English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (1 milliseconds)
English Persian
middlebrow شخص با سواد وبدون تحصیلات عالیه
Other Matches
sovereign دارای قدرت عالیه
sovereigns دارای قدرت عالیه
sublimation توجه بعالم بالاوامور عالیه
top drawer دارای مقام یا اهمیت عالی قدرت عالیه
education تحصیلات
education stand میزان تحصیلات
propaedeutic تحصیلات مقدماتی
R.E تحصیلات مذهبی
curricula دوره تحصیلات
graduate study تحصیلات دانشگاهی
cut رها کردن [تحصیلات]
cut قطع کردن [تحصیلات]
skip [colloquial] قطع کردن [تحصیلات]
well educatd دارای تحصیلات کافی
skip [colloquial] رها کردن [تحصیلات]
continue your studies تحصیلات خودرادنبال کنید
postgraduates وابسته به تحصیلات فوق لیسانس
curriculum دوره تحصیلات برنامه تحصیلی
curriculums دوره تحصیلات برنامه تحصیلی
data processing curriculum دوره تحصیلات پردازش داده
postgraduate وابسته به تحصیلات فوق لیسانس
to make p in one's studies در تحصیلات خود پیشرفت کردن
night soil سواد
literacy سواد
unlearned بی سواد
transcript سواد
copy سواد
copies سواد
transcripts سواد
copying سواد
copied سواد
illiterate بی سواد
unlettered بی سواد
make a copy of سواد برداشت
certified copy سواد مصدق
hedge priest کشی بی سواد
cetified copy سواد مصدق
literacy test ازمون سواد
hedge priest اخوندبی سواد
blank check سندامضاء شده وبدون متن
gothicize زمخت وبدون فرافت کردن
dumb show نمایش صامت وبدون حرف
shinplaster اسکناس کم ارزش وبدون پشتوانه
ignoramuses شخص کاملا بی سواد
transcription سواد برداری رونوشت
transcriptions سواد برداری رونوشت
transcriptions نسخه برداری سواد
transcription نسخه برداری سواد
booboisie طبقه بی سواد وجاهل
literacy سواد خواندن ونوشتن
ignoramus شخص کاملا بی سواد
tough minded دارای فکر خشن وبدون احساسات
tabula rasa فکر ساده وبدون تصور اطفال
inert mine مین بی اثر وبدون خرج تلاش
syncopation رقص یا اهنگ سبک وبدون ضرب
canoe قایق باریک وبدون بادبان وسکان
canoes قایق باریک وبدون بادبان وسکان
clownish دارای رفتار زمخت وبدون اداب
He is not too educated, but has plenty of horse sense . تحصیلات چندانی ندارد ولی فهم وشعور دارد
cbl آموزش و تحصیلات با استفاده از برنامههای مخصوص روی یک کامپیوتر
dabbler دوستدارصنایع زیباکه ازروی بوالهوسی وبدون تمرکزانهارادنبال می
What percentage of the people are literate? چند درصد مردم با سواد هستند ؟
goose-stepped رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-step رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
dog paddle شنای به پشت با حرکت پا وبدون بیرون امدن بازو از اب
goose-stepping رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-steps رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
catchall بخشی که شامل مواد مختلف وبدون دسته بندی باشد
p sexual relations امیزش جنسی بطورهرج مرج وبدون رعایت ائین عروسی
impulsive کسیکه از روی انگیزه انی وبدون فکر قبلی عمل میکند
intuitionalism عقیده به اینکه برخی حقایق را میتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
intuitionism عقیده به اینکه برخی حقایق رامیتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
chiaroscuro نوعی نقاشی که فقط با سیاه روشن وبدون رنگ امیزی انجام میشود
hovercraft رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
hovercrafts رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
play by ear <idiom> توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
sections بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
section بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
Easy does it . یواش یواش ( آرام وبدون عجله )
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
Viewdata سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com