Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
brushed
شانه خورده
Other Matches
hackle
شانه مخصوص شانه کردن لیفهای کتان وابریشم کتان زن
reed
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
head to head
رقابت شانه به شانه
it was eaten
خورده شد
little
خورده
eaten
خورده
irriguous
اب خورده
failure
شکست خورده
hammer hard
چکش خورده
conglomerates
به هم جوش خورده
fretted by rust
زنگ خورده
folded picture
تصویر تا خورده
grubbier
کرم خورده
grubbiest
کرم خورده
grubby
کرم خورده
engrained
پینه خورده
plicated
چین خورده
underdogs
سگ شکست خورده
failures
شکست خورده
mussy
بهم خورده
mildewy
باد خورده
maggoty
کرم خورده
kinky
گره خورده
kinky
پیچ خورده
on oath
قسم خورده
patsy
فریب خورده
underdog
سگ شکست خورده
jiggly
تکان خورده
distempered
بهم خورده
aggresive
خورده شده
eaten
خورده شده
clift
ترک خورده
dislocated
بهم خورده
kaput
کاملا شک ست خورده
cancelled
قلم خورده
worm-eaten
کرم خورده
clefts
ترک خورده
cleft
ترک خورده
moth-eaten
بید خورده
moth eaten
بید خورده
belly pinched
گرسنگی خورده
turkeys
شکست خورده
dehiscent
ترک خورده
crossed out
قلم خورده
crimpled
چوروک خورده
crackly
چین خورده
corrodible
خورده شدنی
carious
کرم خورده
butt welded
از سر جوش خورده
picked
کلنگ خورده
callous
پینه خورده
corrosion
خورده شدن
turkey
شکست خورده
deluded
فریب خورده
conglomerate
به هم جوش خورده
craven
شکست خورده
stamped
تمبر خورده
messy
بهم خورده
wound
پیچ خورده
thrawart
پیچ خورده
wounding
پیچ خورده
vermiculate
کرم خورده
twisty
پیچ خورده
worm eaten
کرم خورده
writhen
پیچ خورده
writhen
تاب خورده
wounds
پیچ خورده
withered
چروک خورده
tetched
بهم خورده
stickit
شکست خورده
starveling
گرسنگی خورده
puckery
چین خورده
symphsis
عضوجوش خورده
teched
بهم خورده
indisposed
بهم خورده
scapula
شانه
boek bou
شانه
combing
شانه
combed
شانه
comb
شانه
scapulas
شانه
shouldering
شانه
shouldered
شانه
shoulder
شانه
shoulders
شانه
beater
شانه
combings
دم شانه
pitchfork
شانه
master slave manipulator
یک شانه
epaule
شانه
pitchforks
شانه
omoplate
شانه
harrower
شانه زن
iekke
شانه ها
it is sufficiently stamped
کم تمبر خورده است
thraw
پیچ خورده دررفته
common ashlar
سنگ چکش خورده
inure or en
پینه خورده کردن
to be deluded
فریب خورده بودن
to be fooled
فریب خورده بودن
bound barrel
لوله تاب خورده
patsy
شخص گول خورده
rolled glass
شیشه نورد خورده
rolled iron or steel
فولاد نورد خورده
rolled profile
نیمرخ نورد خورده
sclerous
متصلب پینه خورده
seared conscience
وجدان پینه خورده
spun glass
شیشه تاب خورده
interwrought
بهم جوش خورده
indurate
پینه خورده کردن
deep dyed
زیاد رنگ خورده
cut in
چاک خورده شکافته
Today I took laxatives.
امروز مسهل خورده ام.
cat gets one's tongue
<idiom>
گربه زبونش را خورده
certified public accountant
حسابدار قسم خورده
Are you daft ?
مگر مغز خر خورده ای ؟
These shoes dont fit me.
زنگ مدرسه خورده
i have caught a thorough chill
سرمای حسابی خورده ام
grounded
توپ به زمین خورده
I have a cold.
من سرما خورده ام.
[پزشکی]
foul anchor
لنگر تاب خورده
weldment
چیز جوش خورده
wrounght iron mill bar
اهن جوش خورده
beaten
چکش خورده فرسوده
chartered accountant
حسابدار قسم خورده
rancid
باد خورده فاسد
impacted
باهم جوش خورده
chiseled
چوب اسکنه خورده
chiselled
چوب اسکنه خورده
lost
شکست خورده گمراه
ctenophore
شانه داران
flush shoulder
شانه همکف
fly comb
شانه ارهای
boughs
شانه حیوان
bough
شانه حیوان
heckles
شانه کردن
Afro pick
شانه مخصوص فر
cop-outs
شانه خالی
hackle
شانه کردن
cop-out
شانه خالی
flush shoulder
شانه همسطح
flax comb
شانه کتان
epauliere
شانه پوش
heckled
شانه کردن
rake comb
شانه شیاری
heckle
شانه کردن
Comb ( brush ) your hair .
موهایت را شانه کن
honeycombs
شانه عسل
honeycomb
شانه عسل
ctenophora
شانه داران
ctenoid
شانه مانند
epauliere
زره شانه
harness
بند شانه
hatchel
شانه کتان
shoulder of road
شانه راه
shoulder brace
شانه بند
shoulder balance
بالانس شانه
scaular
استخوان شانه
clipped
شانه فشنگ
clip
شانه فشنگ
raised shoulder
شانه برجسته
raised shoulder
شانه سکویی
rack type cutter
شانه رنده
curry
شانه یا قشوکردن
curries
شانه یا قشوکردن
clippings
شانه فشنگ
soft shoulder
شانه هموار
harnessed
بند شانه
harnessing
بند شانه
honey comb
شانه عسل
hoopoe
شانه بسر
teazle
شانه زدن
teazle
شانه چوپان
teazel
شانه زدن
hard shoulder
شانه استوار
lapwing
شانه بسر
lapwings
شانه بسر
clips
شانه فشنگ
pectinated
شانه دار
neck and neck
شانه بشانه
teasels
شانه چوپان
verges
شانه راه
shouldered
شانه راه
broad shouldered
شانه پهن
verge
شانه نااستوار
teasel
شانه چوپان
unkempt
شانه نکرده
verge
شانه راه
teazles
شانه چوپان
arch spring line
شانه طاق
teazels
شانه چوپان
shoulder blades
استخوان شانه
shoulder blade
استخوان شانه
shouldering
شانه راه
heckling
شانه کردن
shoulder
شانه راه
hard shouder
شانه راست
comb case
شانه دان
shoulders
شانه راه
clip ejector
شانه پران
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com