English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 168 (10 milliseconds)
English Persian
quasi random شبه تصادفی
Search result with all words
random <adj.> تصادفی
random فکر تصادفی غیرعمدی
random بی هدف تصادفی
randomly تصادفی
randomly فکر تصادفی غیرعمدی
randomly بی هدف تصادفی
ram حافظه با دستیابی تصادفی emory
rammed حافظه با دستیابی تصادفی emory
rams حافظه با دستیابی تصادفی emory
secured که در برابر نوشتن یا حذف تصادفی یا دستیابی بی اجازه ایمن است
accidental <adj.> تصادفی
accidental آنچه تصادفی اتفاق افتاده است
scrambler وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
scramblers وسیله کدگزاری رشته دادهای به صورت تصادفی پیش ازارسال برای جلوگیری از اینکه مجموعهای از صفرها یا یک ها وصفرهای متغیر باعث مشکلات هماهنگی در گیرنده شوند
accident تصادفی ضمنی
accidents تصادفی ضمنی
contingent تصادفی مشروط
contingents تصادفی مشروط
noise سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
noises سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
hazardous تصادفی
native رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
natives رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
extraneous تصادفی فرعی
seed مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
seeds مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
chance تصادفی
chanced تصادفی
chances تصادفی
chancing تصادفی
jabber سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbered سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbering سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbers سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
glitch خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
glitches خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
dynamic حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
dynamically حافظه با دستیابی تصادفی که نیاز دارد و محتوای آن مرتب بهنگام شود
circumstantial تصادفی
chancier تصادفی
chanciest تصادفی
chancy تصادفی
incidental <adj.> تصادفی
coincidental <adj.> تصادفی
soft خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
softer خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
softest خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
heap فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
heaping فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
heaps فضای ذخیره سازی موقت که اجازه دستیابی تصادفی میدهد
accidental attack تک تصادفی
accidental error خطای تصادفی
ball back ضربه تصادفی با پا به توپ که از مرز بیرون برود ومنتج به تجمع شود
best fit 1-آنچه که تط ابق بیشتری با یک نیاز دارد 2-تابعی که کوچکترین تصادفی موجود در حافظه اصلی را انتخاب میکند برای یک صفحه مجازی در خواست شده
by blow ضربت تصادفی
by the way تصادفی
casrd random access memory حافظه دستیابی تصادفی کارت
ccd که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
chance error خطای تصادفی
chance level سطح تصادفی
chance variations تغییرات تصادفی
chanceful تصادفی
chromatic تصادفی اتفاقی
conjuncture ملاقات تصادفی
conventional memory در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional RAM در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
drop in درج تصادفی
drop out حذف تصادفی
dynamic ram حافظه دستیابی تصادفی پویا
earth fault اتصال به زمین تصادفی
extrinsic تصادفی عارضی
fortuitous event حادثه جبری حادثه تصادفی
head switching فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
indeterminate error خطای تصادفی
instantaneous access زمان دستیابی کوتاه به رسانه با دستیابی تصادفی
leap frog test بررسی فضای حافظه که برنامه از یک محل به دیگری به صورت تصادفی می رود
nonrandom sample نمونه غیر تصادفی
nonrandom variable متغیر غیر تصادفی
obiter dictum بیان ضمنی و تصادفی
pickup هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
poisson distribution این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
probabilistic model الگوی تصادفی
pseudo random سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده اعداد تصادفی
pseudo random رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
pseudo random number عدد شبه تصادفی
pseudorandom number عدد شبه تصادفی
random access دستیابی تصادفی
random access memory حافظه با دستیابی تصادفی حافظه دستیابی مستقیم
random activity فعالیت تصادفی
random assignment گمارش تصادفی
random distribution توزیع تصادفی
random error خطای تصادفی
random file فایل تصادفی
random file پرونده تصادفی
random logic design طرح منطقی تصادفی
random model مدل تصادفی
random model الگوی تصادفی
random number عدد تصادفی
random number برنامهای که اعداد تصادفی را تولید میکند.
Other Matches
random process جریان تصادفی فرایند تصادفی
random parallel tests ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
adventitious <adj.> تصادفی
casual [not planned] <adj.> تصادفی
contingent [accidental] <adj.> تصادفی
fortuitous <adj.> تصادفی
stochastic <adj.> تصادفی
incidentally <adv.> تصادفی
haphazard <adj.> تصادفی
by hazard <adv.> تصادفی
coincidentally <adv.> تصادفی
fortuitously <adv.> تصادفی
by accident <adv.> تصادفی
at random <adv.> تصادفی
as it happens <adv.> تصادفی
accidentally <adv.> تصادفی
accidently <adv.> تصادفی
stochastical <adj.> تصادفی
by a coincidence <adv.> تصادفی
by chance <adv.> تصادفی
by happenstance <adv.> تصادفی
random numbers اعداد تصادفی
random probing پردازش تصادفی
random number seed کاوش تصادفی
random process پویش تصادفی
randomize تصادفی کردن
stochastic model الگوی تصادفی
stochastic regression رگرسیون تصادفی
stochastic term جمله تصادفی
stochastic term متغیر تصادفی
stochastic variable متغیر تصادفی
temerarious تند تصادفی
unplanned تصادفی - بدونبرنامهریزیقبلی
meet up with <idiom> تصادفی ملاقاتکردن
randomizing تصادفی کردن
randomized blocks بلوکهای تصادفی
randomization تصادفی کردن
random sample نمونه تصادفی
random selection گزینش تصادفی
random variable متغیر تصادفی
randomization ارایش تصادفی
random processing پردازش تصادفی
random number generator مولد عدد تصادفی
stranding به گل نشستن تصادفی کشتی
semirandom access دستیابی نیمه تصادفی
random processing با دست یابی تصادفی
random sampling نمونه گیری تصادفی
supervene تصادفی روی دادن
random sample نمونه گیری تصادفی
random number generator مولد اعداد تصادفی
stratified random sampling نمونه گیری لایهای تصادفی
Random-access memory حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
RAM [random access memory] حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
systematic random sampling نمونه گیری تصادفی منظم
addressable storage حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
addressed memory حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
random scan graphics نگاره سازی با پوشش تصادفی
simple randon sampling نمونه گیری تصادفی ساده
randomize بصورت اتفاقی یا تصادفی در اوردن
It was a mere accident that we met. ملاقات ما کاملا تصادفی ( اتفاقی ) بود
randomize بصورت امار تصادفی نشان دادن
I accidentally locked myself out of the house. من به طور تصادفی خانه ام را روی خودم قفل کردم.
The damage can't have been caused accidentally. آسیب نمی تواند به طور تصادفی پیش آمده باشد.
stochastic model نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
VRAM حافظه سریع با دستیابی تصادفی برای ذخیره تصاویر تولید شده در کامپیوتر یا دیجیتالی
smoke test بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
random number روش ایجاد یک ترتیبی از اعداد تصادفی به طوری که هیچ عددی بیشتر از اعداد دیگر رخ نمیدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com