Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English
Persian
approvable
شایان تحسین
Other Matches
worthy of praise
شایان تمجید سزاوارتمجید شایان ستایش
love worthy
شایان
considerable
شایان
gigantesque
شایان
lordly
شایان لرد
worthy
شایان سزاوار
worthier
شایان سزاوار
acclamable
شایان افرین
picturesque
شایان تصویر
reprovable
شایان سرزنش
worthiest
شایان سزاوار
adorable
شایان ستایش
honorable
شایان تعریف
blameful
شایان توبیخ
exemplary
شایان تقلید
blamable
شایان توبیخ
presentable
شایان معرفی
mobbish
پست شایان توده
commendably
چنانکه شایان ستایش باشد
knight like
شایان شوالیه گری یاسلحشوری
acclaiming
تحسین
acclamation
تحسین
praised
تحسین
praising
تحسین
universal applause
تحسین
praises
تحسین
praise
تحسین
applause
تحسین
acclaim
تحسین
acclaimed
تحسین
acclaims
تحسین
take off one's hat to
تحسین کردن
compelling
<adj.>
تحسین برانگیز
taken
مورد تحسین
to take off one's hat to
تحسین کردن
amazing
<adj.>
قابل تحسین
wondrous
<adj.>
قابل تحسین
stupendous
<adj.>
قابل تحسین
startling
<adj.>
قابل تحسین
prodigious
<adj.>
قابل تحسین
marvelous
[American]
<adj.>
قابل تحسین
marvellous
[British]
<adj.>
قابل تحسین
gobsmacking
[British]
[colloquial]
[amazing]
<adj.>
قابل تحسین
astounding
<adj.>
قابل تحسین
astonishing
<adj.>
قابل تحسین
wonderful
<adj.>
قابل تحسین
appreciable
قابل تحسین
admiration
پسند تحسین
admirers
تحسین کننده
admirer
تحسین کننده
admirable
<adj.>
قابل تحسین
acclamation
تحسین و شادی
applauds
تحسین کردن
applauding
تحسین کردن
applauded
تحسین کردن
applaud
تحسین کردن
admires
تحسین کردن
admired
تحسین کردن
admire
تحسین کردن
ovations
تحسین حضار
praising
تحسین پرستش
praised
تحسین پرستش
praise
تحسین پرستش
appreciably
قابل تحسین
acclamable
قابل تحسین
acclamatory
تحسین امیز
approbatory
تحسین امیز
approbative
تحسین امیز
applausive
تحسین امیز
ovation
تحسین حضار
applaudingly
از روی تحسین
applauder
تحسین کننده
applaudable
قابل تحسین
admiringly
از روی تحسین
approbativeness
حس جلب تحسین
praises
تحسین پرستش
self admiration
تحسین خود خودپسندی
ilolater
ستایشگر تحسین کننده
acclamatory
مبنی برهلهله و تحسین
acclamatory shaus
فریادهای تحسین امیز
laudatory
مربوط به تحسین وتمجید
acclamation
آفرین
[تشویق]
[تحسین]
laudative
مربوط به تحسین وتمجید
overpraise
بیش از حد تشویق و تحسین کردن
to be filled with a
تحسین کردن درشگفت شدن
to meet any one's a
مورد تحسین کسی واقع شدن
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
approval by acclamation
تصویب به وسیله کف زدن وابراز احساسات این گونه تصویب زمانی مصداق پیدامیکند که مخالف جدی وجودنداشته باشد و طبعا" مسئله شمردن صاحبان اصوات تحسین امیز منتفی است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com