sprays
شاخه کوچک
intersection leg
شاخه یک همبر
spraying
شاخه کوچک
tow level forked junction
دو شاخه دو ترازه
tow level forked junction
دو شاخه ناهمکف
ram's horn hook
قلاب دو شاخه
ramiform
شاخه مانند
ramify
شاخه دادن
ramify
شاخه بستن
branches
شاخه دراوردن
coppices
شاخه زاد
subshrub
شاخه کوچک
coppice
شاخه زاد
secateur
شاخه قطع کن
provine
شاخه خوابانده
traverse leg
شاخه پیمایش
lamin
شاخه پردهای
lamina
شاخه پردهای
sprayed
شاخه کوچک
linear portion
شاخه خطی
triradiate
سه شاخه سه شعاعی
spray
شاخه کوچک
alleyways
شاخه ماز
alleys
شاخه ماز
outbranch
شاخه گستردن
passerine
شاخه نشین
alley
شاخه ماز
spriggy
شاخه دار
cable connector
دو شاخه کابل
line of business
شاخه پیشه
offshoot
شاخه نورسته
offshoots
شاخه نورسته
ramification
شاخه شاخگی
ramifications
شاخه شاخگی
prongs
شاخه رودیانهر
prong
شاخه رودیانهر
grain
شاخه چنگال
affluent
شاخه رود
sprigs
شاخه کوچک
division
شاخه
[دانشی]
twig
: شاخه کوچک
branch
شاخه
[دانشی]
field
شاخه
[دانشی]
area
شاخه
[دانشی]
tuning forks
دو شاخه صوتی
tributaries
شاخه انشعاب
tributary
شاخه انشعاب
tributary
شاخه رود
tuning fork
دو شاخه صوتی
twigs
: شاخه کوچک
sprout
جوانه شاخه
sprouted
جوانه شاخه
sprouts
جوانه شاخه
sprig
شاخه کوچک
arborescent
شاخه مانند
boughed
شاخه دار
branch
شاخه دراوردن
Dont break that branch off.
آن شاخه رانشکن
tributaries
شاخه رود
branchy
شاخه دار
branching
شاخه گزینی
branchlet
شاخه کوچک
blind alleys
شاخه بن بست
biramous
دارای دو شاخه
link
شاخه رابط
banana pin
دو شاخه رادیو
battery charging plug
دو شاخه باتری پر کن
wing
شاخه شعبه
bifurcate
دو شاخه شدن
winging
شاخه شعبه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com