English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English Persian
retrospect شامل گذشته
Search result with all words
retrospectively چنانکه شامل گذشته شودیاعطف بماسبق کند
ex post facto شامل اصول گذشته
retroact شامل گذشته شدن
retroactively چنانکه شامل گذشته شود
the law is not retroactive قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
Other Matches
due out از وقت مصرف گذشته از وقت گذشته
in- شامل
Inc شامل
in شامل
covering شامل
self inclusive شامل
inclusive شامل
including شامل
far-reaching شامل
containing شامل
comprising شامل
sweeping شامل
due out گذشته
departed گذشته
preceded گذشته
aside from گذشته از
yesternight شب گذشته
What is past is past . what is gone is gone . گذشته ها گذشته
and certainly not <conj.> گذشته از
agone گذشته
older گذشته
by gone گذشته
old گذشته
beyoned the pale از حد گذشته
bypast گذشته
gone by گذشته
spun or span گذشته
historical گذشته
oldest گذشته
aside گذشته از
not to mention <conj.> گذشته از
let [leave] alone <conj.> گذشته از
bygone گذشته
last a گذشته
last night شب گذشته
asides گذشته از
over with گذشته
not to speak of <conj.> گذشته از
to say nothing of <conj.> گذشته از
past گذشته
foretime گذشته
foreby گذشته
forepast گذشته
forepassed گذشته
embrace شامل بودن
excluding شامل نشدن
comprise شامل بودن
includible شامل کردنی
comprises شامل بودن
comprised شامل بودن
embracing شامل بودن
embraces شامل بودن
embraced شامل بودن
ineligible شامل نشدنی
trinomial شامل سه نام
engird شامل بودن
engirdle شامل بودن
do with <idiom> شامل شدن
inclusive or یای شامل
includable شامل کردنی
apply شامل شدن
applies شامل شدن
butyric شامل کره
butyraceous شامل کره
applying شامل شدن
bimillenary شامل دوهزار
in the p درزمان گذشته
last sunday یکشنبه گذشته
past tense زمان گذشته
yesterday زمان گذشته
past years سالهای گذشته
redolence خاطرات گذشته
retrospective falsification تحریف گذشته
self giving از خود گذشته
in a. to this گذشته ازاین
further on از این گذشته
last week هفته گذشته
belatedly ازموقع گذشته
over and above گذشته ازاین
furthermore از این گذشته
also گذشته از این
lastmonth ماه گذشته
rode گذشته ride
last year سال گذشته
further [moreover] <adv.> گذشته از این
next week هفته گذشته
swore گذشته sweatr
out of date از تاریخ گذشته
nostalgia حسرت گذشته
belated ازموقع گذشته
stale cheque چک تاریخ گذشته
sup.latest or last تازه گذشته
whish بسرعت گذشته
pt زمان گذشته
desperado از جان گذشته
by gone چیزهای گذشته
expired گذشته از موعد
by gone قدیمی گذشته ها
late تازه گذشته
furthermore <adv.> از این گذشته
retroactive معطوف به گذشته
self devoted از خود گذشته
bled گذشته Bleed
upheld گذشته uphold
ultimo در ماه گذشته
retrospect نگاه به گذشته
ultimo ماه گذشته
sware گذشته swear
the past tense زمان گذشته
furthermore <adv.> گذشته از این
the present and the past اکنون و گذشته
ex post به اعتبار گذشته
bygone چیزهای گذشته
the present and the past حال و گذشته
regression بازگشت به گذشته
the present and the past گذشته و حال
the preterite tense زمان گذشته
the year past سال گذشته
past گذشته از ماورای
outdid گذشته outdo
moreover <adv.> گذشته از این
yesteryear سال گذشته
besides <adv.> از این گذشته
forby <adv.> از این گذشته
further [moreover] <adv.> از این گذشته
moreover <adv.> از این گذشته
on top of this <adv.> از این گذشته
over and above <adv.> از این گذشته
additionally <adv.> گذشته از این
what is more <adv.> از این گذشته
beyond that <adv.> از این گذشته
on top of that <adv.> از این گذشته
on to <adv.> از این گذشته
additionally <adv.> به جز آن [گذشته از این]
also [moreover] <adv.> به جز آن [گذشته از این]
also [moreover] <adv.> گذشته از این
desperate از جان گذشته
exposed سر راه گذشته
in addition <adv.> گذشته از این
on top of this <adv.> گذشته از این
over and above <adv.> گذشته از این
besides <adv.> گذشته از این
back عقبی گذشته
what is more <adv.> گذشته از این
beyond that <adv.> گذشته از این
on top of that <adv.> گذشته از این
on to <adv.> گذشته از این
forby <adv.> گذشته از این
additionally <adv.> از این گذشته
in addition <adv.> از این گذشته
aside from that <adv.> گذشته از این
also [moreover] <adv.> از این گذشته
aside from that <adv.> از این گذشته
aside from that <adv.> به جز آن [گذشته از این]
besides <adv.> به جز آن [گذشته از این]
on top of that <adv.> به جز آن [گذشته از این]
on to <adv.> به جز آن [گذشته از این]
over- گذشته اضافی
over گذشته اضافی
beyond that <adv.> به جز آن [گذشته از این]
what is more <adv.> به جز آن [گذشته از این]
backs عقبی گذشته
forby <adv.> به جز آن [گذشته از این]
furthermore <adv.> به جز آن [گذشته از این]
further [moreover] <adv.> به جز آن [گذشته از این]
sprang گذشته gnirps
in addition <adv.> به جز آن [گذشته از این]
moreover <adv.> به جز آن [گذشته از این]
on top of this <adv.> به جز آن [گذشته از این]
over and above <adv.> به جز آن [گذشته از این]
retrospective view [on] نگاه به گذشته
echaustive شامل همهء جزئیات
terraqueous شامل خشکی ودریا
plenary شامل تمام اعضاء
plenaries شامل تمام اعضاء
intraspecific شامل گروه بخصوصی
intraspecies شامل گروه بخصوصی
inclusive or gate دریچه یای شامل
over all شامل همه چیز
exclude شامل نشدن یا جداشدن
exclusion عمل شامل نشدن
exclusive آنچه شامل نمیشود
encompassing شامل بودن دربرگرفتن
excludes شامل نشدن یا جداشدن
encompasses شامل بودن دربرگرفتن
encompassed شامل بودن دربرگرفتن
encompass شامل بودن دربرگرفتن
across the board شامل تمام طبقات
exhaustive شامل تمام جرئیات
long- دیر گذشته ازوقت
longed دیر گذشته ازوقت
longer دیر گذشته ازوقت
In the course of the past centuries. درطی قرنهای گذشته
longs دیر گذشته ازوقت
see in the past makes saw فعل see در گذشته sawمیشود
long دیر گذشته ازوقت
overdue از موعد گذشته منقضی
Joking apart. از شوخی گذشته ( جدی )
secondary حاکی از زمان گذشته
got زمان گذشته فعل get
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com