English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (1 milliseconds)
English Persian
charge d'affaires شارژ دافر
Other Matches
NiMH نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
charges شارژ کردن شارژ
charge شارژ کردن شارژ
fluxing agent شارژ
charging شارژ
heats شارژ
heat شارژ
like charge شارژ همنام
basic allowance شارژ انبار
loads شارژ کردن
furnace charge شارژ کوره
load شارژ کردن
chargers دستگاه شارژ
charger دستگاه شارژ
coke per charge ذغال کک شارژ
melting charge شارژ ذوب
authorized stockage list صورت شارژ انبار
liquid metal charge شارژ فلز مذاب
maintenance float شارژ انبار سیال
constant voltage charge شارژ با ولتاژ ثابت
constant current charge شارژ با جریان ثابت
uncharged غیر مسلح شارژ نشده
chargeable آنچه قابل شارژ است
turbocharger موتور شارژ کننده توربین
maintenance float شارژ انباراضافی وسایل نگهداری اضافی
tariff شارژ کاربر سیستم کامپیوتری یا ارتباطات
floatation سطح اماد اضافی شارژ انباراضافی
tariffs شارژ کاربر سیستم کامپیوتری یا ارتباطات
charges مین وسایل با بار الکتریکی شارژ می شوند
electric تعداد اتم هایی که شارژ شده اند.
charge مین وسایل با بار الکتریکی شارژ می شوند
dry cell battery باتری ای که قابل شارژ مجدد نیست مقایسه شودباRechergeable Battery
charges ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charge ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charging point محل هواگیری و گازگیری درروی هواپیما محل شارژ یاپر کردن گاز
NiCad نوعی باتری قابل شارژ در laptop که با باتری Nimh جایگزین شده است
electroluminescence نور ارسال شده از نقط ه فسفری وقتی توسط الکترون یا قطعه شارژ شده پرشود
charges خرج گذاری کردن شارژ کردن
charge خرج گذاری کردن شارژ کردن
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
basic issue items وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com