Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
easing out line
شاخه شل کننده
Other Matches
hierarchical communications system
شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
to brachiate
از شاخه به شاخه پریدن
[بازوپیمایی کردن]
arborization
شاخه شاخه شدگی
forkedly
بطور شاخه شاخه
branch
شاخه شاخه شدن
branches
شاخه شاخه شدن
ramify
شاخه شاخه شدن
dog leg
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
bifurcate
چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
receding leg
شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
plug
دو شاخه
nibs
شاخه
plugging
دو شاخه
nib
شاخه
plugs
دو شاخه
branches
شاخه
three way
سه شاخه
branch
شاخه
limbless
بی شاخه
limbs
شاخه
variation
شاخه
variations
شاخه
pin
در شاخه
limb
شاخه
bifurcation
شاخه
branch cutter
شاخه بر
furcate
شاخه شاخه
virga
شاخه
branch line
شاخه
branch lines
شاخه
intersection leg
شاخه
ramus
شاخه
knag
ته شاخه
ramulous
شاخه شاخه
ramulose
شاخه شاخه
boughs
شاخه
trifurcation
سه شاخه
trifid
سه شاخه
pinning
در شاخه
pinned
در شاخه
bough
شاخه
nid
شاخه
arm
شاخه
forking
شاخه
forking
سه شاخه
fork
شاخه
fork
سه شاخه
acaulescent
بی شاخه
doddered
بی شاخه
connection plug
دو شاخه
Br
شاخه
embranchment
شاخه
prong
شاخه رودیانهر
sprigs
شاخه کوچک
twigs
: شاخه کوچک
lamin
شاخه پردهای
alley
شاخه ماز
boughed
شاخه دار
branchy
شاخه دار
tuning fork
دو شاخه صوتی
coppice
شاخه زاد
coppices
شاخه زاد
distributary
رود شاخه
branchlet
شاخه کوچک
tuning forks
دو شاخه صوتی
cable connector
دو شاخه کابل
twig
: شاخه کوچک
viminal
شاخه دهنده
disbranch
بی شاخه کردن
prongs
شاخه رودیانهر
dog leg
شاخه فرعی
sprig
شاخه کوچک
spray
شاخه کوچک
branching
شاخه گزینی
alleyways
شاخه ماز
blind alleys
شاخه بن بست
branches
شاخه دراوردن
sprayed
شاخه کوچک
crotches
تیر دو شاخه
spraying
شاخه کوچک
sprays
شاخه کوچک
female plug
دو شاخه ماده
crotch
تیر دو شاخه
provine
شاخه خوابانده
branch
شاخه دراوردن
blind alley
شاخه بن بست
alleys
شاخه ماز
linear portion
شاخه خطی
outbranch
شاخه گستردن
fork of ... river
شاخه رودخانه ...
ramify
شاخه بستن
passerine
شاخه نشین
lamina
شاخه پردهای
ramify
شاخه دادن
Dont break that branch off.
آن شاخه رانشکن
ramiform
شاخه مانند
ram's horn hook
قلاب دو شاخه
line of business
شاخه پیشه
forked
شاخه دار
subshrub
شاخه کوچک
intersection leg
شاخه یک همبر
sprout
جوانه شاخه
twing
شاخه کوچک
ramifications
شاخه شاخگی
ramification
شاخه شاخگی
banana pin
دو شاخه رادیو
three arm protractor
نقاله سه شاخه
tributary
شاخه رود
tributary
شاخه انشعاب
gray ramus
شاخه خاکستری
sprouted
جوانه شاخه
secateur
شاخه قطع کن
traverse leg
شاخه پیمایش
triradiate
سه شاخه سه شعاعی
toppers
شاخه زن سوهان
twigged
شاخه دار
twiggy
شاخه دار
tow level forked junction
دو شاخه دو ترازه
tow level forked junction
دو شاخه ناهمکف
topper
شاخه زن سوهان
sprouts
جوانه شاخه
tributaries
شاخه رود
spriggy
شاخه دار
tributaries
شاخه انشعاب
winging
شاخه شعبه
insessorial
شاخه نشین
field
شاخه
[دانشی]
branch
شاخه
[دانشی]
offshoots
شاخه نورسته
biramous
دارای دو شاخه
wing
شاخه شعبه
arborescent
شاخه مانند
grain
شاخه چنگال
link
شاخه رابط
division
شاخه
[دانشی]
offshoot
شاخه نورسته
affluent
شاخه رود
bifurcate
دو شاخه شدن
area
شاخه
[دانشی]
battery charging plug
دو شاخه باتری پر کن
sprit
جوانه یا شاخه کوچک
pricket
شمعدان شاخه دار
to lop off a branch
[from a tree]
شاخه ای را
[از درختی]
بریدن
hierarchical communications system
شاخه ها و زیر دایرکتوری ها
clusters
اویز چند شاخه
cluster bombs
اویز چند شاخه
pruning knife
چاقوی شاخه زنی
cluster
اویز چند شاخه
wind component
شاخه سمتی باد
tine
نوک شاخه یاسیخ
cluster bomb
اویز چند شاخه
tri corn
کلاه سه گوشه سه شاخه
dog-leg
[شاخه فرعی پله]
deflection component of trail
شاخه سمتی مسیر
leg
شاخه مسیر حرکت
bifurcation
شکاف گاه شاخه
bifurcation
تقسیم بدو شاخه
bayou
شاخه فرعی رودخانه
strick
شاخه درخت کتان
layers
رگه شاخه خوابانده
deadwood
شاخه خشکیده درخت
To cut off a branch .
شاخه ای را قطع کردن
percher
مرغ شاخه نشین
legs
شاخه مسیر حرکت
twin plug
دو شاخه وسایل برقی
two pin plug
دو شاخه وسایل برقی
utensil plug
دو شاخه وسایل برقی
layer
رگه شاخه خوابانده
divided magnetic circuit
مدار مغناطیسی چند شاخه
leg
خط واصل بین دو نقطه شاخه
the tree shoot out brances
ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
descending branch
شاخه نزولی مسیر گلوله
subshrub
شاخه فرعی گیاه کوچک
deflection component of trail
شاخه سمتی معبر حرکت
cultrated
بشکل چاقوی شاخه زنی
cultrate
بشکل چاقوی شاخه زنی
unplugged
خارج کردن دو شاخه از سوکت
lifting cart
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
tridentate
نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
truncated
شاخه زدن ناقص کردن
candelabrum
شمع دان چند شاخه
truncates
شاخه زدن ناقص کردن
truncating
شاخه زدن ناقص کردن
vimineous
دارای شاخه وترکههای خم شونده
branched chain structure
ساختار زنجیری شاخه دار
pallet truck
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
pallet jack
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
truncate
شاخه زدن ناقص کردن
unplug
خارج کردن دو شاخه از سوکت
trident
نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
unplugging
خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugs
خارج کردن دو شاخه از سوکت
legs
خط واصل بین دو نقطه شاخه
randie branching index
شاخص شاخه زنی رندیچ
trifurcate
بسه شاخه تقسیم شدن
chandelier
شمع دان چند شاخه لوستر
snagged
پراز ته شاخه دارای برامدگیهای ناصاف
chandeliers
شمع دان چند شاخه لوستر
fork
محل انشعاب چند شاخه شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com