English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 231 (12 milliseconds)
English Persian
alley شاخه ماز
alleys شاخه ماز
alleyways شاخه ماز
Search result with all words
grain شاخه چنگال
link شاخه رابط
shoot رویش انشعابی رویش شاخه
shoots رویش انشعابی رویش شاخه
wing شاخه شعبه
winging شاخه شعبه
layer رگه شاخه خوابانده
layers رگه شاخه خوابانده
blind alley شاخه بن بست
blind alleys شاخه بن بست
unplug خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugged خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugging خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugs خارج کردن دو شاخه از سوکت
branch شاخه
branch شاخه دراوردن
branch شاخه شاخه شدن
branches شاخه
branches شاخه دراوردن
branches شاخه شاخه شدن
coppice شاخه زاد
coppices شاخه زاد
chandelier شمع دان چند شاخه لوستر
chandeliers شمع دان چند شاخه لوستر
fork سه شاخه
fork محل انشعاب چند شاخه شدن
fork شاخه
forking سه شاخه
forking محل انشعاب چند شاخه شدن
forking شاخه
arm شاخه
spray شاخه کوچک
sprayed شاخه کوچک
spraying شاخه کوچک
sprays شاخه کوچک
doddered بی شاخه
forked شاخه دار
cluster اویز چند شاخه
cluster bomb اویز چند شاخه
cluster bombs اویز چند شاخه
clusters اویز چند شاخه
crotch محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
crotch تیر دو شاخه
crotches محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
crotches تیر دو شاخه
limb شاخه
limbs شاخه
decision علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
decisions علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
variation شاخه
variations شاخه
pin در شاخه
pin فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
pinned در شاخه
pinned فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
pinning در شاخه
pinning فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
root بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
roots بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
sprig شاخه کوچک
sprigs شاخه کوچک
prong شاخه رودیانهر
prongs شاخه رودیانهر
truncate شاخه زدن ناقص کردن
truncated شاخه زدن ناقص کردن
truncates شاخه زدن ناقص کردن
truncating شاخه زدن ناقص کردن
twig : شاخه کوچک
twigs : شاخه کوچک
tuning fork دو شاخه صوتی
tuning forks دو شاخه صوتی
leg خط واصل بین دو نقطه شاخه
leg شاخه مسیر حرکت
legs خط واصل بین دو نقطه شاخه
legs شاخه مسیر حرکت
bough شاخه
boughs شاخه
candelabrum شمع دان چند شاخه
tributaries شاخه انشعاب
tributaries شاخه رود
tributary شاخه انشعاب
tributary شاخه رود
branch line شاخه
branch lines شاخه
sprout جوانه شاخه
sprouted جوانه شاخه
sprouts جوانه شاخه
nib شاخه
nibs شاخه
plug ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
plug دو شاخه
plugging ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
plugging دو شاخه
plugs ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
plugs دو شاخه
offshoot شاخه نورسته
offshoots شاخه نورسته
ramification شاخه شاخگی
ramifications شاخه شاخگی
topper شاخه زن سوهان
Other Matches
hierarchical communications system شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
to brachiate از شاخه به شاخه پریدن [بازوپیمایی کردن]
arborization شاخه شاخه شدگی
forkedly بطور شاخه شاخه
ramify شاخه شاخه شدن
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
bifurcate چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
receding leg شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
three way سه شاخه
intersection leg شاخه
trifid سه شاخه
trifurcation سه شاخه
embranchment شاخه
limbless بی شاخه
nid شاخه
furcate شاخه شاخه
ramulose شاخه شاخه
ramulous شاخه شاخه
ramus شاخه
knag ته شاخه
branch cutter شاخه بر
acaulescent بی شاخه
bifurcation شاخه
virga شاخه
Br شاخه
connection plug دو شاخه
insessorial شاخه نشین
distributary رود شاخه
biramous دارای دو شاخه
cable connector دو شاخه کابل
branchlet شاخه کوچک
bifurcate دو شاخه شدن
boughed شاخه دار
gray ramus شاخه خاکستری
branchy شاخه دار
female plug دو شاخه ماده
dog leg شاخه فرعی
easing out line شاخه شل کننده
disbranch بی شاخه کردن
branching شاخه گزینی
fork of ... river شاخه رودخانه ...
intersection leg شاخه یک همبر
lamin شاخه پردهای
twigged شاخه دار
twiggy شاخه دار
twing شاخه کوچک
viminal شاخه دهنده
Dont break that branch off. آن شاخه رانشکن
line of business شاخه پیشه
division شاخه [دانشی]
area شاخه [دانشی]
field شاخه [دانشی]
branch شاخه [دانشی]
traverse leg شاخه پیمایش
tow level forked junction دو شاخه دو ترازه
lamina شاخه پردهای
linear portion شاخه خطی
outbranch شاخه گستردن
passerine شاخه نشین
provine شاخه خوابانده
ram's horn hook قلاب دو شاخه
ramiform شاخه مانند
ramify شاخه دادن
ramify شاخه بستن
secateur شاخه قطع کن
triradiate سه شاخه سه شعاعی
spriggy شاخه دار
subshrub شاخه کوچک
three arm protractor نقاله سه شاخه
tow level forked junction دو شاخه ناهمکف
toppers شاخه زن سوهان
affluent شاخه رود
arborescent شاخه مانند
banana pin دو شاخه رادیو
battery charging plug دو شاخه باتری پر کن
sprit جوانه یا شاخه کوچک
To cut off a branch . شاخه ای را قطع کردن
two pin plug دو شاخه وسایل برقی
tine نوک شاخه یاسیخ
tri corn کلاه سه گوشه سه شاخه
utensil plug دو شاخه وسایل برقی
wind component شاخه سمتی باد
twin plug دو شاخه وسایل برقی
strick شاخه درخت کتان
dog-leg [شاخه فرعی پله]
bifurcation تقسیم بدو شاخه
deflection component of trail شاخه سمتی مسیر
deadwood شاخه خشکیده درخت
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
bayou شاخه فرعی رودخانه
pruning knife چاقوی شاخه زنی
pricket شمعدان شاخه دار
percher مرغ شاخه نشین
bifurcation شکاف گاه شاخه
hierarchical communications system شاخه ها و زیر دایرکتوری ها
pallet truck جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
lifting cart جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
vimineous دارای شاخه وترکههای خم شونده
pallet jack جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
trifurcate بسه شاخه تقسیم شدن
divided magnetic circuit مدار مغناطیسی چند شاخه
descending branch شاخه نزولی مسیر گلوله
deflection component of trail شاخه سمتی معبر حرکت
cultrated بشکل چاقوی شاخه زنی
cultrate بشکل چاقوی شاخه زنی
subshrub شاخه فرعی گیاه کوچک
the tree shoot out brances ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
tridentate نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
trident نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
branched chain structure ساختار زنجیری شاخه دار
randie branching index شاخص شاخه زنی رندیچ
snagged پراز ته شاخه دارای برامدگیهای ناصاف
microgroove سه شاخه قابل تعویض میان صفحات گرامافون
timber hitch گره وصل کردن زه به شاخه پایین کمان
mammalogy یک شاخه از جانور شناسی که راجع به پستانداران است
radiochemistry یک شاخه از شیمی که بااثرات شیمیایی رادیواکتیوسرو کار دارد
chock قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
axil گوشه یا زاویه بین شاخه یا برگ با محوری که از ان منشعب میشود
thyrsus نیزهای که سر ان میوه کاج ویا شاخه انگور نصب شده
lyrebird سه نوع مرغ شاخه نشین گنجشکی استرالیا ازجنس menura
three pin plug ورودی استاندارد با سه شاخه برای اتصال وسیلله الکتریکی به منبع اصل الکتریسیته
arabesque منبت کاری [تزئین شده با شاخه ها، برگ ها و میوه ها یا صورتک های انسان و حیوان]
resource یکی از دو انشعاب فایل . شاخه منبع حاوی منابع مورد نیاز فایل است
asses' ears نوعی گوشه [نوعی شاخه]
roll in point نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
kepse motife [ریشه کلمه ترکی است و به معنی بسته یا دسته می باشد. این نگاره بصورت بوته ای افقی با شاخه های عمودی بافته می شود و جلوه ای از برگ های دن دادنه دار را نشانمیدهد.]
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
eco-branch شعبه زیست بوم [شاخه اقتصاد مناسب با زیست بوم]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com