Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 305 (15 milliseconds)
English
Persian
nightfall
شب هنگام
at night
شب هنگام
at nightfall
شب هنگام
night season
شب هنگام
nighttide
شب هنگام
Search result with all words
write
خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
writes
خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
night time
هنگام شب
night-time
هنگام شب
striker
توپ زن هنگام دفاع از میله
strikers
توپ زن هنگام دفاع از میله
bill of health
گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
basic
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basics
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
update
به هنگام دراوردن
updated
به هنگام دراوردن
updates
به هنگام دراوردن
transparent
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparently
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
indent
فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن
indenting
فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن
indents
فضا از حاشیه سمت چپ هنگام شروع یک خط از متن
harvest festival
جشن سپاسگزاری هنگام درو)
harvest festivals
جشن سپاسگزاری هنگام درو)
zero hour
هنگام حمله یا حرکت تعیین شده قبلی
hidden
خط وی تشکیل دهنده شی سه بعدی ولی هنگام نمایش آن به صورت دوبعدی پاک می شوند
hidden
پاک کننده خط وطی که در هنگام مشاهده شکل دوبعدی یک شی سه بعدی نباید دیده شوند
time
هنگام
timed
هنگام
times
هنگام
red-handed
دست درخون هنگام ارتکاب جنایت
in
درفرف هنگام
in-
درفرف هنگام
execution
خطای تشخیص داده شده هنگام اجرای یک برنامه
read
خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
read
وسیله حافظه که در هنگام تولید داده روی آن نوشته شده بود و محتوای آن فقط قابل خواندن است
reads
خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
reads
وسیله حافظه که در هنگام تولید داده روی آن نوشته شده بود و محتوای آن فقط قابل خواندن است
sector
دیسکی که شیارها با آدرس و داده کد شروع که در هنگام فرمت دیسک روی آن نوشته میشود, شرح داده می شوند
sectors
دیسکی که شیارها با آدرس و داده کد شروع که در هنگام فرمت دیسک روی آن نوشته میشود, شرح داده می شوند
fallout
خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
cookie
فایل کوچکی که هنگام اتصال به یک اینترنت راه دور با استفاده از جستجوگر وصل شده اید ذخیره میشود
cookies
فایل کوچکی که هنگام اتصال به یک اینترنت راه دور با استفاده از جستجوگر وصل شده اید ذخیره میشود
pluck
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucked
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucking
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucks
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
quad
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quads
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
gamut
هنگام
edit
کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
edited
کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
self-
سیستمی که معمولاگ در هنگام شروع بررسیهای ابتدایی را انجام میدهد
compression
نرم افزار مقیم که داده را موقع نوشتن فشرده میکند و هنگام خواندن به حالت اولیه بر می گرداند
bump
حالتی در پرواز که هنگام افزایش ناگهانی سرعت افقی باد بوجود می اید
daytide
هنگام روز
daytime
هنگام روز
playtime
هنگام بازی
parallel
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
paralleled
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
paralleling
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelled
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelling
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallels
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
hyphen
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
term
هنگام
termed
هنگام
terming
هنگام
smack
ضربه محکم در هنگام ابشار
smacked
ضربه محکم در هنگام ابشار
smacks
ضربه محکم در هنگام ابشار
laser
هر روش تابش نور کوهرنت یا همسان توسط انرژی ذخیره شده در سیستم مولکولی یااتمی هنگام تحریک با سیگنال ورودی
lasers
هر روش تابش نور کوهرنت یا همسان توسط انرژی ذخیره شده در سیستم مولکولی یااتمی هنگام تحریک با سیگنال ورودی
moment
هنگام
moments
هنگام
die
قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
batch
فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای
batches
فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای
boot
خراب کردن توپ هنگام گرفتن ان
print
عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
print
روش ترتیب دادن به متن هنگام چاپ
print
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
printed
عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
printed
روش ترتیب دادن به متن هنگام چاپ
printed
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
prints
عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
prints
روش ترتیب دادن به متن هنگام چاپ
prints
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
hard-bitten
سخت هنگام جنگ
season
هنگام
seasoned
هنگام
seasons
هنگام
vampire
روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
vampires
روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
gremlin
خطای شرح داده نشده در هنگام گم شدن داده در حین ارسال
gremlins
خطای شرح داده نشده در هنگام گم شدن داده در حین ارسال
open
وضع زه هنگام کشیده شدن
opened
وضع زه هنگام کشیده شدن
opens
وضع زه هنگام کشیده شدن
then
انگاه دران هنگام
priorities
لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
Other Matches
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
at the same moment
در آن هنگام
night tide
هنگام شب
night season
هنگام شب
oestrum
هنگام
during
هنگام
at dark
هنگام شب
teatime
هنگام چای
in case of emergency
هنگام اضطرار
compile time
هنگام همگردانی
on seeing him
هنگام دیدن او
on occasion
هنگام لزوم
wintertime
هنگام زمستان
summertime
هنگام تابستان
at mess
هنگام خوردن
to die in harness
هنگام کار
hexachord
هنگام شش بردهای
hard times
هنگام تنگدستی
at noon
هنگام فهر
at one's leisure
هنگام فراغت
here's to you
هنگام نوشیدن
binding time
هنگام انقیاد
when entering
هنگام ورود
execution time
هنگام اجرا
inprocess
هنگام کار
dusk
هنگام غروب
spring time
هنگام بهار
translate time
هنگام ترجمه
meal time
هنگام غذاخوری
on arrival
هنگام ورود
nights
شب هنگام برنامه شبانه
red handed
هنگام ارتکاب جنایت
parthian glance
نگاه هنگام جدایی
night
شب هنگام برنامه شبانه
therewith
دران هنگام بدانوسیله
to brush over
هنگام عبورپوز زدن
batfowl
هنگام شب مرغ را شکارکردن
when it came to a push
چون هنگام کوشش
cash on delivery
پرداخت هنگام تحویل
ortive
وابسته به هنگام طلوع
d. wish
خواهش هنگام مردن
damage in transit
خسارت در هنگام ترانزیت
nooning
هنگام فهر ناهار
landing weight
وزن با هنگام تخلیه
dewfall
هنگام ریزش شبنم
it puckered up in sewing
هنگام دوختن جمع شد
in the case of traffic jam
[congestion]
هنگام راهبندان سنگین
chevy
فریاد هنگام شکار
invigilate
شاگردان را هنگام امتحانات پاییدن
invigilated
شاگردان را هنگام امتحانات پاییدن
damaged in transit
صدمه دیده هنگام ترانزیت
invigilating
شاگردان را هنگام امتحانات پاییدن
to take counsel of one'spillow
شب هنگام اندیشه در چیزی کردن
harvest
هنگام درو وقت خرمن
fair-weather
خوب هنگام هوای صاف
landed weight
وزن کالا هنگام تخلیه
invigilation
پاییدن شاگردان هنگام امتحانات
high time
هنگام خوشی وعیش ونوش
harvests
هنگام درو وقت خرمن
harvested
هنگام درو وقت خرمن
natural form
وضع بدن هنگام تیراندازی
chantey
سرود ملوانان هنگام کار
chanty
سرود ملوانان هنگام کار
demand report
گزارشی که به هنگام نیازتولید میشود
I cut my face shaving.
هنگام اصلاح صورتم را بریدم
coronation oath
سوگند هنگام تاج گذاری
milter
ماهی نر هنگام تخم ریزی
escaped water
تلفات اب هنگام بهره برداری
invigilates
شاگردان را هنگام امتحانات پاییدن
passing bell
زنگی که هنگام درگذشتن کسی بزنند
electro statics
علم خواص الکتریک هنگام بیحرکتی
drag line
طنای اویزان از بالن هنگام فرود
combinatorial explosion
موقعیتی که به هنگام حل مسئله اتفاق میافتد
set up
انتخابهای موجود هنگام نصب سیستم
memory sniffing
ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش
ondise
پشت گوی بودن هنگام پاس
adjusting to water
حرکت در هوا هنگام فرود دراب
alluvial deposit
موادیکه هنگام حرکت اب ته نشین میشوند
leisure hours
ساعات فراغت یا بیکاری هنگام فرصت
grunter
خوک یکجورماهی که هنگام گرفتاری خرخرمیکند
jettison of cargo
محموله را به هنگام خطر به دریا ریختن
backing plate
صفحه تقویتی در هنگام تعمیرورقههای فلزی
corporale
پارچهای که هنگام عشاء ربانی بکارمیرود
to consult one's pillow
هنگام شب پیش خود اندیشه کردن
Payment on delivery of goods.
پرداخت هنگام ( مشروط به ) تحویل کالا
dead on arrival
مرحوم هنگام ورود
[بیماری در آمبولانس]
the room was not lived in
هنگام روز در ان اطاق زندگی نمیکردند
everything is good in its season
<proverb>
گویند که هرچیز به هنگام خوش است
To leave someone in the lurch .
کسی را قال گذاشتن ( هنگام نیاز )
to give the tone
هنگام یافتن رد شکار پارس کشیدن
Say when stop!
[when pouring]
بگو کی بایستم!
[هنگام ریختن نوشابه]
To breathe ones last .
نفس آخررا کشیدن (هنگام مرگ )
Say when!
[when pouring]
بگو کی بایستم!
[هنگام ریختن نوشابه]
To be caught red - handed.
گیر افتادن ( هنگام ارتکاب عمل )
velocity of approach
سرعت متوسط اب هنگام رسیدن به تاج سرریز یا سد
why i think i can
هنگام کشف مطلبی دلالت برتعجب میکند
lights out
علائم مخابرات بوسیله نور هنگام خاموشی
muzzle velocity
سرعت گلوله هنگام خارج شدن از لوله
noil
خرده پشمی که هنگام شانه کردن میریزد
pajamas
جامه گشاد که در خانه یا هنگام خوابیدن می پوشند
breakfall
قرار دادن بازوان و پا در زیربدن هنگام افتادن
alibi
غیبت هنگام وقوع جرم جای دیگر
valuing
هنگام مقداردهی اولیه به متغیرها در شروع یک برنامه
plegaphonia
گوش کردن صدای سینه هنگام دق خشکنای
pnemograph
الت نگارش حرکات سینه هنگام تنفس
knock knees
زانوهایی که هنگام راه رفتن بهم میخورند
strophe
چرخش هنگام رقص همراه با اوازدسته جمعی
dynamic
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود
dynamically
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود
value
هنگام مقداردهی اولیه به متغیرها در شروع یک برنامه
values
هنگام مقداردهی اولیه به متغیرها در شروع یک برنامه
he has a rocking gait
هنگام گام برداری بدینسو وان سو می جنبد
parameter
مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی
to cry wolf too often
کردن هنگام راست بودن هم کسی باورنکند
parameters
مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی
passanger
شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
page
نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
alibis
غیبت هنگام وقوع جرم جای دیگر
paged
نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
pages
نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
imposition of hands
هنگام دادن ماموریت روحانی بکسی یادعا کردن به وی
gas sentinel
مامور اطلاع بافراد هنگام حمله با گاز جنگی
On comparison, the Mercedes was the more reliable of the two cars.
هنگام مقایسه دو خودرو، بنز قابل اطمینان تر بود.
moonlight fliting
گریز از خانهای هنگام شب برای رهایی از پرداخت اجاره
dug out
نظامی پیری که هنگام جنگ به خدمت فراخوانده شود
Bye and take care of yourself!
[leaving phrase]
خداحافظ و مواظب خودت باش!
[عبارت هنگام ترک ]
night light
شمع کوچک که شب هنگام دراطاق بیماران برافروزند چراغ شب
shadow RAM
ROM به یک قطعه RAMسریع تر در هنگام روشن کردن کامپیوتر
antistrophe
حرکت از چپ براست نمایشگران هنگام اواز دسته جمعی
beau geste
حرکات لطیف وزیبا در هنگام سخن گفتن ژست
black cap
کلاهی که هنگام اجرای حکم اعدام برسرمحکوم گذارند
pass shooting
شکار مرغابی هنگام گذشتن ازبالای موضع شکارچی
wet weight
وزن خالص مایعاتی که معمولا هنگام کارکردن وجوددارند
wheat germ
گیاهک گندم که هنگام اسیاب کردن جدا میشود
windage
تنظیم حرکت تفنگ درهدفگیری هنگام وجود بادعرضی
delayed steal
دزدانه گریختن بسوی پایگاه هنگام پرتاب توپگیر
decalescence
کم شدن حرارت فلز هنگام تغییر و تبدیل ان در کوره
mudflats
زمین صاف گلی که هنگام برکشند زیر آب میرود
mudflat
زمین صاف گلی که هنگام برکشند زیر آب میرود
variable camber flap
فلپی که نیمرخ ان هنگام بیرون امدن تغییر میکند
red out
از بین رفتن قدرت بینایی هنگام سقوط با شتاب منفی
windrow
تل خاکی که هنگام کارماشینهای راه سازی در کنارجاده تشکیل میشود
recessional hymn
سرودیکه هنگام دست کشیدن کشیشان از عبادت نواخته میشود
succuba
جنی یا دیو مادهای که هنگام شب بغل خواب مردان میشود
swagger cane
عصای کوچکی که سربازان هنگام گردش کردن در دست میگیرند
synchronous
کامپیوتری که در آن هر عمل در هنگام ورود پاس ساعت انجام میشود
tallyho
فریاد شکارچی هنگام دیدن روباه که از پناهگاه بیرون دویده
windage
تنظیم کمان هنگام وجود بادعرضی برای دقت در هدفگیری
terrain avoidance
اجتناب خودکار هواپیما از برخورد باموانع زمینی هنگام فرود
tide mark
علامتی که مد به هنگام پائین رفتن از خود بر دیواره یاساحل میگذارد
almena
جان پناه
[در بلندترین قسمت بام در هنگام عملیات جنگی]
working lead
بار یا نیرویی که ساختمان یاجزیی از ان هنگام کارکردمعمولی متحمل میشود
kermit
پروتکل ارسال فایل هنگام بار کردن داده با مودم
initialed
که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initialing
که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
eyeservant
نوکری که فقط هنگام موافبت اقایش خوب کارمیکند نوکرپیش رو
twanging
صدایی که هنگام کشیدن سیم ساز از ان شنیده میشود صدای زه
initial
که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initialled
که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initialling
که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
atmospheric braking
کند شدن سرعت حرکت یک جسم هنگام برخورد بااتمسفر
twang
صدایی که هنگام کشیدن سیم ساز از ان شنیده میشود صدای زه
twanged
صدایی که هنگام کشیدن سیم ساز از ان شنیده میشود صدای زه
initials
که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
twangs
صدایی که هنگام کشیدن سیم ساز از ان شنیده میشود صدای زه
to prove an a
اثبات اینکه شخص هنگام وقوع جرم دران محل نبوده
priority
لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
desk accessories
وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
privateer
کشتی تجارتی که هنگام جنگ توسط دولت مصادره ومسلح میشود
deflation port
سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
burladero
دیوار چوبی محافظ هنگام تعقیب شدن گاوباز بوسیله گاو
dynamic
سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
set forward
جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
pausal form
دردستور عبری شکلی که کلمه هنگام ایست درجمله پیدا میکند
airglow
روشنایی که در هنگام غروب به علت تابش افتاب به جوزمین پدید می اید
doa
شرح محصولی که به هنگام دریافت از سازنده یا تهیه کننده کار نمیکند
war head
قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
luck penny
پولی که بطور دست لاف هنگام خرید و فروش بکسی بدهند
helmcloud
ابری که هنگام طوفان یاپیش ازان درسرکوه پدیدمی اید ابرقله
iron rations
جیره بسیارکم که سربازفقط هنگام ضرورت سخت میتواندبان دست بزند
isoclinic wing
بالی که زاویه برخورد ان هنگام خم شدن در اثر نیرونیز ثابت میماند
k
به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
dynamically
سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
gremial
پارچهای که اسقف هنگام اجرای برخی ایین هاروی دامن میاندازد
lavabo
ایین دست شستن کشیش هنگام پیش بردن عشاه ربانی
luck money
پولی که بطور دست لاف هنگام خرید و فروش بکسی بدهند
drop down menu
منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
pusher tractor
تراکتور چرخ زنجیری که اسکریپر را هنگام خاکبرداری به حرکت درمی اورد
maniple
بازوبندیانواری که کشیشان هنگام انجام ایین ربانی ازبازوی خودمی اویزند
mole hill
توده خاکی که کوش کور زیرزمینی هنگام کندن زمین درست میکند
hard hyphen
خط کجی که به هنگام هجی کردن مورد نیاز بوده وهمیشه چاپ می گردد
anchor block
بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
snapshots
چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
snapshot
چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
lift off
جهش اولیه موشک یا گلوله هنگام شروع پرتاب جدا شدن از سکو
ostensorium
فرف سیمین ی زرینی که هنگام عشاربانی نان رادران گذاشته نمایش میدهند
eye service
خدمتی که فقط هنگام موافبت خوب انجام داده میشود نگاه عاشقانه
eyestrings
ضمائم چشمی که سابقا معتقد بودند هنگام کوری ومرگ از هم گسیخته می گردد
leader's rule
روش تعیین مسافت امن هنگام اجرای تیر بالای سربوسیله تیربار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com