English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (3 milliseconds)
English Persian
apprenticeship شاگردی
apprenticeships شاگردی
discipleship شاگردی
journey work شاگردی
journeywork شاگردی
pupilship شاگردی
studentship شاگردی
Other Matches
pupillage دوره شاگردی مرحله شاگردی
pupilage دوره شاگردی مرحله شاگردی
school fellow هم شاگردی
school mate هم شاگردی
schoolmate هم شاگردی
schoolmates هم شاگردی
prentice شاگردی کردن
tutoring اموزش تک شاگردی
to serve apprenticeship دوره شاگردی
in leading در مرحله شاگردی یا نوچگی
apprentice شاگردی کردن کاراموز
apprentices شاگردی کردن کاراموز
to serve one s a دوره شاگردی خودرابه پایان رساندم
oppidan شاگردی که درشبانه روزیهای شهرزندگی میکند
non collegiate در باب شاگردی گفته میشود بی دانشکده
to take up one'sindentures سند شاگردی خودرا در پایان خدمت پس گرفتن
salvtatorian شاگردی که نطق گشایش یاتهنیت امیزرا اداکند
prize fellow شاگردی که در امتحانات سرامد شده وامتیازی بعنوان جایزه باو داده اند
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com