Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
spiracular
شبیه سوراخ دهان
Other Matches
stomatic
شبیه دهان
stave
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
slaver
گلیز مالیدن بزاق از دهان ترشح کردن اب افتادن دهان
slaver
اب دهان اب دهان روان ساختن چاپلوسی کردن
rictus
گشادی دهان چاک دهان پرندگان
To pass the news by word of mouth .
خبری را در دهان به دهان پخش کردن
stomal
دهان دار وابسته به دهان
kiss of life
تنفس مصنوعی دهان به دهان
expired air method
روش دهان به دهان method mouth to mouth :syn
centred
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag
کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
to pink out leather
چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
gooseneck
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
perforation
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
fenestration
چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
float stone
سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
sight
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
cancellate
سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
pinker
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
foraminate
ثقبه دار سوراخ سوراخ
gruyere cheese
پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
pinkest
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
thirl
سوراخ سوراخ کردن دریدن
pinnulated
شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulate
شبیه برگچه شبیه بالچه
riddle
سوراخ سوراخ کردن
cancellous
سوراخ سوراخ اسفنجی
swage block
قالب سوراخ سوراخ
grid
دریچه سوراخ سوراخ
grids
دریچه سوراخ سوراخ
riddles
سوراخ سوراخ کردن
millepore
مرجان سوراخ سوراخ
cancellated
سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellate
سوراخ سوراخ اسفنجی
breaches
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
polystome
دهان
slobbers
اب دهان
polystomatous
دهان
slobbered
اب دهان
slobber
اب دهان
gobs
دهان
saliva
اب دهان
OS
دهان
spittle
اب دهان
slobbering
اب دهان
jibs
دهان
puss
دهان
astomatous
بی دهان
astomatal
بی دهان
mouthing
دهان
unmuffle
دهان
mouthed
دهان
mouths
دهان
mouth
دهان
chops
دهان
jibbed
دهان
jibbing
دهان
jib
دهان
gob
دهان
potato box
دهان
stomatous
دهان دار
stomatal
دهان دار
stomatal
وابسته به دهان
mouthy
دهان دار
slobbered
دهان را اب انداختن
stomatitis
ورم دهان
toho
دهان ببر
to shut up
دهان بستن
slobber
دهان را اب انداختن
mum's the word
<idiom>
دهان قرص
stomatology
دهان پزشکی
microstomous
کوچک دهان
mouth-watering
دهان آب انداز
palates
سقف دهان
mouthwashes
دهان شویه
rictus
چاک دهان
widemouthed
دهان باز
mouthwash
دهان شویه
mouthed
در دهان گذاشتن
peroral
از راه دهان
say a mouthful
<idiom>
حرف دهان پر کن
openmouthed
دهان باز
halitosis
گند دهان
fetid
گند دهان
palate
سقف دهان
stoma
شکاف دهان
spits
اب دهان خدو
reeking
بخار دهان
reeks
بخار دهان
mouthing
در دهان گذاشتن
spit
اب دهان خدو
gag
دهان باز کن
gagged
دهان باز کن
throat
صدا دهان
gagging
دهان باز کن
throats
صدا دهان
gags
دهان باز کن
cyclostomatous
دهان گرد
orals
از راه دهان
astomatal
فاقد دهان
mouths
در دهان گذاشتن
mouth
در دهان گذاشتن
reeked
بخار دهان
reek
بخار دهان
neb
پوزه دهان
insalivate
اب دهان زدن به
cyclostomate
دهان گرد
slobbering
دهان را اب انداختن
gymnostomous
برهنه دهان
oral
از راه دهان
scold
ادم بد دهان
slobbers
دهان را اب انداختن
fomalhaut
دهان ماهی
scolds
ادم بد دهان
scolded
ادم بد دهان
sound off
مزه دهان کسیرافهمیدن
drooling
اب از دهان تراوش شدن
mugged
ساده لوح دهان
mug
ساده لوح دهان
ejaculate
از دهان بیرون پراندن
toadfish
ماهی دهان گشاددریایی
mugging
ساده لوح دهان
mugs
ساده لوح دهان
Wellington
چکمه دهان گشاد
aboral
نقطه مقابل دهان
drools
اب از دهان تراوش شدن
stomatogastric
وابسته به دهان ومعده
drooled
اب از دهان تراوش شدن
to escape one's lips
از دهان کسی در رفتن
drool
اب از دهان تراوش شدن
ejaculating
از دهان بیرون پراندن
ejaculates
از دهان بیرون پراندن
ejaculated
از دهان بیرون پراندن
swearer
ادم بد دهان وفحاش
spits
اب دهان پرتاب کردن
squiggle
در دهان قرقره کردن
paralysis of the face
لغو یا کجی دهان
orinasal
از دهان و بینی درامده
fish fag
زن بدزبان یابد دهان
trap
نیرنگ فریب دهان
fullmouthed
دارای دهان کامل
hagfish
مارماهی دهان گرد
mouthpart
زائده نزدیک دهان
he has a loose tongue
دهان لقی دارد
slobber
اب دهان روان ساختن
slobbers
اب دهان روان ساختن
squiggles
در دهان قرقره کردن
jaws
دهان
[اصطلاح روزمره]
gagged
دهان بند بستن
gag
دهان بند بستن
screw up
غنچه کردن دهان
spit
اب دهان پرتاب کردن
muzzling
دهان بند دهنه
muzzles
دهان بند دهنه
muzzled
دهان بند دهنه
muzzle
دهان بند دهنه
clump block
قرقره دهان گشاد
slobbering
اب دهان روان ساختن
gags
دهان بند بستن
gagging
دهان بند بستن
slobbered
اب دهان روان ساختن
fondants
شیرینی ای که در دهان اب میشود
pie hole
[American E]
دهان
[اصطلاح روزمره]
throw to the wolves
<idiom>
به دهان گرگ انداختن
mush
[British E]
دهان
[اصطلاح روزمره]
cake-hole
[British E]
دهان
[اصطلاح روزمره]
gob
[British E]
دهان
[اصطلاح روزمره]
blurt
از دهان بیرون انداختن
socket
کام
[سقف دهان]
maw
دهان
[اصطلاح روزمره]
chops
دهان
[اصطلاح روزمره]
trap
دهان
[اصطلاح روزمره]
fondant
شیرینی ای که در دهان اب میشود
To muzzle the people.
دهان مردم را بستن
yap
[American E]
دهان
[اصطلاح روزمره]
bad breath
بدبویی دهان
[پزشکی]
fetor oris
بدبویی دهان
[پزشکی]
dry mouth
خشکی دهان
[پزشکی]
dry mouth syndrome
خشکی دهان
[پزشکی]
halitosis
بدبویی دهان
[پزشکی]
xerostomia
خشکی دهان
[پزشکی]
bazoo
[American E]
دهان
[اصطلاح روزمره]
cyclostomate
وابسته به جانور دهان گرد
saliva test
ازمایش بزاق دهان اسب
cyclostomatous
وابسته به جانور دهان گرد
gaping
نگاه خیره با دهان باز
cyclostome
جانور از راسته دهان گردان
gapes
نگاه خیره با دهان باز
gaped
نگاه خیره با دهان باز
stomatitis
ورم مخاط دهان ولثه
gape
نگاه خیره با دهان باز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com