English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
teat شبیه نوک پستان
teats شبیه نوک پستان
Search result with all words
pap هر چیزی شبیه نوک پستان
breast نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
breasts نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
Other Matches
mastectomies پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
mastectomy پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
mammiform پستان مانند بصورت پستان
mammillary پستان مانند بصورت پستان
gooseneck هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
pinnulate شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulated شبیه برگچه شبیه بالچه
mammilliform پستان
breast پستان
mammilary پستان
breasts پستان
Milky Way پستان زن
sebesten سگ پستان
mamma پستان
to suck milk پستان مکیدن
mastoid پستان مانند
garget پستان درد
mammilate دارای پستان
bras پستان بند
garget اماس پستان
nipple نوک پستان
mammila نوک پستان
brassiere پستان بند
brassieres پستان بند
chesty درشت پستان
breast-feed با پستان شیردادن
breast-fed با پستان شیردادن
mammalgia پستان درد
bra پستان بند
nipples نوک پستان
plumper پستان مصنوعی
full breasted بزرگ پستان
weans از پستان گرفتن
bosomy پستان مانند
papilla نوک پستان
weaned از پستان گرفتن
dug نوک پستان
mammary مربوط به پستان
pap نوک پستان
wean از پستان گرفتن
breast-feeds با پستان شیردادن
mastitis ورم پستان
bodices پستان بند
bodice پستان بند
mastodynia پستان درد
teat نوک پستان
teats نوک پستان
bosomy دارای پستان برجسته
udder پستان گاو و مانند ان
udders پستان گاو و مانند ان
nipple ازنوک پستان خوردن
mammillate دارای پستان یا پستانک
tit دختریازن نوک پستان
tits دختریازن نوک پستان
acromastitis اماس نوک پستان
mammary gland دژپیه یا غده پستان
mastodynia پستان مانند پستانی
mastitis اماس غدههای پستان
nipples ازنوک پستان خوردن
falsie لایی پستان بند
bosoms دارای پستان شدن
bosom دارای پستان شدن
breast-feeds شیر پستان دادن
breast-fed شیر پستان دادن
breast-feed شیر پستان دادن
mammilary دارای برامدگیهای پستان مانند
mammila اندام یا چیز دیگرکه مانند پستان باشد
She is laying a guilt trip on [is guilt-tripping] me for not breast feeding. او [زن] به من احساس گناه کاربودن میدهد چونکه من [به او] شیر پستان نمی دهم.
falsie پارچه یالاستیکی که بشکل پستان ساخته اند و درپستان بند کارمیرود
near شبیه
similar to that شبیه به ان
womanlike شبیه زن
feathery شبیه به پر
like <adj.> شبیه
papilionaceous شبیه
simile شبیه
similes شبیه
analogous شبیه
makes شبیه
similar <adj.> شبیه
similar شبیه
alike <adj.> شبیه
akin <adj.> شبیه
more like;most like شبیه تر
related <adj.> شبیه
make شبیه
neared شبیه
imitations شبیه
nearest شبیه
pygidial شبیه دم
nearing شبیه
nears شبیه
wifelike شبیه زن
imitation شبیه
near- شبیه
medals شبیه
similiar شبیه
anthoid شبیه به گل
luteous شبیه گل
quasi شبیه
simulant شبیه
nearer شبیه
personator شبیه
medal شبیه
alike شبیه یکسان
phylloid شبیه برگ
likening شبیه کردن
likened شبیه شدن
likened شبیه کردن
airily شبیه هوا
likes شبیه همچون
rhizome شبیه ریشه
reniform شبیه کلیه
epithelioid شبیه بشرهای
like شبیه همچون
liken شبیه کردن
liken شبیه شدن
liked شبیه همچون
likening شبیه شدن
likens شبیه کردن
likens شبیه شدن
polypous شبیه بواسیرلحمی
plumy شبیه پر کرکی
polypose شبیه بواسیرلحمی
piscine شبیه ماهی
rivals نظیر شبیه
rivalling نظیر شبیه
rivalled نظیر شبیه
rival نظیر شبیه
rivaling نظیر شبیه
eugenoid شبیه اوگانا
plexiform شبکهای شبیه رگ
plexiform شبیه شبکه
quasi easement حق شبیه به حق ارتفاق
astral شبیه ستاره
bovine شبیه گاو
psittaceous شبیه طوطی
protean شبیه Proteus
pisiform شبیه نخود
platinoid شبیه پلاتین
platy شبیه بشقاب
prismoidal شبیه منشور
rivaled نظیر شبیه
nomological شبیه قانون
chochleate شبیه صدف
berrylike شبیه توت
b هرشکلی شبیه به B
assonant شبیه در صدا
lupin شبیه گرگ
argillaceous شبیه خاک رس
lupine شبیه گرگ
alkaloid شبیه قلیا
aliform شبیه بال
chylaceous شبیه کیلوس
claustral شبیه حجره
adrenergic شبیه ادرنالین
nebulous شبیه سحاب
limacine شبیه نرم تن
limaciform شبیه نرم تن
haemoid شبیه خون
citied شبیه شهر
chartaceous شبیه کاغذ
henny شبیه بمرغ
cervine شبیه گوزن
carinal شبیه زورق
butyraceous شبیه کره
keel shaped شبیه ته کشتی
lacertilian شبیه مارمولک
liker to god than man شبیه تر بخداتاادم
lilied شبیه سوسن
ophitic شبیه مار
haematoid شبیه بخون
computer simulation شبیه سازی
farfetched شبیه بعید
more like;most like شبیه ترین
encephaloid شبیه مغز
libriform شبیه لیف
oleaginous شبیه روغن
ophidian شبیه مار
epithelial شبیه بشرهای
osteal شبیه استخوان
ovine شبیه گوسفند
palating شبیه کاخ
popish شبیه کاتولیک
panduriform شبیه ویولون
molluscoid شبیه نرم تن
ichthyoid شبیه ماهی
grapy شبیه انگور
goosy شبیه غاز
goosey شبیه غاز
crystalloid شبیه بلور
stellar شبیه ستاره
ghostliness شبیه به روح
dermoid شبیه پوست
dermoidal شبیه پوست
simulated شبیه ساخته
for all the world like کاملا` شبیه
fiddleback شبیه کمانچه
fiddleback شبیه ویولون
palmate شبیه پنجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com