English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
spreader شایع کننده
Other Matches
rampant شایع
incident شایع
prevalent شایع
regnant شایع
incidents شایع
rife شایع
currents شایع
current شایع
be going about شایع بودن
propagation شایع کردن
prevailed شایع شدن
prevails شایع شدن
prevalently بطور شایع
go about شایع بودن
prevail شایع شدن
to break out شایع شدن
to bruit abroad شایع کردن
to set in شایع شدن
to take air شایع شدن
There is a rumor ... به قراری که شایع است...
widespread شایع همه جا منتشر
pervading فراوان یا شایع بودن
reportedly بطوری که شایع است
widespreading شایع همه جا منتشر
It is rumored that... به قراری که شایع است...
As rumor has it . بقراری که شایع است
prevailingly بطور شایع یا غالب
pervades فراوان یا شایع بودن
pervaded فراوان یا شایع بودن
pervade فراوان یا شایع بودن
Rumor has it ... به قراری که شایع است...
enphytotic بیماری همه گیر شایع
social disease بیماریهای مقاربتی بیماریهای شایع در اجتماع
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
sensor حس کننده
doers کننده
whisperer پچ پچ کننده
noncommittal رد کننده
attacking تک کننده
doer کننده
bandwidth یچ کننده
prattfall پچ پچ کننده
syncopator غش کننده
rebutter رد کننده
deflective کج کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
solvents اب کننده
solvent اب کننده
benders خم کننده
bender خم کننده
skittish رم کننده
fluxing oil اب کننده
refuser رد کننده
ear-splitting کر کننده
jaberer پچ پچ کننده
renunciant کننده
renunciant رد کننده
puffer پف کننده
commulator یک سو کننده
refutatory رد کننده
refutative رد کننده
trackers پی کننده
catterer پچ پچ کننده
deletive حک کننده
crusher له کننده
filler پر کننده
bidders کننده
surfy کف کننده
swooner غش کننده
crepitant خش خش کننده
repudiationist رد کننده
bidder کننده
spurner رد کننده
mumbler من من کننده
thinner کم کننده
fillers پر کننده
squelcher له کننده
squasher له کننده
mitigatory کم کننده
mitigative کم کننده
abjurer or abjuror کننده
fillet پر کننده
filleting پر کننده
attenuant اب کننده
filleted پر کننده
prater پچ پچ کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com