English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (7 milliseconds)
English Persian
widespread شایع همه جا منتشر
widespreading شایع همه جا منتشر
Other Matches
issuant منتشر کننده منتشر شونده
regnant شایع
prevalent شایع
current شایع
incident شایع
currents شایع
rife شایع
incidents شایع
rampant شایع
propagation شایع کردن
prevalently بطور شایع
go about شایع بودن
prevails شایع شدن
be going about شایع بودن
prevail شایع شدن
prevailed شایع شدن
spreader شایع کننده
to break out شایع شدن
to set in شایع شدن
to bruit abroad شایع کردن
to take air شایع شدن
pervading فراوان یا شایع بودن
As rumor has it . بقراری که شایع است
It is rumored that... به قراری که شایع است...
There is a rumor ... به قراری که شایع است...
prevailingly بطور شایع یا غالب
pervade فراوان یا شایع بودن
pervaded فراوان یا شایع بودن
pervades فراوان یا شایع بودن
Rumor has it ... به قراری که شایع است...
reportedly بطوری که شایع است
enphytotic بیماری همه گیر شایع
broadcast منتشر
broadcasts منتشر
unissued <adj.> منتشر نشده
diffuses منتشر شده
diffused منتشر شده
diffuse منتشر کردن
diffuse منتشر شده
diffused منتشر کردن
diffuses منتشر کردن
diffusing منتشر شده
diffusing منتشر کردن
put forth منتشر کردن
to make a noise منتشر شدن
circulated منتشر شدن
inedited منتشر نشده
incident light نور منتشر
give forth منتشر کردن
get abroad منتشر شدن
distributed capacity فرفیت منتشر
diffusor منتشر کننده
diffuser منتشر کننده
spreader منتشر کننده
broadcast منتشر کردن
circulates منتشر شدن
broadcasts منتشر کردن
circulate منتشر شدن
irradiates منتشر کردن
spread منتشر کردن
irradiate منتشر کردن
irradiating منتشر کردن
irradiated منتشر کردن
spreads منتشر کردن
spread منتشر شدن انتشار
spread منتشر کردن یا شدن
diffusively بطور منتشر و یا مفصل
republish دوباره منتشر کردن
circumfuse باطراف منتشر کردن
releases منتشر ساختن رهایی
spreads منتشر شدن انتشار
propagated error اشتباه منتشر شده
pantropical منتشر درنواحی گرمسیری
spreads منتشر کردن یا شدن
reported statistics امارهای منتشر شده
release منتشر ساختن رهایی
pantropic منتشر درنواحی گرمسیری
released منتشر ساختن رهایی
unissued shares سهام منتشر نشده
epizootic منتشر شونده درمیان جانوران
emitter منتشر کننده پس دهنده امواج
the volume that preceded جلدی که زودتر یاجلوتر منتشر شد
posthumous منتشر شده پس از مرگ نویسنده
blowy بسهولت باطراف منتشر شونده
diffused نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
spread [منتشر کردن مایع روی سطح]
diffuses نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffusing نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffuse نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
get about ازبستر بیماری برخاستن منتشر شدن
Green Book مشخصات رسمی استاندارد I-CD که توسط Philips منتشر شد
the disease threatens to sprea این ناخوشی خطر منتشر شدن دارد
social disease بیماریهای مقاربتی بیماریهای شایع در اجتماع
This dictionary is published(printed) in three volumes. این فرهنگ زبان درسه جلد منتشر گردیده است
periodicals مجلاتی که بصورت دورهای ماهانه سه ماهه سالانه و ... منتشر میشوند
led دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
lighted دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
light دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lightest دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
precedents نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedent نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
ecl طراحی مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از منتشر کننده ترانزیستورها به عنوان اتصالات خروجی به مراحل دیگر
hematogenous از خون بوجود امده بوسیله خون منتشر شده
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
bug تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bugs تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bugging تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
propagates منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagated منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagate منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagating منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
Yellow Book مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
blue book کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
laser وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
lasers وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
publishes طبع ونشر کردن منتشر کردن
published طبع ونشر کردن منتشر کردن
publish طبع ونشر کردن منتشر کردن
broadens وسیع کردن منتشر کردن
broadening وسیع کردن منتشر کردن
circulates دایر کردن منتشر کردن
broaden وسیع کردن منتشر کردن
to put forth منتشر کردن چاپ کردن
circulated دایر کردن منتشر کردن
circulate دایر کردن منتشر کردن
broadened وسیع کردن منتشر کردن
twelve tables الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
quarterly journal of economics مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com