Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 27 (4 milliseconds)
English
Persian
calotte
شبکلاه کشیشان
Other Matches
priest ridden
زیر نفوذ کشیشان قرار گرفته منکوب کشیشان
sacerdotal
وابسته به کشیشان درخور کشیشان
zucchetto
شبکلاه یا عرقچین سفیدرنگ کشیش کاتولیک
lamasery-rise
[خانقاه کشیشان بودایی در تبت]
pontifex
عضو شورای کشیشان کاتولیک
hood
باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
sacerdotage
کشیش مابی جماعت کشیشان
soutane
ردای مخصوص کشیشان کاتولیک
lama teshu
رئیس کشیشان بودایی مغولستان
dalailama
رئیس کشیشان بودایی تبت
alb
پیراهن سفید و بلند کشیشان
dominie
عنوان کشیشان کلیسای هلند
hoods
باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
lamasery ries
خانقاه کشیشان بودایی در تبت و مغولستان
shovel hat
کلاه لبه پهن کشیشان انگلیس
chantry
پولی که وقف کشیشان میشودتابرای مردگان بخوانند
your reverence
عنوان کشیشان که برابر است با عناوین قدیمی ایران
humeral veil
پارچه مستطیل شکلی که کشیشان بر روی شانه می اندازند
ark
[نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
aaronic
از نسل هارون جزو گروه کشیشان پایین درجه مورمن
biretta
یکجور کلاه چهارگوش که کشیشان کلیسای کاتولیک روم بر سر می گذارند
recessional hymn
سرودیکه هنگام دست کشیدن کشیشان از عبادت نواخته میشود
his reverence
جناب اقای- عنوان کشیشان که برابراست باعناوین قدیمی ایران
maniple
بازوبندیانواری که کشیشان هنگام انجام ایین ربانی ازبازوی خودمی اویزند
altar-screen
[پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
hagiarchy
حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com