English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English Persian
mucosa شامه مخاطی
mucous membrance شامه مخاطی
Search result with all words
psilosis یکجور ناخوشی گرمسیری که نشانه ان زخم شدن شامه مخاطی دهان است
Other Matches
matral وابسته به نرم شامه یا سخت شامه
mucoid مخاطی
epithelial مخاطی
epithelioid مخاطی
pituitous مخاطی
mucous مخاطی
gleety لزج مخاطی
pituitaries بلغمی مخاطی
mucopurulent چرک مخاطی
mucosa غشا مخاطی
mucous membrance غشا مخاطی
pituitary بلغمی مخاطی
mucosity ماده مخاطی بلغم
rhinitis ورم غشاء مخاطی بینی
rhinopharyngitis ورم غشاء مخاطی بینی و حلق
smells شامه
smelling شامه
smelled شامه
smell شامه
patagium شامه
pellicle شامه
pleura شش شامه
membranes شامه
membrance شامه
flair شامه سگ
meninx شامه مخ
velum شامه
membrane شامه
epithelioma غده خوش خیم و یا بدخیم مشتق از بافت مخاطی
dura mater سخت شامه
pericardium برون شامه دل
pleurotomy برش شامه شش
pleural وابسته به شامه شش
pia mater نرم شامه
piamater نرم شامه
endocardium درون شامه دل
rhinencephalon مرکز شامه
evening pragen نماز شامه
olfaction حس شامه بویایی
membran شامه دار
synovial membrane شامه یاغشازلالی
mater نرم شامه
serous membrane شامه ابکی
mater سخت شامه
olfactory nerve عصب شامه
anosmia فقدان حس شامه
mucus [secretion of the mucous membranes] خلط [بلغم] [ماده لزج] [ترشح غشا مخاطی] [پزشکی]
peritoneum برون شامه روده ها
pleurisy اماس شامه ریه
keen scented دارای شامه تیز
meningeal وابسته به شامه مخ پاشامی
pericardiac وابسته به برون شامه دل
pericardial وابسته به برون شامه دل
quick scented دارای شامه تیزیاتند
perichondrium شامه غضروف پوش
nosier دارای شامه تیز فضول
nosey دارای شامه تیز فضول
nosiest دارای شامه تیز فضول
pericarditis اماس برون شامه قلب
nosy دارای شامه تیز فضول
bloodhound نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
bloodhounds نوعی سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
sleuth hound یکجور سگ شکاری که شامه بسیارتیزی دارد
endocranium سطح داخلی جمجمعه و سخت شامه مغز
pleurohepatitis اماس شامه شش وجگر التهاب غشاریه وکبد
epithelialize پوشیده شدن باو یا تبدیل شدن به بافت مخاطی
epithelize پوشیده شدن با و یا تبدیل شدن به بافت مخاطی
pelliculate پوسته پوسته شامه دار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com