Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
write-in
شخصی که نام او در فهرست کاندیدها نیست ولی به او رایمیدهند
Other Matches
write-in
رای دادن به کسی که نامش در فهرست کاندیدها نیست
invalid
شخصی که مجاز به استفاده از کامپیوتر یا اتصال به یک شبکه نیست
invalids
شخصی که مجاز به استفاده از کامپیوتر یا اتصال به یک شبکه نیست
outside agency
شخصی که مجاز نیست درزمین گلف به بازیگر کمک فکری کند
privacy
قانونی که طبق آن داده شخصی است و توسط کاربران غیر مجاز قابل دستیابی نیست
archimedes
کامپیوتر شخصی شرکت Computers Acom که بر پایه پردازش مرکزی RICS است و با PC IBM یا Macintosh Apple سازگار نیست
vehicle summary
فهرست پیاده شدن خودروها فهرست ترتیب و مشخصات خودروهای ستون
blacklist
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisted
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisting
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklists
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
concordance
فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
concordances
فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
rota
صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
rotas
صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
active list
فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
f.drss
جامه شخصی که باتفتن شخصی دوخته درمجلس رقص بپوشند
subscribers
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
subscriber
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
part list
فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
picking list
فهرست کالاهای انتخابی فهرست انتخاب
waiting list
فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
waiting lists
فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
glossary
فهرست معانی فهرست لغات
glossaries
فهرست معانی فهرست لغات
All is not gold that glitters.
<proverb>
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
winchester disk
دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
step frame
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
indexed
فهرست فهرست اعلام
indexes
فهرست فهرست اعلام
index
فهرست فهرست اعلام
transparent
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparently
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
leaving files open
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
his parentage isunknown
اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
it is inexpedient to reply
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
tabled
فهرست
inventory
فهرست
tables
فهرست
tabling
فهرست
cataloging
فهرست
catalogue
فهرست
cataloged
فهرست
kalendar
فهرست
table
فهرست
catalog
فهرست
catalogued
فهرست
cataloguing
فهرست
checklist
فهرست
catalogues
فهرست
roster
فهرست
indexless
بی فهرست
catalogs
فهرست
list
فهرست
roll
فهرست
filed
فهرست
slips
فهرست
slipped
فهرست
slip
فهرست
index
فهرست
indexes
فهرست
concordance
فهرست
concordances
فهرست
rolls
فهرست
indexed
فهرست
rolled
فهرست
b.d catalogue
فهرست بی . دی
directories
فهرست
repertory
فهرست
rosters
فهرست
file
فهرست
directory
فهرست
phraseology
فهرست
registering
لیست یا فهرست
cataloguing
فهرست کردن
cataloguing
کتاب فهرست
table of replaceable partes
فهرست قطعات
register
لیست یا فهرست
volume table of constants
فهرست راهنما
handlist
فهرست مختصر
catalogues
فهرست کردن
registers
لیست یا فهرست
problem checklist
فهرست مشکلات
hit list
فهرست ضربه
elench
ردمنطقی فهرست
hit lists
فهرست ضربه
display menu
فهرست نمایش
file index
فهرست پرونده
catalogues
کتاب فهرست
catalogs
فهرست کردن
catalogs
کتاب فهرست
subject index
فهرست موضوعی
subdirectory
فهرست فرعی
excused list
فهرست معاف ها
requirements list
فهرست نیازمندیها
schedule
صورت فهرست
cataloging
فهرست کردن
star catalogue
فهرست ستارگان
scheduled
صورت فهرست
schedules
صورت فهرست
cataloged
کتاب فهرست
index
فهرست راهنما
cataloged
فهرست کردن
indexes
فهرست شاخص
handlist
فهرست دستی
indexes
فهرست راهنما
price list
فهرست قیمت
registries
دفتر فهرست
catalogued
فهرست کردن
catalogued
کتاب فهرست
indexed
فهرست شاخص
who's who
فهرست رجال
indexed
فهرست راهنما
catalogue
فهرست کردن
catalogue
کتاب فهرست
registry
دفتر فهرست
table
در فهرست نوشتن
cataloging
کتاب فهرست
directory
فهرست راهنما
terriers
فهرست ما یملک
terrier
فهرست ما یملک
roll
فهرست پیچیدن
nomenclauture
فهرست اصطلاحات
nomenelature
فهرست اصطلاحات
nominal list
فهرست نامها
rolled
فهرست پیچیدن
directories
فهرست راهنما
bill of goods
فهرست تجارتی
tabled
در فهرست نوشتن
tables
در فهرست نوشتن
tabling
در فهرست نوشتن
bill of quantites
فهرست مقادیر
bill of materials
فهرست مواد
bill of material
فهرست مواد
listings
فهرست نویسی
listing
فهرست نویسی
menus
فهرست انتخاب
menus
فهرست خوراک
timetables
گاه فهرست
timetabled
گاه فهرست
parts list
فهرست قطعات
glossaries
فهرست معانی
glossary
فهرست معانی
part list
فهرست اجزاء
indexing
فهرست سازی
timetable
گاه فهرست
tariff
فهرست نرخها
tabulates
فهرست کردن
tabulated
فهرست کردن
menu
فهرست انتخاب
rolls
فهرست پیچیدن
menu
فهرست خوراک
timetabling
گاه فهرست
list
در فهرست نوشتن
index
فهرست شاخص
list
فهرست کردن
list
در فهرست واردکردن
tabulate
فهرست کردن
tariffs
فهرست نرخها
gloss
فهرست معانی
short-lists
فهرست کوتاه
catalog
به فهرست بردن
catalog
فهرست کردن
mailing list
فهرست پستی
messir catalogue
فهرست مسیه
cargo manifest
فهرست بار
contents directory
فهرست محتویات
short-listed
فهرست کوتاه
short-list
فهرست کوتاه
inventory
فهرست موجودی
list price
فهرست قیمتها
data dictionary
فهرست داده ها
cross index
فهرست تقابلی
load manifest
فهرست بار
catalog
کتاب فهرست
mailing lists
فهرست پستی
short-listing
فهرست کوتاه
rigging warrant
فهرست وسایل
black list
فهرست سیاه
vocabulary
فهرست لغات
vocabularies
فهرست لغات
bill of quantities
فهرست مقادیر
log
فهرست لیست پیمودن
indexical
مرتب بشکل فهرست
Your name was at the bottom of the list
اسمتان ته فهرست بود
logs
فهرست لیست پیمودن
inventory
فهرست اموال سیاهه
bill of quantities
فهرست کمی مواد
binnacle list
فهرست استراحت پزشکی
vocabular
مربوط به لغات یا فهرست ان
display menu
فهرست انتخاب نمایشی
schedule
فهرست راهنمای قانون
nomenclature
فهرست علائم واختصارات
slates
فهرست نامزدهای انتخاباتی
slate
فهرست نامزدهای انتخاباتی
beadroll
فهرست اسامی تسبیح
scheduled
فهرست راهنمای قانون
bibliographic
مربوط به فهرست کتب
file directory
فهرست یا راهنمای فایل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com