English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
birl شراب نوشیدن وجام را بدیگری دادن
Other Matches
wine شراب نوشیدن
wines شراب نوشیدن
libations نوشابه پاشی نوشیدن شراب
libation نوشابه پاشی نوشیدن شراب
propine ساغر را نوشیدن وبدیگری دادن
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winery کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
vinosity حالت و خصوصیات شراب معتادبه شراب
amortize بدیگری واگذارکردن
wineglass لیوان شراب پیمانه شراب
to transubstantiate تغییر دادن ماده [نان و شراب مربوط به عشاربانی] به بدن و خون عیسی مسیح [دین]
to sell out بدیگری واگذار کردن ورفتن
attack با گفتارونوشتجات بدیگری حمله کردن
attacked با گفتارونوشتجات بدیگری حمله کردن
attacks با گفتارونوشتجات بدیگری حمله کردن
clientship حالت پاسمت کسیکه بدیگری پناهنده شده یا اوراوکیل خودکرده است
imbibed نوشیدن
bibs نوشیدن
imbibe نوشیدن
imbibes نوشیدن
potation نوشیدن
bib نوشیدن
imbibing نوشیدن
to drink to the lees تا ته نوشیدن
to have a drink of water یک جرعه آب نوشیدن
tipples همیشه نوشیدن
tippling همیشه نوشیدن
beers ابجو نوشیدن
quaffing زیاد نوشیدن
toss off <idiom> یک نفس نوشیدن
wet one's whistle <idiom> نوشیدن الکل
quaffs زیاد نوشیدن
quaff زیاد نوشیدن
here's to you هنگام نوشیدن
to have a sip یک جرعه آب نوشیدن
to have [take] a sip یک جرعه نوشیدن
beer ابجو نوشیدن
to drink wine باده نوشیدن
to have a sip یک قورت آب نوشیدن
to drink till alls blue بحدمستی نوشیدن
hit the sauce <idiom> الکل نوشیدن
hit the bottle <idiom> الکل نوشیدن
quaffed زیاد نوشیدن
tippled همیشه نوشیدن
to have a drink of water یک قورت آب نوشیدن
tipple همیشه نوشیدن
toasting بسلامتی کسی نوشیدن
to drink to a person بسلامتی کسی نوشیدن
hobnob بسلامتی کسی نوشیدن
To her , abI'llon tomans is a mere trifle . قابل نوشیدن نیست
hobnobbed بسلامتی کسی نوشیدن
hobnobbing بسلامتی کسی نوشیدن
hobnobs بسلامتی کسی نوشیدن
alcoholism اعتیاد به نوشیدن الکل
to propose a person بسلامتی کسی نوشیدن
toast بسلامتی کسی نوشیدن
toasted بسلامتی کسی نوشیدن
to look toward any one بسلامتی کسی نوشیدن
to drink any ones health بسلامتی کسی نوشیدن
toasts بسلامتی کسی نوشیدن
skoal بسلامتی کسی نوشیدن
to drink something down in one gulp [at a gulp] چیزی را یک نفس نوشیدن
swigged جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swig جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
pledging بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledges بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledged بسلامتی کسی باده نوشیدن
swigs جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
I'd like something to drink. چیزی برای نوشیدن میخواهم.
swigging جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
pledge بسلامتی کسی باده نوشیدن
boozes مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
booze مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
drinking fountains محل عمومی در خیابان برای اب نوشیدن
boozing مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
drinking fountain محل عمومی در خیابان برای اب نوشیدن
boozed مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
supernaculum باده خوشگوارکه سزاوار تاته نوشیدن است
bone dry جایی که نوشیدن مواد الکلی در آن قدغن است
Would you like something to drink? <idiom> آیا چیزی برای نوشیدن می خواهید؟ [غذا و آشپزخانه]
bacchus شراب
viniferous شراب زا
wine شراب
the juice of the grape شراب
wines شراب
decanting ریختن شراب
binges شراب خواری
filtrate شراب ناب
grail جام شراب
grcen wine شراب تازه
grcen wine شراب نارس
guzzler شراب خور
oenomel شراب عسلی
viticulturist شراب ساز
oenologist شراب شناس
wino معتاد به شراب
wineglass جام شراب
winegrower شراب ساز
decant ریختن شراب
decanted ریختن شراب
wine maker شراب ریز
wineskin مشک شراب
binge شراب خواری
wine cellar انبار شراب
cider شراب سیب
wine cellar شراب دخمه
cochineal قرمز شراب کش
ustulation سوزاندن شراب
rhenish wine شراب اسمانی
decants ریختن شراب
viniculture شراب سازی
vinous flavour طعم شراب
viniferous دارای شراب
fortified wines شراب قوی
winebibber شراب خور
vermt شراب افسنطین
it is a racy wine شراب رادارد
vinal بشکل شراب
pottle رطل شراب
enology شراب شناسی
riesling شراب سفید
fortified wine شراب قوی
chianti نوعی شراب قرمز
chablis نوعی شراب سفید
maderia شراب محصول مادریا
wineglasful گیلاس شراب خوری
vintners عمده فروش شراب
cellars جای شراب انداختن
malmsey شراب شیرین قبرس
cellar جای شراب انداختن
straw wine شراب شیرین کشمش
vintner عمده فروش شراب
claret نوعی شراب قرمز
bacchus رب النوع شراب و باده
vintnery عمده فروشی شراب
jeroboam جام شراب بزرگ
vinifacteur اسباب شراب سازی
enology مبحث شراب شناسی
scuppernong شراب انگور مشک
clarets نوعی شراب قرمز
vinic مربوط به شراب یا الکل
gill پیمانهای برای شراب
fiascos ناکامی بطری شراب
fiasco ناکامی بطری شراب
viniculture پرورش انگور شراب
vermouths شراب شیرین افسنطین
vermouth شراب شیرین افسنطین
argol دردشراب .ته نشین شراب
wineshop مغازه شراب فروشی
goblets گیلاس شراب تکه
fortified wines شراب تقویت شده
goblet گیلاس شراب تکه
fortified wine شراب تقویت شده
goblet گیلاس شراب [در مراسم]
winepress خمره شراب سازی
frutex شراب شربت الکلی
chalice گیلاس شراب [در مراسم]
loading امیختن موادخارجی به شراب
gladstone نوعی شراب ارزان
sherris شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
buretto تنگ مخصوص شراب مقدس
to lay down wine شراب را انبار کردن یا جادادن
buret تنگ مخصوص شراب مقدس
altar of credence [جایگاه نان و شراب مقدس]
port شراب شیرین بارگیری کردن
gourmets خبره خوراک شراب شناس
libations تقدیم شراب به حضور خدایان
amontillado نوعی شراب تلخ و سفیداسپانیایی
gourmet خبره خوراک شراب شناس
sherries شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
sacks شراب سفید پرالکل وتلخ
libation تقدیم شراب به حضور خدایان
vinometer الت سنجش الکل شراب
sacked شراب سفید پرالکل وتلخ
crust of wine جرم شراب در روی شیشه
sack شراب سفید پرالکل وتلخ
sherry شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
wine taster جام شراب مخصوص نمونه گیری
rhenish شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
nectar شراب لذیذ خدایان یونان شهد
wine cooler هرنوع وسیله یا مخزن سردکننده شراب
punch مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
tents اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
punched مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
punches مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
tent اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
dionysus >دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
tartarous دردی شکل مشتق از درده شراب
taster کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
vinous eloquence فصاحتی که در اثر خوردن شراب پیدا میشود
tasters کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
bacchic ornament [وابسته به باکوس خدای میگساری و شراب در روم]
lord's table میز مخصوص شراب ونان وعشای ربانی
wine taster کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
daiquiri مشروب مخلوط از شراب واب پرتقال و شکر
canaries رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
The milk [the wine] has already turned [gone off] . شیر [شراب] پیش از این بریده شده است.
canary رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
viticulture صنعت شرابسازی زراعت انگور برای تهبیه شراب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com