Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
pseudooperation
شبه عملیات
Search result with all words
redundancies
اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
redundancy
اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
region
ناحیه عملیات
regions
ناحیه عملیات
integrated
محیط اداره که همه عملیات با کامپیوتر مرکزی انجام می شوند
job
استفاده از دستورات و عبارات برای کنترل عملیات سیستم عامل کامپیوتر
jobs
استفاده از دستورات و عبارات برای کنترل عملیات سیستم عامل کامپیوتر
machine
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machined
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
machines
ماشین شبیه سایز شده و عملیات آن
floppy discs
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disk
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disks
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
logical
خطا در طراحی برنامه که باعث جهش یا عملیات نادرست شود
logic
ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
standby
منتظر عملیات ماندن منتظر باشید
standbys
منتظر عملیات ماندن منتظر باشید
string
عملیات برنامه که روی رشته ها اجرا میشود
arithmetic
عملیات محاسباتی مجدد برای اطمینان از صحت نتیجه
launch
اجرای حمله شروع عملیات
launched
اجرای حمله شروع عملیات
launches
اجرای حمله شروع عملیات
launching
اجرای حمله شروع عملیات
flop
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopped
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopping
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flops
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
notation
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
notations
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
abort
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborted
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborting
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborts
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
interlock
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlocked
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlocking
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlocks
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
crash
پایان عملیات کامپیوتر
crashed
پایان عملیات کامپیوتر
crashes
پایان عملیات کامپیوتر
crashing
پایان عملیات کامپیوتر
crashingly
پایان عملیات کامپیوتر
feint
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feint
تظاهر به عملیات تظاهرات
feint
حرکت فریبنده عملیات دروغین
feinted
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feinted
تظاهر به عملیات تظاهرات
feinted
حرکت فریبنده عملیات دروغین
feinting
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feinting
تظاهر به عملیات تظاهرات
feinting
حرکت فریبنده عملیات دروغین
feints
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feints
تظاهر به عملیات تظاهرات
feints
حرکت فریبنده عملیات دروغین
status
یک بیت در کلمه که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت و نتیجه یک عملیات است
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
circuit
مدار منط قی که روی ورودیهای دودویی برای تولید خروجی طبق مجموعه توابع سخت افزاری عملیات انجام میدهد
circuit
یچ کردن عملیات انجام میدهد
circuits
مدار منط قی که روی ورودیهای دودویی برای تولید خروجی طبق مجموعه توابع سخت افزاری عملیات انجام میدهد
circuits
یچ کردن عملیات انجام میدهد
hand
سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
hand
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
handing
سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
handing
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
reprisal
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
reprisals
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
measure
عملیات برای اطمینان یافتن از صحت چیزی
statement
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
runaway
عملیات کنترل نشده یک وسیله یا کامپیوتر
procedural
زبان برنامه نویسی سطح بالا که برنامه نویس عملیات لازم را برای بدست آوردن نتیحه وارد میکند
treatment
عملیات
treatments
عملیات
zero hour
ساعت شروع عملیات
task force
نیروی اجرای عملیات
task forces
نیروی اجرای عملیات
aerospace
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
supervisor
ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
supervisors
ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
operational
قابل استفاده مربوط به عملیات
operational
اطلاعات درباره عملیات طبیعی سیستم
finishing
عملیات تکمیل
time
اندازه گیری زمان یک عملیات
timed
اندازه گیری زمان یک عملیات
times
اندازه گیری زمان یک عملیات
concurrence
تلاقی دو نیرو در یک خط عملیات نقطه تلاقی همزمان بودن
initiative
ابتکار عملیات
initiatives
ابتکار عملیات
universal
مدار مجتمع مجزا که تمام عملیات سری به موازی و واسط را انجام میدهد که بین کامپیوتر و خط وط ارسال لازم است
guide
کشتی فرماندهی عملیات
guided
کشتی فرماندهی عملیات
guides
کشتی فرماندهی عملیات
sweep
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
general
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند
generals
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند
panel
یچ ها که به اپراتور امکان کنترل عملیات کامپیوتر یا وسیله جانبی را میدهد
panels
یچ ها که به اپراتور امکان کنترل عملیات کامپیوتر یا وسیله جانبی را میدهد
Other Matches
farmgate type operations
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air operations
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
counter air
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
anticrop operations
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
propagating
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
air sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
m
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
time resolution
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
operation
1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
armistise
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
operations
عملیات
op
عملیات
operation
عملیات
operation center
مرکز عملیات
counter battery
عملیات ضد اتشبار
operating program
برنامه عملیات
concrete operations
عملیات عینی
campaigns
عملیات جنگی
terrain
زمین عملیات
operation manager
مدیر عملیات
phased
مرحله عملیات
phases
مرحله عملیات
operations personal
پرسنل عملیات
operations research
تحقیق در عملیات
operations room
اتاق عملیات
rehearsals
تکرار عملیات
rehearsal
تکرار عملیات
over the beach operations
عملیات ساحلی
over the beach operations
عملیات کرانهای
phase
مرحله عملیات
campaigning
عملیات جنگی
operationally ready
حاضر به عملیات
conversational operation
عملیات محاورهای
campaigned
عملیات جنگی
continuity of operations
تسلسل عملیات
campaign
عملیات جنگی
continuity of operations
مداومت عملیات
operation map
نقشه عملیات
operation overlay
کالک عملیات
parallel operation
عملیات موازی
flight operations
عملیات پرواز
offenses
عملیات تعرضی
offenses
عملیات افندی
espial
عملیات جاسوسی
heat treatment
عملیات حرارتی
electrochemical treatment
عملیات الکتروشیمایی
hot dogging
عملیات نمایشی
action
جنگ عملیات
offence
عملیات افندی
offence
عملیات تعرضی
harassing actions
عملیات ایذایی
delays
عملیات تاخیری
delaying
عملیات تاخیری
delay
عملیات تاخیری
phasing
مراحل عملیات
formal operations
عملیات صوری
f.of operations
حوزه عملیات
global operation
عملیات سراسری
external operation
عملیات خارجی
action
عملیات جنگی
immediate action
عملیات فوری
delay action
عملیات تاخیری
nature of the operation
ماهیت عملیات
divert action
عملیات مخالف
night operations
عملیات شبانه
covert operations
عملیات پنهانی
infiltration
عملیات نفوذی
covert operations
عملیات مخفی
countermine
عملیات ضد مین
manual operation
عملیات دستی
logical operations
عملیات منطقی
limiting operation
عملیات محدودکننده
actions
جنگ عملیات
actions
عملیات جنگی
earth work
عملیات خاکی
dry run
عملیات جنگی
destructive operation
عملیات مخرب
deputy for operations
معاونت عملیات
denial operations
عملیات ممانعتی
delaying action
عملیات تاخیری
counter military
ضد عملیات نظامی
concept of operations
تدبیر عملیات
scope
منظور از عملیات
assistant chief of staff, g (operations
معاونت عملیات
autonomous operation
عملیات مستقل
base of operations
پایگاه عملیات
base operation
عملیات پایگاهی
block operation
عملیات بلوک
building operations
عملیات ساختمانی
autonomous operation
عملیات ازاد
spial
عملیات جاسوسی
hostility
عملیات خصمانه
hostilities
عملیات خصمانه
business type operation
عملیات تجارتی
business type operation
عملیات کامپیوتری
centre of activities
مرکز عملیات
chemical operations
عملیات شیمیایی
serial operation
عملیات سری
action deferred
تامل در عملیات
string operation
عملیات رشتهای
Construction works .
عملیات ساختمانی
Military operations.
عملیات نظامی
Counter – espionage operations k.
عملیات ضد جاسوسی
war room
اتاق عملیات
airmobile operations
عملیات هوارو
theater of operations
صحنه عملیات
airborne battlefield
عملیات هوابرد
terminal operations
عملیات اسکلهای
terminal operations
عملیات بارانداز
amphibious operation
عملیات اب خاکی
thermal treatment
عملیات گرمایی
area of operation
منطقه عملیات
arithmetic operation
عملیات حسابی
synchronous operation
عملیات همزمان
surface treatment
عملیات سطحی
radius
شعاع عملیات
plan of action
طرح عملیات
earthworks
عملیات خاکی
closing
خاتمه عملیات
offensive
عملیات افندی
rescue operation
عملیات نجات
offensives
عملیات افندی
sabotages
عملیات تخریبی
sabotaging
عملیات تخریبی
sabotaged
عملیات تخریبی
computer operation
عملیات کامپیوتر
scope
هدف عملیات
sabotage
عملیات تخریبی
preliminary treatment
عملیات مقدماتی
air operations
عملیات هوایی
process chart
نقشه عملیات
psychological operations
عملیات روانی
flow charts
شمای عملیات
subversives
عملیات براندازی
subversive
عملیات براندازی
counter-espionage
عملیات ضدجاسوسی
counter espionage
عملیات ضدجاسوسی
flow chart
شمای عملیات
scene of action
صحنه عملیات
combat information center
اطاق عملیات
air surface zone
منطقه عملیات ضد زیردریایی
aircraft arrestment
عملیات مهار هواپیما
cycle
دوره عملیات یابازی
air offensive
عملیات افندی هوایی
air transport operation
عملیات ترابری هوایی
exercise code word
رمز عملیات مانور
amphibious squadron
گردان عملیات اب خاکی
espial officer
افسر عملیات جاسوسی
retirement
عملیات عقب روی
amphibious demonstration
عملیات اب خاکی نمایشی
cycles
دوره عملیات یابازی
computer operations manager
مدیر عملیات کامپیوتر
log
ضبط مجموعهای از عملیات
civil military action
عملیات مردم یاری
civil affairs
عملیات مردم یاری
amphibious demonstration
عملیات نمایشی اب خاکی
airmobile operations
عملیات متحرک هوایی
logs
ضبط مجموعهای از عملیات
external operation
عملیات خارج از مملکت
cycled
دوره عملیات یابازی
civic action
عملیات مردم یاری
electroplating shop
کارگاه عملیات گالوانیزهای
chief of naval operations
فرمانده عملیات دریایی
field officer
افسر عملیات صحرایی
antisubmarine search
عملیات تجسس ضد زیردریایی
black market operations
عملیات بازار سیاه
cease
قطع کردن عملیات
reconnoitres
عملیات اکتشافی کردن
ceases
قطع کردن عملیات
ceasing
قطع کردن عملیات
reconnoitered
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitering
عملیات اکتشافی کردن
contingency plan
طرح عملیات احتمالی
reconnoiters
عملیات اکتشافی کردن
combat operations
مرکز عملیات رزمی
psychological warfare
عملیات جنگ روانی
reconnoitred
عملیات اکتشافی کردن
control center
مرکز کنترل عملیات
reconnoitring
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitre
عملیات اکتشافی کردن
ceased
قطع کردن عملیات
area security
تامین منطقه عملیات
armor sweep
عملیات پاکسازی زرهی
air area operations
عملیات منطقه هوایی
agendum
دستورکار برنامهء عملیات
containing action
عملیات احاطهای بازدارنده
aerospace projection operations
بالای منطقه عملیات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com