English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
bayou شاخه فرعی رودخانه
Other Matches
fork of ... river شاخه رودخانه ...
dog leg شاخه فرعی
dog-leg [شاخه فرعی پله]
subshrub شاخه فرعی گیاه کوچک
afflux خیزاب بالاامدن سطح اب رودخانه بوسیله کاهش عرض رودخانه
up the river سوی سر چشمه رودخانه بطرف بالای رودخانه
affluent رودخانه ای که به داخل رودخانه بزرگتر یا دریاچه بریزد.
liman خلیج مصب رودخانه مدخل رودخانه
hierarchical communications system شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
to brachiate از شاخه به شاخه پریدن [بازوپیمایی کردن]
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
branches شاخه شاخه شدن
ramify شاخه شاخه شدن
arborization شاخه شاخه شدگی
forkedly بطور شاخه شاخه
branch شاخه شاخه شدن
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
bifurcate چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
glacier رودخانه یخ
river line خط رودخانه
rever رودخانه
rivers رودخانه
river رودخانه
river clay گل رودخانه
glaciers رودخانه یخ
river gravel شن رودخانه
receding leg شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
river bed بستر رودخانه
head stream سرچشمه رودخانه
potamology مبحث رودخانه ها
water system رودخانه و شعبات ان
the river karoon رودخانه کارون
headwater بالادست رودخانه
along the river درامتداد رودخانه
river beds بستر رودخانه
strands لایه رودخانه
strand لایه رودخانه
ostiary دهانه رودخانه
river banks ساحل رودخانه
river trip مسافرت رودخانه ای
river bank ساحل رودخانه
levee کناره رودخانه
river trip گردش رودخانه ای
lethe اب رودخانه بزرخ
upstream بالای رودخانه
riverine سواحل رودخانه
an open river رودخانه باز
alpheus رب النوع رودخانه
conferva علف رودخانه
river profile نیمرخ رودخانه
bight پیچ رودخانه
riverward بطرف رودخانه
by water از راه رودخانه
river mouth دهانه رودخانه
bottom ice یخ کف دریاچه یا رودخانه
stethe ساحل رودخانه
riverbed بستر رودخانه
the karoon river رودخانه کارون
river line خط ساحل رودخانه
stream رودخانه ابراهه
riparian ساحل رودخانه زی
streamed رودخانه ابراهه
streams رودخانه ابراهه
low water فروکش اب رودخانه
euphrates رودخانه فرات
head water بالای رودخانه بالارود
riverain ساکن ساحل رودخانه
naiad حوری موجددریاچه رودخانه
ferryboat قایق عبور از رودخانه
near bank ساحل نزدیک رودخانه
riparian وابسته بکنار رودخانه
riparian حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
river basin ابگیر یا حوضه رودخانه
styx رودخانه عالم اسفل
spans پل زدن روی رودخانه
spanned پل زدن روی رودخانه
sluggish stream رودخانه با جریان کند
span پل زدن روی رودخانه
river bed level تراز بستر رودخانه
niagara رودخانه و ابشار نیاگارا
spanning پل زدن روی رودخانه
ferryboats قایق عبور از رودخانه
white water ابشارهای کوتاه رودخانه
fluviatic پیداشده رودخانه رودخانهای
interamnian واقع در میان دو رودخانه
inland navigation کشتی رانی در رودخانه ها
forced crossing عبور اجباری از رودخانه
basin حوزه رودخانه ابگیر
basins حوزه رودخانه ابگیر
head water قسمت بالادست رودخانه
hasty crossing عبور تعجیلی از رودخانه
eyot جزیره کوچک در رودخانه
excavation in river bed خاکبرداری در بستر رودخانه
bank effect اثر کناره رودخانه
basin area حوزه ابریز رودخانه
chute شیب تند رودخانه
chutes شیب تند رودخانه
deliberate crossing عبور با فرصت از رودخانه
levee دیواره ساحلی رودخانه
upstream مخالف جریان رودخانه
upstream بالادست جریان رودخانه
keelboatman کرجی بان رودخانه
keelboat قایق پهن رودخانه
fluvial زیست کننده در رودخانه
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
he put me across the river مرا بدانسوی رودخانه برد
palisade صخرهء مشرف بر رودخانه محجر
fluviatile نهری زندگی کننده در رودخانه
palisades صخرهء مشرف بر رودخانه محجر
strath بستر پهن مسیر رودخانه
navigation river رودخانه قابل کشتی رانی
cess سرازیری کنار رودخانه وغیره
summer bed of a river بستر تابستانی رودخانه مسیل
hurst جای کم عمق در رودخانه یا دریا
detritus مواد خردوریز محمولات اب رودخانه
haugh زمین رسوبی کنار رودخانه
to clean arives رودخانه ایی را لاروبی کردن
to fall down the river باجریان رودخانه حرکت کردن
river forcasting پیش بینی جریان رودخانه
whitewater racing مسابقه در مسیر اشفته رودخانه
fluviomarine درست شده رودخانه ودریا
bed building stage of river تراز سطح متوسط اب رودخانه
staff gauge اشل اندازه گیری ارتفاع اب رودخانه
dragsman لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
fairway قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
fairways قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
ice mining انفجار یخ رودخانه یا دریاچه ها به وسیله مین
rhenish شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
fluviograph الت سنجش افت وخیزاب رودخانه
holm زمین مسطح وپست نزدیک رودخانه
fluviometer الت سنجش افت وخیزاب رودخانه
bough شاخه
branch cutter شاخه بر
acaulescent بی شاخه
bifurcation شاخه
plugs دو شاخه
plugging دو شاخه
furcate شاخه شاخه
ramulose شاخه شاخه
plug دو شاخه
nibs شاخه
boughs شاخه
nid شاخه
nib شاخه
branch line شاخه
embranchment شاخه
branch lines شاخه
knag ته شاخه
intersection leg شاخه
limbless بی شاخه
connection plug دو شاخه
ramus شاخه
ramulous شاخه شاخه
trifid سه شاخه
branches شاخه
pinned در شاخه
three way سه شاخه
pinning در شاخه
Br شاخه
pin در شاخه
variations شاخه
trifurcation سه شاخه
virga شاخه
limb شاخه
limbs شاخه
doddered بی شاخه
variation شاخه
branch شاخه
arm شاخه
forking شاخه
fork شاخه
forking سه شاخه
fork سه شاخه
live lining ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
riparian rights حقوق خاصه مالکین خریم رودخانه ها و انهار
riffle کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
watershed منطقهای که اب دریا یا رودخانه را پخش وتقسیم میکند
effective snow melt برف ذوب شده موثر در جریان رودخانه
camp-shedding [پایه ها و تخته های روی ساحل رودخانه]
watersheds منطقهای که اب دریا یا رودخانه را پخش وتقسیم میکند
How long is the River Nile? طول وعرض رودخانه نیل چقدر است ؟
wharves لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
riffled کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
riffles کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
riffling کمی عمق رودخانه که موجب تقسیم اب گردد
gorge portion محل مناسب برای ایجاد سد دربستر رودخانه
logjam انباشتگی تنهی درختان بریده شده در رودخانه
The teo countries are separated by this river. این رودخانه دو کشور را از یکدیگه جدامی کند
wharfs لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
wharf لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
female plug دو شاخه ماده
ramification شاخه شاخگی
ramifications شاخه شاخگی
toppers شاخه زن سوهان
bifurcate دو شاخه شدن
gray ramus شاخه خاکستری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com