Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (29 milliseconds)
English
Persian
heighten
شدید کردن بسط دادن
heightened
شدید کردن بسط دادن
heightening
شدید کردن بسط دادن
heightens
شدید کردن بسط دادن
Other Matches
embattle
حاضر بجنگ شدن تحت فشار شدید قرار دادن
fervour
حرارت شدید اشتیاق شدید
fervor
حرارت شدید اشتیاق شدید
escalates
شدید کردن یا شدن
nosediving
نزول شدید کردن
escalated
شدید کردن یا شدن
escalating
شدید کردن یا شدن
nosedives
نزول شدید کردن
escalate
شدید کردن یا شدن
nosedived
نزول شدید کردن
nosedive
نزول شدید کردن
disciplines
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
discipline
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
to depict somebody or something
[as something]
کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن
[وصف کردن]
[شرح دادن ]
[نمایش دادن]
conducted
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducts
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conduct
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
to picture
شرح دادن
[نمایش دادن]
[وصف کردن]
intense
شدید
rigorous
شدید
inclement
شدید
intensive
شدید
forcible
شدید
high wrought
شدید
boisterous
شدید
severe
شدید
stalwart
شدید
hyperpyrexia
تب شدید
raging
شدید
strenuous
شدید
towering
شدید
sweltering
شدید
extensive
شدید
drastically
شدید
drastic
شدید
tougher
شدید
keenest
شدید
keen
شدید
stalwarts
شدید
climacteric
<adj.>
شدید
violent
شدید
rugged
شدید
slashing
شدید
sopping
شدید
toughest
شدید
tough
شدید
incontrollable
شدید
severest
شدید
vigorous
شدید
severer
شدید
diametrical
شدید
vehemently
شدید
grievous
شدید
acute
شدید
diametric
شدید
vehement
شدید
two fisted
شدید
draconic
شدید
pash
باران شدید
penchant
میل شدید
vehemence
غضب شدید
violent wind
باد شدید
hardest
مشکل شدید
workout
تمرین شدید
hard
مشکل شدید
schwarmerei
احساسات شدید
rain cats and dogs
<idiom>
باران شدید
hypersensitivity
حساسیت شدید
sthenic
شدید نیرومند
aggravator
شدید کننده
advertising blitz
تبلیغات شدید
harder
مشکل شدید
workouts
تمرین شدید
workout
کار شدید
workout
ورزش شدید
boom
رونق شدید
revulsion
تنفر شدید
high explosive
سوختار شدید
salvo
افهاراحساسات شدید
high order detonation
انفجار شدید
high rate discharge
تخلیه شدید
clavus
سردرد شدید
passion
تعصب شدید
salvoes
افهاراحساسات شدید
actude conditions
شرایط شدید
rushing
حرکت شدید
rushed
حرکت شدید
workouts
کار شدید
workouts
ورزش شدید
rain shower
باران شدید
slat
ضربه شدید
slats
ضربه شدید
boomed
رونق شدید
chronic
شدید گرانرو
heavy
شدید پرزور
heaviest
شدید پرزور
heavies
شدید پرزور
bedlam
اشتباه شدید
impetuous
تند و شدید
heavier
شدید پرزور
galloping inflation
تورم شدید
hyperinflation
تورم شدید
an intensive particle
ادات شدید
exquisite
شدید سخت
booming
رونق شدید
booms
رونق شدید
gird
ضربه شدید
rumbustious
سخت شدید
rush
حرکت شدید
severely retarded
عقب مانده شدید
paroxysmal
طغیانی سخت شدید
yerk
حرکت سریع و شدید
burst advertising
شروع تبلیغات شدید
violent pain
درد سخت یا شدید
impacts
اصابت اثر شدید
impact
اصابت اثر شدید
nosedives
نزول شدید یا ناگهانی
nosediving
نزول شدید یا ناگهانی
nosedive
نزول شدید یا ناگهانی
nosedived
نزول شدید یا ناگهانی
did you hurt your self a
ایاهیچ اذیت شدید
goings-over
عیب جویی شدید
sterner
سخت و محکم شدید
fanatic
دارای احساسات شدید
fanatics
دارای احساسات شدید
hunger for data
میل شدید به داده ها
yen
تمایل رغبت شدید
stern
سخت و محکم شدید
hunger for power
[craving for power]
میل شدید به قدرت
high explosive
ماده منفجره شدید
zing
جیغ شدید وتند
hyperirritable
دارای حساسیت شدید
going-over
عیب جویی شدید
mass casualties
تلفات و ضایعات شدید
groundswell
طغیان شدید دریا
high explosive shell
گلوله محترقه شدید
hardball
رقابت شدید و بیرحمانه
die
پارو زدن شدید
nymphomania
میل شدید زن بجماع
sterns
سخت و محکم شدید
sternest
سخت و محکم شدید
fanatical
دارای احساسات شدید
pathetic
دارای احساسات شدید
maelstrom
طوفان یا گرداب شدید
strong jump
جهش ابی شدید
hyperdeflation
انقباض پولی شدید
candescent
دارای تشعشع یاگرمای شدید
jars
اعمال شوک شدید به یک وسیله
jarred
اعمال شوک شدید به یک وسیله
big push theory of development
نظریه فشار شدید توسعه
hyperesthesia
حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
hyperaesthesia
حخساسیت شدید در یک ناحیه بدن
ammonal
نوعی ماده منفجره شدید
basophil
میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
upthrow
بطرف بالاانداختن تحول شدید
high explosive plastic
گلوله پلاستیکی سوختار شدید
earnest
سنگین علاقه شدید به چیزی
high explosive antitank
گلوله سوختار شدید ضد تانک
snifter
طوفان شدید وزش سخت
torrent
جریان شدید سیل وار
heady
عجول شدید مست کننده
hobby-horse
کار مورد علاقهی شدید
jar
اعمال شوک شدید به یک وسیله
hobby-horses
کار مورد علاقهی شدید
hysteric
دارای هیجان شدید یاهیستری
give someone a good run for her money
<idiom>
رقابت شدید به وجود آوردن
ground swell
طغیان شدید و وسیع اب اقیانوس
anasarca
ورم تقریبا شدید پشام
fury
هیجان شدید وتند خشم
torrents
جریان شدید سیل وار
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
jets
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
backlash
عکس العمل سیاسی واکنش شدید
jetted
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetting
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
surged
تموج سریع برق نوسان شدید
(the) creeps
<idiom>
احساس تنفر ویا ترس شدید
surges
تموج سریع برق نوسان شدید
surge
تموج سریع برق نوسان شدید
jet
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
electric
حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
A sharp note(reply).
نامه (جواب ) تند ( شدید اللحن )
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
fortis
دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
passion
اشتیاق وعلاقه شدید احساسات تند وشدید
I had a very bad headache, a fever, and my whole body was shaking.
من سردرد شدید و تب داشتم و تمام بدنم می لرزید.
assigning
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on
[against]
somebody
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
tantalus
تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
thermal shock
تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
blown out
رانده شدن تخته موج سواری با باد شدید
Hypergraphia
[حالتی رفتاری مشخص شده با اشتیاق شدید برای نوشتن]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com