Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
plumb
شاقول عمودی
Other Matches
plummeting
وزنه شاقول شاقول
plummets
وزنه شاقول شاقول
plummeted
وزنه شاقول شاقول
plummet
وزنه شاقول شاقول
plumb lines
شاقول
plumb line
شاقول
plumb
شاقول
bobbing
شاقول
bob
شاقول
bobs
شاقول
lead
شاقول گلوله
plumb
با شاقول ازمودن
leads
شاقول گلوله
plumb bob
گلوله شاقول
guideline
رهنمون شاقول
standards
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standard
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
plumb bob
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
plumbline
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
plummet
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
vertical redundancy check
بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
perpendecular
عمودی
othogonal
عمودی
straight
عمودی
erecting
عمودی
erected
عمودی
on end
عمودی
upright
عمودی
lineal
عمودی
plumb line
خط عمودی
plumb lines
خط عمودی
straighter
عمودی
straightest
عمودی
erects
عمودی
erect
عمودی
vertical
عمودی
righting
حق عمودی
righted
حق عمودی
right
حق عمودی
perpendicular
عمودی
nosediving
فرود عمودی
nosedives
فرود عمودی
nosedived
فرود عمودی
plumbness
حالت عمودی
normal axis
محور عمودی
erectness
حالت عمودی
joint drain
زهکش عمودی
Y direction
حرکت عمودی
nosedive
فرود عمودی
linal descent
وارث خط عمودی
normal acceleration
شتاب عمودی
vertical
عمودی
[ریاضی]
riser
سیم عمودی
near vertical
تقریبا عمودی
brise-soleil
پرده عمودی
angle socket
سرپیچ عمودی
apeak
عمودی قائم
apeak
بحالت عمودی
hammer-post
تیر عمودی
door-post
[تیر عمودی در]
crown-post
تیرک عمودی
vertical force
نیروی عمودی
y axis
محور عمودی
normal force
تلاش عمودی
normal force
نیروی عمودی
vertical adjustment
تنظیم عمودی
vertical antenna
انتن عمودی
vertical axis
محور عمودی
vertical combines
ترکیب عمودی
vertical equity
عدالت عمودی
vertical equity
برابرسازی عمودی
vertical expansion
گسترش عمودی
vertical justification
تنظیم عمودی
vertical growth
رشد عمودی
vertical integration
ادغام عمودی
vertical merger
ادغام عمودی
vertical interval
فاصله عمودی
tap root
ریشه عمودی
portraint orientation
تمایل عمودی
vertical mobility
تحرک عمودی
whip stall
حرکت عمودی
verticality
حالت عمودی
vertical synchronizing
همزمانساز عمودی
vertical scrolling
چرخش عمودی
off plmb
غیر عمودی
out of plumb
غیر عمودی
vertical recording
ضبق عمودی
orthogonal rotation
چرخش عمودی
orthogonality
حالت عمودی
orthotropism
رویش عمودی
out of the perpendicular
غیر عمودی
perpendecular
خط عمودی یا قائم
perpendicularity
حالت عمودی
vertical justification
تطابق عمودی
brise-soleil
کرکره عمودی
lineal
عمودی اجدادی
profiled
برش عمودی
boom
ستون عمودی
booming
ستون عمودی
booms
ستون عمودی
stringer
تراورس عمودی
profiles
برش عمودی
boomed
ستون عمودی
profiling
برش عمودی
cliff
صخره عمودی
profile
برش عمودی
aplomb
حالت عمودی
stringers
تراورس عمودی
cliffs
صخره عمودی
y axis
بردار عمودی گراف
vertical application
برنامه کاربردی عمودی
lucarne
پنجره عمودی خوابگاه
stanchion
میلههای عمودی ناو
door-jamb
[تیر عمودی چارچوب در]
vertically adjustable
قابلیت تنظیم عمودی
crown-strut
[شمع پشتبند عمودی]
munting
الت عمودی پنجره
taproot
ریشه عمودی اصلی
jambs
تیر عمودی چارچوپ
vertical stabilizer
تیغه یا باله عمودی
vrc
بررسی افزایش عمودی
serrated vertical pulse
ضربه عمودی دندانهای
vertical tab
جدول بندی عمودی
rudders
مکان عمودی متحرک
rudder
مکان عمودی متحرک
Y coordinate
مختصات بردار عمودی
jamb
تیر عمودی چارچوپ
gules
خطوط موازی عمودی
goalpost
تیرک عمودی دروازه
profile
نیمرخ برش عمودی
hoop
میله عمودی کروکه
goalposts
تیرک عمودی دروازه
profiled
نیمرخ برش عمودی
anchor at short stay
لنگر طولی عمودی
stairwell
پله کان عمودی
upright
تیرک عمودی دروازه
hoops
میله عمودی کروکه
stairwells
پله کان عمودی
plumb
: راست بطور عمودی
profiling
نیمرخ برش عمودی
profiles
نیمرخ برش عمودی
vertical cliffs
صخره های عمودی
erectly
بطور ایستاده یا عمودی
sternpost
تیر عمودی عقب کشتی
bulkheads
دیواره عمودی روی قایق
vertical events numbering
شماره گذاری عمودی وقایع
vertical speed
سرعت صعود عمودی هواپیما
axis
برای مختصات عمودی در گراف
profile
برش عمودی تصویر جانبی
bulkhead
دیواره عمودی روی قایق
slash pocket
جیب عمودی درجهت درزلباس
orthotropic
دارای محور اصلی عمودی
pitch
چرخش عمودی وعرضی ناو
flute
[شیار عمودی روی ستون]
escoinson
[گوشه تیر عمودی چارچوب]
pitches
چرخش عمودی وعرضی ناو
profiling
برش عمودی تصویر جانبی
chimney-jamb
[تیر عمودی چارچوب دودکش]
stumps
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
adjustment for vertical-circle image
تنظیم عمودی مرکز تصویر
stump
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stumping
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stumped
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
king-pendant
[تیر عمودی در خرپای میانی]
profiles
برش عمودی تصویر جانبی
profiled
برش عمودی تصویر جانبی
paper
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
stiles
باهو چوب عمودی چهارچوب درب
stile
باهو چوب عمودی چهارچوب درب
masse
ضربه عمودی به یک طرف گوی بیلیارد
y axis
محور عمودی روی یک صفحه مختصات
y amplifier
تقویت کننده با سیستم انحراف عمودی
hanging-post
[تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
papered
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papering
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papers
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
plumb
عمق پیمودن عمودی قرار دادن
uprights
تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
lubber line
خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
simple shear
دراین برش تنش عمودی وجودندارد
springing teal
تیراندازی به هدفهایی که بطور عمودی بالا می ایند
durn
[تیر عمودی در ساخته شده از چوب بائو]
intertie
تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
munnion
جرز الت عمودی در میان قسمتهای پنجره
orientation
جهت صفحه یا به صورت لبه افقی یا عمودی
high tailed aircraft
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
mullion
جرز یا الت عمودی میان قسمتهای پنجره
column
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
columns
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
capriole
پرش عمودی اسب با پاهای کشیده به عقب
stick
هریک از سه میله عمودی کریکت چوبدست اسکی
rimrock
صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
two-dimensional
آرایهای که عناصر افقی و عمودی محل دهی میکند
bollards
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
bollard
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
vertical replenishment
تجدید تدارکات از راه هوا صعود و فرود عمودی
escapement
تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
rockets
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketing
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketed
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com