English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
computer simulation شبیه سازی کامپیوتری
Other Matches
computer graphics نگاره سازی کامپیوتری گرافیک کامپیوتری
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
the d. فن شبیه سازی
computer simulation شبیه سازی
image شبیه سازی
images شبیه سازی
the drama فن شبیه سازی
simulation شبیه سازی
simulations شبیه سازی
computer graphics نگاره سازی کامپیوتری
simulation language زبان شبیه سازی
dramaturgy شبیه سازی فن نمایش داستانها
dynamic simulation language زبان شبیه سازی پویا
imagery شبیه سازی عکاسی کردن
society for computer simulation انجمن شبیه سازی کامپیوتر
computer graphics metafile فایل برتر نگاره سازی کامپیوتری
simulate شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
virtual ماشین شبیه سازی شده و عملیات آن
fogging اثر گرافیکی برای شبیه سازی مه
simulating شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
knowledge سیستم کامپیوتری که عکس العملهای ذخیره سازی
keyboard terminal صفحه کلیدی شبیه به دستگاه ماشین تحریر که اجازه میدهد تا اطلاعات به درون یک سیستم کامپیوتری وارد شود
field of view حدود دید یک دوربین شبیه سازی شده
simulators وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
simulator وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
virtual شبیه سازی محیط دنیای واقعی توسط کامپیوتر
fosdic وسیله ذخیره سازی برای داده کامپیوتری با استفاده از میکروفیلم
eliza برنامهای که مباحثه یک بیمار را بایک متخصص بیماریهای دماغی شبیه سازی میکند
medium هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
memories فضای ذخیره سازی در سیستم کامپیوتری یا رسانه که قادر به بازیابی داده یا دستورات است
mediums هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
memory فضای ذخیره سازی در سیستم کامپیوتری یا رسانه که قادر به بازیابی داده یا دستورات است
imacs for internationalassociation insimulation computers mathematicsand انجمن بین المللی ریاضیات و کامپیوتردر شبیه سازی
corporate model نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
actual address آدرس ذخیره سازی کامپیوتری که مستقیما و بدون هر گونه تغییری به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
gpss زبان برنامه نویسی مسئله گرا برای توسعه سیستمهای شبیه سازی بکار می رود
simscript زبان برنامه نویسی سطح بالاکه مخصوصا" برای کاربردهای شبیه سازی طراحی شده است
DCC نور مغناطیسی در یک جعبه فشرده که برای ذخیره سازی دادههای کامپیوتری یا سیگنالهای صوتی به صورت دیجیتالی به کار می رود
haze تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
fifth generation computers مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری که با استفاده از مدارهای سریع VLSI و زبانهای برنامه سازی قدرتمند برای ایجاد امکان محدوده افراد
neural network سیستمی که برنامه هوش مصنوعی را اجرا میکند و نحوه کار مغز و یادگیری و به خاطر سپردن آنرا شبیه سازی میکند
simulate شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates شبیه سازی کردن تشبیه کردن
logical واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
virtual که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
internally stored program کد برنامه کامپیوتری ذخیره شده روی Rom یک سیستم کامپیوتری
off line وسایلی که جزو دستگاه کامپیوتری مرکزی نیستند وسایل غیر کامپیوتری یاخودکار
remoter ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remote ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remotest ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
gooseneck هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
computerised ordering systems سیستم سفارش کامپیوتری خرید کامپیوتری
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
plug compatible manufacurer شرکت تولیدکننده تجهیزات کامپیوتری که بدون نیازمندی به رابطهای سخت افزاری یانرم افزاری اضافی میتواندبه سیستم کامپیوتری موجودوصل شود
pinnulate شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulated شبیه برگچه شبیه بالچه
computerization عمل معرفی یک سیستم کامپیوتری یا تبدیل راهنمابه سیستم کامپیوتری
automation کامپیوتری کردن دستگاهها کامپیوتری کردن خودکارکردن سیستم
asynchronous 1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
computer simulation کامپیوتری
computerized کامپیوتری
pygidial شبیه دم
makes شبیه
similar شبیه
simulant شبیه
nearest شبیه
similiar شبیه
similar to that شبیه به ان
make شبیه
personator شبیه
imitations شبیه
nears شبیه
imitation شبیه
medal شبیه
anthoid شبیه به گل
nearing شبیه
analogous شبیه
similes شبیه
simile شبیه
nearer شبیه
neared شبیه
feathery شبیه به پر
near- شبیه
luteous شبیه گل
more like;most like شبیه تر
near شبیه
papilionaceous شبیه
medals شبیه
alike <adj.> شبیه
quasi شبیه
wifelike شبیه زن
akin <adj.> شبیه
womanlike شبیه زن
related <adj.> شبیه
like <adj.> شبیه
similar <adj.> شبیه
computer program برنامه کامپیوتری
business type operation عملیات کامپیوتری
computer printout چاپ کامپیوتری
computer operation عملکرد کامپیوتری
computerized game playing بازیهای کامپیوتری
computerize کامپیوتری کردن
computerized mail پست کامپیوتری
computerized tomography رادیولوژی کامپیوتری
computing system سیستم کامپیوتری
computerization کامپیوتری شدن
computer utility خدمات کامپیوتری
desktop publishing نشر کامپیوتری
computer word کلمه کامپیوتری
computerization کامپیوتری کردن
computer system سیستم کامپیوتری
computerized کامپیوتری شده
computerizing کامپیوتری کردن
magazines computer oriented مجلات کامپیوتری
computerizes کامپیوتری کردن
computerized instruction اموزش کامپیوتری
computer network شبکه کامپیوتری
computer music موسیقی کامپیوتری
computerises کامپیوتری کردن
computer code رمز کامپیوتری
computer language زبان کامپیوتری
computer drawing ترسیم کامپیوتری
computer circuits مدارهای کامپیوتری
computer graphicist گرافیست کامپیوتری
computerised کامپیوتری کردن
computerising کامپیوتری کردن
computer conferencing کنفرانس کامپیوتری
computer museum موزه کامپیوتری
computer crime جرم کامپیوتری
tools در سیستم کامپیوتری
computer design طراحی کامپیوتری
computer game بازی کامپیوتری
computer letter حرف کامپیوتری
vaulty شبیه طاق
nomological شبیه قانون
ophidian شبیه مار
virgulate شبیه میله
phylloid شبیه برگ
vermiform شبیه کرم
assimilated شبیه ساختن
vestibular شبیه اتاقک
ovine شبیه گوسفند
likens شبیه کردن
vestibular شبیه رخت کن
ophitic شبیه مار
palating شبیه کاخ
panduriform شبیه ویولون
palmate شبیه پنجه
oleaginous شبیه روغن
assimilates شبیه ساختن
vee شبیه حرف v
assimilating شبیه ساختن
liken شبیه کردن
osteal شبیه استخوان
catty شبیه گربه
spidery شبیه عنکبوت
ghostliness شبیه به روح
equals همرتبه شبیه
for all the world like کاملا` شبیه
keel shaped شبیه ته کشتی
woodsy شبیه چنگل
wavelike شبیه موج
lacertilian شبیه مارمولک
equalling همرتبه شبیه
gipsies شبیه کولی
spidery شبیه تارعنکبوت
goosy شبیه غاز
whippy شبیه شلاق
cattiest شبیه گربه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com