English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
English Persian
persona non grata شخص پذیرفته نشده
Search result with all words
parity سیگنال وقفه از تابع بررسی خطا که بیان میکند داده دریافتی در برسی پریتی پذیرفته نشده و آسیب دیده است
alekhine's variation واریاسیون الخین در گامبی وزیر پذیرفته نشده شطرنج
king's gambit declined گامبی شاه پذیرفته نشده
non matriculated دوره دبیرستان را بپیان نرسانده یا بدانشگاه پذیرفته نشده
queen's gambit declined گامبی وزیر پذیرفته نشده
slav declined اسلاو پذیرفته نشده
Other Matches
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unsought جستجو نشده کشف نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
unredeemed جبران نشده سبک نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
agreed پذیرفته
avowed پذیرفته
adopted پذیرفته
unquestioned پذیرفته
taken پذیرفته
received پذیرفته
accepted پذیرفته
agreed to پذیرفته
admitted پذیرفته شده
his was granted دعایش پذیرفته شد
authorised [British] <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
he was received to membership بعضویت پذیرفته شد
to go down پذیرفته شدن
agreed <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
allowed <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
approved <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
authorized <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
passed <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
to pass muster پذیرفته شدن
inductee استخدامی پذیرفته شده
acceptably چنانچه پذیرفته شود
accepted barbarism غلط مشهور یا پذیرفته
administrative acceptees پرسنل پذیرفته شده
slav accepted اسلاو پذیرفته شده
incomplete انجام نشده پر نشده
matriculated در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
to meet with a repulse پذیرفته نشدن پاسخ رد شنیدن
matriculate در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculating در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
to be called at the bar به سمت وکالت پذیرفته شدن
matriculate در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculates در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
queen's gambit accepted گامبی وزیر پذیرفته شده
matriculates در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculating در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
to pass for پذیرفته یا شناخته شدن بجای
matriculated در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
naturalizes بتابعیت کشوری در امدن پذیرفته شدن
naturalize بتابعیت کشوری در امدن پذیرفته شدن
naturalising بتابعیت کشوری در امدن پذیرفته شدن
naturalizing بتابعیت کشوری در امدن پذیرفته شدن
person entitled to asylum پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
recognized asylum seeker پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
asylee پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
naturalises بتابعیت کشوری در امدن پذیرفته شدن
a bitter pill to swallow <idiom> یک واقعیت ناخوشایند که باید پذیرفته شود
margin تعداد اشتباهات که در متن یا محاسبه پذیرفته میشود
margins تعداد اشتباهات که در متن یا محاسبه پذیرفته میشود
Nothing can excuse such impoliteness. هیچ عذری برای بی ادبی پذیرفته نیست
specification کارکردن با مشخصاتی که در یک صفت پذیرفته شده اند
approval توافقنامهای که نشان میدهد یک موضوعی به طور رسمی پذیرفته شده است
approval متنی که نشان میدهد یک موضوعی به طور رسمی پذیرفته شده است
tabled لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
tables لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
tabling لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
affirmative سیگنال تصدیق از طرف گیرنده که پیام را پذیرفته است و آماده بعدی است.
CMIP پروتکلی که به طور رسمی توسط IOS پذیرفته شده است برای انتقال افلاعات مدیریت شبکه در شبکه
postulated هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
postulates هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
postulating هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
postulate هر یک از احکام استدلالی که در ان علم بدون برهان پذیرفته شده و دراثبات سایر احکام مورداستفاده قرار می گیرد اصول ثابته
unbowed خم نشده
uncharged پر نشده
autochthonous جابجا نشده
uncoditioned شرط نشده
tenantless اشغال نشده
uncoditioned قطعی نشده
the date was not specified نشده بود
unseen مکشوف نشده
unseen مشاهده نشده
undeeded در سندقید نشده
uninvited دعوت نشده
undefined تعریف نشده
unaccommodated فراهم نشده
undisiplined تربیت نشده
uncleared ترخیص نشده
undirected هدایت نشده
roughdry اطو نشده
non-registered [not registered] <adj.> ثبت نشده
unasked سوال نشده
sightless دیده نشده
uncut بریده نشده
haggard رام نشده
unfulfilled اجرا نشده
unfulfilled انجام نشده
undisturbed مختل نشده
uncommitted تقبل نشده
unset ثابت نشده
uncut قطع نشده
uncut از هم جدا نشده
unclaimed مطالبه نشده
undeterred <adj.> منصرف نشده
undyed <adj.> رنگرزی نشده
unsung سروده نشده
unsung ستایش نشده
unsung خوانده نشده
unbleached <adj.> سفیدگری نشده
unabated کاسته نشده
unbowed سر کوب نشده
unshod نعل نشده
in sheets صحافی نشده
unsaturated اشباع نشده
increate افریده نشده
unsaturate اشباع نشده
inedited منتشر نشده
inedited چاپ نشده
inextinct نیست نشده
innascible زایده نشده
intemerate بی ناموس نشده
in quires صحافی نشده
imperforate منگنه نشده
unsight دیده نشده
unsocialized اجتماعی نشده
unstudied مطالعه نشده
unthickened تغلیظ نشده
unwashed شسته نشده
custom uncleared ترخیص نشده
unworn کهنه نشده
unsaved پس انداز نشده
unworn استعمال نشده
unpremediated تصور نشده
unpolished پرداخت نشده
unbacked رام نشده
unpublished چاپ نشده
unpublished نشر نشده
unquestioned استنتاق نشده
unquestioned بررسی نشده
unlicked لیسیده نشده
unquestioned بحث نشده
unreconstructed بازسازی نشده
Before it is too late. While there is stI'll time. تا دیر نشده
unleached سفید نشده
unguarded حساب نشده
unguarded حراست نشده
unnormalized هنجار نشده
uncircumcised ختنه نشده
wound less زخمی نشده
non switched line خط گزینه نشده
unspotted ننگین نشده
unaccomplished انجام نشده
unsought کاوش نشده
unconnected وصل نشده
unearned کسب نشده
unexploded منفجر نشده
open واریز نشده
uninspected <adj.> ارزیابی نشده
untested <adj.> ارزیابی نشده
unaudited <adj.> ممیزی نشده
unchecked <adj.> ممیزی نشده
unevaluated <adj.> ممیزی نشده
unoccupied اشغال نشده
vacant اشغال نشده
unexamined <adj.> ممیزی نشده
untested <adj.> امتحان نشده
uninspected <adj.> ممیزی نشده
untested <adj.> ممیزی نشده
uncounted شمرده نشده
unexamined <adj.> ارزیابی نشده
unevaluated <adj.> ارزیابی نشده
unaudited <adj.> بازرسی نشده
unchecked <adj.> بازرسی نشده
unevaluated <adj.> بازرسی نشده
unexamined <adj.> بازرسی نشده
uninspected <adj.> بازرسی نشده
untested <adj.> بازرسی نشده
unaudited <adj.> امتحان نشده
unchecked <adj.> امتحان نشده
unevaluated <adj.> امتحان نشده
unexamined <adj.> امتحان نشده
uninspected <adj.> امتحان نشده
unaudited <adj.> ارزیابی نشده
unchecked <adj.> ارزیابی نشده
unverified <adj.> بررسی نشده
unverified <adj.> بازرسی نشده
unverified <adj.> امتحان نشده
inexact درست نشده
unverified <adj.> ارزیابی نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com