English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 188 (9 milliseconds)
English Persian
patriot شخص میهن پرست
patriots شخص میهن پرست
Search result with all words
chauvinist میهن پرست متعصب
public-spirited میهن پرست
partisan میهن پرست
partisans میهن پرست
jingo میهن پرست متجاوز
patiot میهن پرست
patriot میهن پرست
patriots میهن پرست ها [مرد]
Other Matches
xenophile بیگانه پرست اجنبی پرست
philanthropize نوع پرست بودن نوع پرست کردن
countryman هم میهن
homeland میهن
countrymen هم میهن
compatriot هم میهن
home میهن
homelands میهن
homeland میهن
mother countries میهن
mother country میهن
motherland میهن
motherlands میهن
compatriots هم میهن
fatherland میهن
fatherlands میهن
patiot هم میهن
native land میهن
native country میهن
natire country میهن
mother land میهن
fellow countryman هم میهن
fenow country men هم میهن
f.countryman هم میهن
homes میهن
compatriotic هم میهن
country man هم میهن
home میهن
countrywoman هم میهن
homemade ساخت میهن
incivism بی علاقگی به میهن
civism دلبستگی به میهن
home-made ساخت میهن
one's native soil میهن زمین
patriotism میهن پرستی
public spiritedness میهن پرستی
homesick در فراق میهن
patriotically میهن پرستانه
patrioism میهن پرستی
patiot میهن دوست
landsman بومی هم میهن
immigrating میهن گزیدن
homes میهن وطن
immigrated میهن گزیدن
home میهن وطن
immigrate میهن گزیدن
patriotic میهن دوست
motherland مادر میهن
motherlands مادر میهن
immigrates میهن گزیدن
uxorious زن پرست
ilolater بت پرست
idol worshipper بت پرست
idolater بت پرست
idolatry بت پرست
pagans بت پرست
pagan بت پرست
heathens بت پرست
heathen بت پرست
repatriation برگشتن یا برگرداندن به میهن
patriotically از روی میهن دوستی
compatriots هم وطن هم میهن هواخواه
patriots میهن پرستان [مرد]
to expatriate oneself جلای میهن کردن
repatriations برگشتن یا برگرداندن به میهن
spread eagle میهن پرستی افراطی
compatriot هم وطن هم میهن هواخواه
nostalgia دلتنگی برای میهن
patricide خائن به میهن پدرکش
patricides خائن به میهن پدرکش
parricides خائن به میهن پدر کش
parricide خائن به میهن پدر کش
mammonish مال پرست
pickup artist مرد زن پرست
pick-up artist مرد زن پرست
player [American E] مرد زن پرست
mithraist مهر پرست
nepotist خویش پرست
mammonist دنیا پرست
mariolatrous مریم پرست
philomath دانش پرست
wordly minded دنیا پرست
xenophilous بیگانه پرست
unreconstructed کهنه پرست
uptight کهنه پرست
wino باده پرست
uxorious عیال پرست
philoprogenitive اولاد پرست
renifleur بو پرست جنسی
self seeker نفس پرست
xenophile بیگانه پرست
theist خدا پرست
aesthetes جمال پرست
gluttons شکم پرست
chamaeleon افتاب پرست
fire worshipper اتش پرست
womanizer مرد زن پرست
chamaeleontis افتاب پرست
demonist دیو پرست
ethnocentric نژاد پرست
womanisers مرد زن پرست
epicures شکم پرست
womanizers مرد زن پرست
bacchant باده پرست
glutton شکم پرست
royalist شاه پرست
humanitarian نوع پرست
fitful هوس پرست
aesthete جمال پرست
philanthropic نوع پرست
salacious شهوت پرست
selfish خود پرست
ethnocentric قوم پرست
epicure شکم پرست
fireworshipper اتش پرست
guebre اتش پرست
heliolatrous افتاب پرست
sun worshipper افتاب پرست
heliotrope گل افتاب پرست
racist نژاد پرست
lecherous شهوت پرست
ichthyolater ماهی پرست
iconolater شمایل پرست
royalists شاه پرست
girasole گل افتاب پرست
fogyish کهنه پرست
ghebre اتش پرست
gheber اتش پرست
girasol گل افتاب پرست
formalist فاهر پرست
racists نژاد پرست
gastronomer شکم پرست
philanthropists نوع پرست
philanthropist نوع پرست
silk manufactures of home کالاهای ابریشمی ساخت میهن
hom ward bound اماده رفتن به کشور میهن
chauvinism میهن پرستی افراطی شوونیسم
expatriates ترک کردن میهن تبعیدی
expatriate ترک کردن میهن تبعیدی
chauvinism میهن پرستی از روی تعصب
bound for home اماده رفتن به کشور میهن
To be a money grubber. پول پرست بودن
antediluvian ادم کهنه پرست
bacchanal میگسار وباده پرست
worldling ادم دنیا پرست
slut زن هرزه وشهوت پرست
sluts زن هرزه وشهوت پرست
skinheads رذل نژاد پرست
quixote ادم خیال پرست
skinhead رذل نژاد پرست
flag waving میهن پرستی بحد افراط وجنون
flag-waving میهن پرستی بحد افراط وجنون
maccabees خانواده میهن پرستان مکابی یهود
to bleed for one's country برای میهن خود خون دادن
old fashioned کهنه پرست محافظه کار
Gourmand . Glutton . آدم شکم پرست ( شکمو )
lewd ناشی از هرزگی شهوت پرست
paganish بیت پرست ناشی ار شرک
public spirit خیر خواهی برای مردم میهن پرستی
homecoming عازم میهن مراجعت به وطن یامحل تحصیل
public spiritedly ازلحاظ خیر خواهی مردم میهن پرستانه
parricidal خائن نسبت به پدر و مادر یا میهن یاپادشاه
homecomings عازم میهن مراجعت به وطن یامحل تحصیل
fogy ادم عقب مانده وکهنه پرست
philanthrope ادم نوع پرست خیرخواه بشر
mossyback ادم کهنه پرست یا محافظه کار
mossback ادم کهنه پرست یا محافظه کار
fogey ادم عقب مانده وکهنه پرست
gourmands صاحب سر رشته در خوراک شکم پرست
fogeys ادم عقب مانده وکهنه پرست
fogies ادم عقب مانده وکهنه پرست
gourmand صاحب سر رشته در خوراک شکم پرست
sickfor home دلتنگی کننده برای میهن وخانه خود بیماروطن
chauvinism افراط کورکورانه در میهن پرستی ناسیونالیسم در حد افراطی و غیر منطقی
jingo کسی که به عنوان میهن پرستی از سیاست جنگجویانه و تجاوزکارانه دولت خودطرفداری میکند
to pine for home دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
voluptuous شهوت پرست شهوت انگیز
superstitious موهوم پرست موهوم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com