English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
verge شانه تثبیت نشده
verges شانه تثبیت نشده
Other Matches
hard shoulder شانه تثبیت شده
verge شانه تحکیم نشده
verges شانه تحکیم نشده
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilots وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
hackle شانه مخصوص شانه کردن لیفهای کتان وابریشم کتان زن
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
reed شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
head to head رقابت شانه به شانه
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
unsought جستجو نشده کشف نشده
unredeemed جبران نشده سبک نشده
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
incomplete انجام نشده پر نشده
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
corroboration تثبیت
stabilized تثبیت
stabilizes تثبیت
stabilises تثبیت
stabilization تثبیت
confirmation تثبیت
stabilising تثبیت
stabilised تثبیت
fixation تثبیت
fixity تثبیت
consolidation تثبیت
fixing تثبیت
stabilisation تثبیت
fixations تثبیت
anchor cell سل تثبیت
stabilize تثبیت
fixation process فرایند تثبیت
fixation point نقطه تثبیت
stabilising تثبیت کردن
functional fixedness تثبیت کارکردی
confirmation تثبیت استقرار
stabilize تثبیت کردن
fixation of affect تثبیت عاطفی
fixing agent عامل تثبیت
stabilised تثبیت کردن
avouch تثبیت کردن
reinstatement تثبیت در مقام
fixate تثبیت کردن
stabilizer تثبیت کننده
course stabilizer تثبیت کننده
fixedness تثبیت شدگی
father fixation تثبیت پدری
reinstate تثبیت کردن
economic stabilization تثبیت اقتصادی
stabilises تثبیت کردن
stabilisers تثبیت کننده
heat setting تثبیت گرمائی
positioning تثبیت موقعیت
stabilizers تثبیت کننده ها
stop go policy سیاست تثبیت
patenting حق تثبیت اختراع
stabilizes تثبیت کردن
stabilization پابرجاسازی تثبیت
patented حق تثبیت اختراع
reinstating تثبیت کردن
reinstates تثبیت کردن
patent حق تثبیت اختراع
patents حق تثبیت اختراع
reinstated تثبیت کردن
wage stabilization تثبیت مزد
voltage stabilization تثبیت ولتاژ
visual fixation تثبیت دیداری
price ceilings تثبیت قیمت
nitrogen fixation تثبیت نیتروژن
stabilized تثبیت کردن
mechanical stabilization تثبیت مکانیکی
maintenance level سطح تثبیت
holding attack تک تثبیت کننده
price freeze تثبیت قیمت ها
price stability تثبیت قیمت
price stabilization تثبیت قیمت
price freezing تثبیت قیمت
automatic stabilizer تثبیت کننده خودکار
exchanged stabilization fund صندوق تثبیت ارز
stabilizer ثابت تثبیت کننده
well fixed خوب تثبیت شده
stabilized layer قشر تثبیت شده
course stabilizer دستگاه تثبیت مسیر
course stabilizer تثبیت کننده مسیر
holding force نیروی تثبیت کننده
fixes تثبیت محل ناو
fix تثبیت محل ناو
stabilisers ثابت تثبیت کننده
voltage stabilization تثبیت فشار الکتریکی
viscosity stabilizer تثبیت کننده گرانروی
stabilized layer لایه تثبیت شده
stabilization policy سیاست تثبیت اقتصادی
stabilizing sleeve غلاف تثبیت کننده
emulsion stabilizer تثبیت کننده امولسیونی
built in stabilizers تثبیت کنندههای خودکار
mains voltage stabilizer تثبیت کننده ولتاژ شبکه
route به خاک نشاندن تثبیت کردن
zener diode stabilization تثبیت کنندگی دیود زنر
self stabilizing dynamo دینام خود تثبیت کننده
routes به خاک نشاندن تثبیت کردن
commodity agreement تثبیت مشترک قیمت فروش
voltage stabilizer تثبیت کننده اختلاف سطح
stabilising به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilised به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilize به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilized به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
pegging تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
stabilizes به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilises به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
high frequency stabilized arc قوس نوری تثبیت شده ی فرکانس بالا
comb شانه
iekke شانه ها
combings دم شانه
harrower شانه زن
epaule شانه
beater شانه
combed شانه
combing شانه
scapula شانه
scapulas شانه
omoplate شانه
master slave manipulator یک شانه
pitchfork شانه
boek bou شانه
pitchforks شانه
shoulders شانه
shouldered شانه
shouldering شانه
shoulder شانه
functional finance سیاست مالی دولت برای تثبیت وضع اقتصادی
price support تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
cop-out شانه خالی
verge شانه نااستوار
rake comb شانه شیاری
teazle شانه چوپان
Comb ( brush ) your hair . موهایت را شانه کن
cop-outs شانه خالی
brushed شانه خورده
teazle شانه زدن
Afro pick شانه مخصوص فر
verge شانه راه
hard shouder شانه راست
heckle شانه کردن
heckled شانه کردن
heckling شانه کردن
shoulder blade استخوان شانه
shoulder blades استخوان شانه
honeycomb شانه عسل
heckles شانه کردن
honeycombs شانه عسل
teazel شانه زدن
epauliere شانه پوش
epauliere زره شانه
ctenophore شانه داران
ctenophora شانه داران
ctenoid شانه مانند
comb case شانه دان
clip laten شانه گیر
clip ejector شانه پران
verges شانه راه
broad shouldered شانه پهن
verges شانه نااستوار
shoulder شانه راه
arch spring line شانه طاق
unkempt شانه نکرده
shoulders شانه راه
shouldered شانه راه
scaular استخوان شانه
flax comb شانه کتان
soft shoulder شانه هموار
shoulder of road شانه راه
shoulder brace شانه بند
shoulder balance بالانس شانه
raised shoulder شانه برجسته
raised shoulder شانه سکویی
rack type cutter شانه رنده
pectinated شانه دار
neck and neck شانه بشانه
hoopoe شانه بسر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com