Total search result: 201 (4 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
synchronous |
شبکهای که تمام اتصالات آن با یک سیگنال زمان بندی همان شده است |
|
|
Other Matches |
|
isochronous network |
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد |
synchronous |
. شبکه ارتباطی که در آن تمام عملیات شبکه با یک سیگنال زمان بندی کنترل میشود |
timed |
سیگنال ساعت که تمام قط عات سیستم را همان میکند |
time |
سیگنال ساعت که تمام قط عات سیستم را همان میکند |
times |
سیگنال ساعت که تمام قط عات سیستم را همان میکند |
synchronous |
سیستمی که در آن تمام وسایل با سیگنال ساعت اصلی همان هستند |
Manchester coding |
و نیمه دوم برای سیگنال زمان بندی است |
hold |
پاسهای زمان بندی سفکرون برای سیگنال زمانی تلویزیون |
holds |
پاسهای زمان بندی سفکرون برای سیگنال زمانی تلویزیون |
synchronous |
فناوری حافظه سریع جدید که قط عات حافظه آن با همان سیگنال ساعتی کار می کنند که پردازنده اصلی , بنابراین همان هستند |
times |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
time |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
timed |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
crystals |
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود |
crystal |
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود |
cabled |
تمام کابلها اتصالات و تابلو ها در یک اداره یا ساختمان |
cable |
تمام کابلها اتصالات و تابلو ها در یک اداره یا ساختمان |
echoes |
برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی |
echoed |
برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی |
echo |
برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی |
echoing |
برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی |
synchronous |
حالت سیستمم که عملیات و رویدادها با سیگنال ساعت همان شده است |
rat's nest |
یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند |
same |
یکنواخت همان چیز همان کار همان شخص |
scans |
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB |
scan |
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB |
scanned |
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB |
real time |
زمان عمل یا پردازش که همان زمانی را می گیرد که مشکل باید حل شود. |
exception |
چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد |
exceptions |
چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد |
reference |
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود |
references |
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود |
erase |
پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی |
erasing |
پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی |
erases |
پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی |
erased |
پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی |
fix |
1-فرآیندی که در آن هر عمل در یک زمان مشخص انجام میشود. 2-عملیاتی در یک فرآیند که همان با ساعت هستند |
fixes |
1-فرآیندی که در آن هر عمل در یک زمان مشخص انجام میشود. 2-عملیاتی در یک فرآیند که همان با ساعت هستند |
clock |
سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند |
clocks |
سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند |
masters |
سیگنال زمانی که تمام قط عات سیستم با آن سنکرون می شوند |
main |
سیگنال ساعت که تمام قط عات سیستم را سنکرون میکند |
master |
سیگنال زمانی که تمام قط عات سیستم با آن سنکرون می شوند |
mastered |
سیگنال زمانی که تمام قط عات سیستم با آن سنکرون می شوند |
nonaligned |
نوک خواندن که در همان محل رسانه مغناطیسی نیست که نوک نوشتن بود. تولید کمبود کیفیت سیگنال |
time |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
times |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
timed |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
transmitter signal element timing |
زمان گیری عنصر سیگنال فرستنده |
carry |
سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها |
carried |
سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها |
carries |
سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها |
carrying |
سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها |
doubled up |
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن |
doubled |
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن |
double |
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن |
speeds |
مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی |
speeding |
مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی |
speed |
مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی |
compiler |
اسمبلر یا کامپایلری که یک برنامه را برای یک کامپیوتر کامپایل و در همان زمان برای دیگری اجرا میکند |
tdm |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ارسال سریع . هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود. گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
ISP |
شرکتی که حاوی یکی از اتصالات داغی است که اتصالات اینترنت و فروش را ممکن می سازد تا کاربران خصوصی از طریق آن به اینترنت دستیابی داشته باشند |
attack timing |
زمان بندی تک |
scheduling queue |
صف زمان بندی |
scheduling |
زمان بندی |
timing |
زمان بندی |
non dedicated server |
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است |
carriers |
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت |
carrier |
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت |
serial |
ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان |
serials |
ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان |
schedules |
برنامه زمان بندی |
scheduling algorithm |
الگوریتم زمان بندی |
non scheduled |
زمان بندی نشده |
project schedule |
زمان بندی پروژه |
schedules |
زمان بندی کردن |
scheduled |
برنامه زمان بندی |
valve timing |
زمان بندی سوپاپ |
event scheduling |
زمان بندی رویدادها |
scheduled |
زمان بندی کردن |
schedule |
برنامه زمان بندی |
time table |
جدول زمان بندی |
schedule |
زمان بندی کردن |
dynamic scheduling |
زمان بندی پویا |
schedules |
برنامه زمان بندی فهرست |
schedule |
برنامه زمان بندی فهرست |
scheduled |
برنامه زمان بندی فهرست |
schedule maintenance |
نگهداشت زمان بندی شده |
composite video |
سیگنال تصویری که سیگنال تک رنگ و رنگی را در یک سیگنال ترکیب میکند |
CSMA CD |
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود |
No sooner was he gone than he was kI'lled . |
رفتن همان ( همانا ) وکشته شدن همان |
hard |
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند |
hardest |
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند |
harder |
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند |
Micro Channel Architecture |
تعداد قط عات الکترونیکی لازم برای مدیریت سیگنال زمان و داده روی باس گسترده MCA |
hazarded |
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست |
hazarding |
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست |
hazard |
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست |
hazards |
خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست |
DSR |
سیگنال از وسیلهای که آماده دریافت داده است , این سیگنال پس از دریافت سیگنال DTR رخ میدهد |
set up |
مدت زمان بین سیگنال شروع یک برنامه و شروع آن |
times |
آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند |
timed |
آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند |
time |
آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند |
symmetrical compression |
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد |
TDR |
آزمایش برای یافتن محل خطای کابل , ارسال یک سیگنال روی کابل و بررسی مدت زمان برگشت آن |
It is the same pottage and the same bowl. <proverb> |
همان آش است و همان کاسه . |
resource leveling |
زمان بندی فعالیت ها بازمان شناور به منطور بهینه سازی بهره گیری از منابع |
pipeline |
زمان بندی ورودیهای ریزپردازنده وقتی چیزی رخ نداده است برای افزایش سرعت |
pipelines |
زمان بندی ورودیهای ریزپردازنده وقتی چیزی رخ نداده است برای افزایش سرعت |
frame |
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ |
positioned |
مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو |
position |
مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو |
burn out |
تمام شدن سوخت به طور غیرمنتظره خاتمه سوزش زمان خاتمه سوزش سوختن |
timing disc |
علامت حک شده روی موتورپیستونی برای کمک به تعیین دقیق وضعیت زاویهای میل لنگ به منظور زمان بندی صحیح کارکرد موتور |
family |
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند |
families |
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند |
races |
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد. |
raced |
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد. |
race |
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد. |
same |
همان چیز همان |
modulator |
مدار الکترونیکی که سیگنال را طبق سیگنال اعمال شده تغییر میدهد |
auctioneering device |
وسیلهای که بیشترین یا کمترین سیگنال را از تعدادی سیگنال ورودی انتخاب میکند |
ADPCM |
استاندارد CCITT برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتالی |
degradation |
کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی |
DCD |
سیگنال RSC ازمودم به کامپیوتر برای بیان اینکه سیگنال دریافت شده است |
Windows Explorer |
گونهای از ویندوز که حاوی توابع ابتدایی اشتراک فایل peer-to-Peer است و نیز پست الکترونیکی , فکس و امکان زمان بندی |
noise |
سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی |
noises |
سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی |
adaptive channel allocation |
استاندارد CCITT که بیان کننده یک روش برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتال است |
sample size |
بیتی استفاده میشود. بدست آوردن اندازهای از سیگنال که برای تامین اطلاعات درباره سیگنال به کار می رود |
coincidence circuit |
یک مدارالکترونیکی که تنهادرصورت دریافت سیگنال درهمه ورودیها بصورت همزمان یا بسیار نزدیک بهم دارای سیگنال خروجی خواهدبود |
quadruplex |
چهار سیگنال ترکیب شده در یک سیگنال |
carrier |
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است |
carriers |
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است |
times |
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن |
time |
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن |
timed |
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن |
asynchronous |
ارسال داده با استفاده از سیگنال hadshaking به جای سیگنال ساعت برای یکنواخت کردن باسهای داده |
line haul |
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری |
sensitivities |
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است |
sensitivity |
کمترین توان سیگنال درییافتی که برای گیرنده برای تشخیص سیگنال لازم است |
grillage foundation |
پی شبکهای |
lattice bridge |
پل شبکهای |
lacy |
شبکهای |
reticular |
شبکهای |
retiary |
شبکهای |
cache |
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند |
caches |
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند |
cache memory |
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند |
reticular formation |
ساخت شبکهای |
grills |
سیخ شبکهای |
interstitial |
درون شبکهای |
grids |
سیخ شبکهای |
grid chart |
نمودار شبکهای |
grill |
سیخ شبکهای |
grilling |
سیخ شبکهای |
cellular structure |
ساختار شبکهای |
plexiform |
شبکهای شبیه رگ |
network structure |
ساختار شبکهای |
grid |
سیخ شبکهای |
reticular membrane |
غشاء شبکهای |
formatio reticularis |
ساخت شبکهای |
interstitial hydride |
هیدرید درون شبکهای |
raster image processor |
پردازشگر تصویر شبکهای |
interstitial atom |
اتم درون شبکهای |
raster display |
صفحه نمایش شبکهای |
centralized network configuration |
ساختار شبکهای متمرکز |
interstitial compound |
ترکیب درون شبکهای |
parallel trussed girder |
تیر شبکهای موازی |
moorings |
اتصالات |
connections |
اتصالات |
fitting |
اتصالات |
lashings |
اتصالات |
fittings |
اتصالات |
beta software |
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد |
fm |
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation |
terminated |
تمام شدن تمام کردن |
terminates |
تمام شدن تمام کردن |
terminate |
تمام شدن تمام کردن |
reticular activating system |
دستگاه فعال ساز شبکهای |
electrical connections |
اتصالات الکتریکی |
shear connections |
اتصالات برشی |
gold contacts |
اتصالات الکتریکی |
distribution board |
تابلوی اتصالات |
bra |
سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند |
bras |
سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند |
force tabs |
نمودار یا طرح گسترش یکانهایا نیروها طرح زمان بندی شده گسترش نیروها |
modem |
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند |
character map |
شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش |
realtime |
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها |
fasteners |
اتصالات اتصال دهنده |
grout |
ملاط پرکننده اتصالات |
top hamper |
اتصالات فوقانی ناو |
telephone switching technique |
اصول اتصالات تلفنی |
accumulator switchboard |
تابلوی اتصالات اکومولاتور |
circuit |
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود |
circuits |
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود |
road time |
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون |
despotic network |
شبکهای که بایک ساعت یکنواخت و کنترل میشود |