English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (6 milliseconds)
English Persian
horseboy شاگرد مهتر
Other Matches
grooms مهتر
swipe مهتر
swiped مهتر
swiping مهتر
seniors مهتر
senior مهتر
groom مهتر
stabler مهتر
hostler مهتر
groomsman ساقدوش مهتر
Guinea کمک مهتر
elder statesman دولتمرد مهتر
guineas کمک مهتر
ostler مهتر اصطبل
elder statesmen دولتمرد مهتر
marshall مهتر اسب سرلشگرهوایی
groom اماده کردن شیب برای اسکی مهتر
grooms اماده کردن شیب برای اسکی مهتر
delphine classics چاپ ادبیات باستانی لاتین که برای پسر مهتر لوئی چهاردهم درست شد
schoolgirls شاگرد
disciple شاگرد
disciples شاگرد
students شاگرد
schoolgirl شاگرد
condisciple هم شاگرد
shop boy شاگرد
follwer شاگرد
votary شاگرد
footboy شاگرد
errand boy شاگرد
famulus شاگرد
student شاگرد
apprentices شاگرد
mate شاگرد
apprentice شاگرد
trainees شاگرد
trainee شاگرد
mates شاگرد
mated شاگرد
buttons شاگرد
pupils شاگرد
pupil شاگرد
shop girl شاگرد دکان
helper شاگرد قالیباف
shop boy شاگرد دکان
shop girl شاگرد پادو
houseboys خانه شاگرد
houseboy خانه شاگرد
scholastic agent شاگرد پیدا کن
driver's mate شاگرد راننده
cook's mate شاگرد اشپز
assistant driver شاگرد شوفر
boys خانه شاگرد
boy خانه شاگرد
grummet شاگرد خانه
loblolly boy or man شاگرد جراح
boots شاگرد مهمانخانه
counter jumper شاگرد دکان
students شاگرد اهل تحقیق
student شاگرد اهل تحقیق
an idle pupil شاگرد بیکار یا تنبل
boarder شاگرد شبانه روزی
protege حمایت شده شاگرد
journey man شاگرد یا کارگر روزمزد
boarders شاگرد شبانه روزی
student of law شاگرد دانشکده حقوق
page خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
assignments تکلیف درسی و مشق شاگرد
paged خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
assignment تکلیف درسی و مشق شاگرد
pages خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
coach and pupil method روش مربی و شاگرد دراموزش
to be at the foot of any one پیرو یا شاگرد کسی بودن
truant شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
truants شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
undergrad u te شاگرد درجه نگرفته شاگردپایین رتبه
underclassman شاگرد سالهای اول و دوم دانشگاه
grader جاده صاف کن شاگرد مدرسه ابتدایی یامتوسطه
resident school مدارس حضوری یا مدارسی که شاگرد عملا در کلاس حاضر میشود
gentleman commoner شاگرد ممتازدانشگاه اکسفوردو کمبریج که شهریهای بیشترازشاگردان عادی میپردازد
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
parlour boarder شاگرد شبانه روزی که نزدخانواده رئیس شبانه روزی زندگی میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com