English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
villainy شرارت تبه کاری
Other Matches
felony شرارت
heinousness شرارت
evilness شرارت
badness شرارت
illnesses شرارت
flagitiousness شرارت
devilment [British E] شرارت
irreligion شرارت
devitry شرارت
nefariousness شرارت
felonies شرارت
vitiosity شرارت
viciousness شرارت
mischief شرارت
depravity شرارت
iniquities شرارت
illness شرارت
impiousness شرارت
wickedness شرارت
iniquity شرارت
malevolence شرارت بدسگالی
atrocious با شرارت بی پایان
foulness پلیدی شرارت
naughtiness شرارت نافرمانی
monstrosities شرارت بسیار
monstrosity شرارت بسیار
ills از روی بدخواهی و شرارت
enormities شرارت زیاد ستمگری
enormity شرارت زیاد ستمگری
monstrously با شرارت یا بیرحمی زیاد
ill- از روی بدخواهی و شرارت
ill از روی بدخواهی و شرارت
malfeasance شرارت کار خلاف قانون
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
hili اعتقادبه مادیات-اعتقادباینکه مادیات مایهء شرارت است
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
he is a monster of cruelly او دیو شرارت است است
drilling pattern نمونه مته کاری الگوی مته کاری
mosaics موزاییک کاری معرق معرق کاری
plumbery سرب کاری کارخانه سرب کاری
curry کاری
plastering گچ کاری
electroplating اب کاری
parget گچ کاری
hypofunction کم کاری
slobbery تف کاری
impotency کاری
malfunction کژ کاری
malfunctioned کژ کاری
malfunctions کژ کاری
intent on doing anything کاری
plasterwork گچ کاری
curries کاری
effective کاری
curry powder کاری
curry powders کاری
active کاری
currie کاری
under employment کم کاری
feckful کاری
inaction بی کاری
flower piece گل کاری
impotence کاری
to reproach an act کاری را بد دانستن
plaster background دورنمای گچ کاری
anaplasty پیوند کاری
probationership ازمایش کاری
studious to do a thing بکردن کاری
surgical operation دست کاری
tessellation موزاییک کاری
the manner of doing any thing طرزانجام کاری
parquetry موزاییک کاری
the needful اصل کاری
tinwork قلع کاری
pomiculture میوه کاری
perfidiousness خیانت کاری
insulation عایق کاری
wood carving منبت کاری
punching منگنه کاری
specialization ویژه کاری
ultraism افراط کاری
treacherousness خیانت کاری
repetition of an act تکرار کاری
patchery وصله کاری
turnery منبت کاری
turnery تراش کاری
trephine مته کاری
trephination مته کاری
tongue lash فحش کاری
toryism محافظه کاری
work area ناحیه کاری
purview of an occupation حدود کاری
workbenches محیط کاری
burnishing پرداخت کاری
metalwork فلز کاری
extrude چکش کاری
workbench محیط کاری
scabbing تیشه کاری
extruded چکش کاری
extrudes چکش کاری
afforestation جنگل کاری
frustrating بدل کاری
frustrates بدل کاری
extruding چکش کاری
hammering چکش کاری
plating روکش کاری
scrimshaw هنرمنبت کاری
pique منبت کاری
burnishing صیقل کاری
relievo برجسته کاری
studious of doing a thing بکردن کاری
stonemasonry سنگ کاری
steelwork فولاد کاری
reservedness احتیاط کاری
stannary قلع کاری
stalactite work مقرنس کاری
energetic جدی کاری
sinfulness خطا کاری
illumination تذهیب کاری
illuminations تذهیب کاری
reshaping روانه کاری
rice field برنج کاری
latticework شبکه کاری
roughening by picking تیشه کاری
metallurgy فلز کاری
frustrate بدل کاری
workstation ایستگاه کاری
hours of business ساعتهای کاری
flagitiousness تبه کاری
finishing touches دست کاری
figuration شیرین کاری
blindage صیقل کاری
fiendishness تبه کاری
boo boo اشتباه کاری
fal lal ریزه کاری
brick work سفت کاری
brick work اجر کاری
brickworks سفت کاری
fairing صیقل کاری
argentation نقره کاری
folding machine دستگاه خم کاری
hole punching منگنه کاری
habitual way of doing anything کردن کاری
graving کنده کاری
glyptics کنده کاری
galvanization رویینه کاری
misconduct خلاف کاری
acrography گچ کاری برجسته
active cell خانه کاری
an active man مرد کاری
an active remedy درمان کاری
folding press پرس خم کاری
factorage حق العمل کاری
bumping tool ابزار خم کاری
contouring operation فرم کاری
contrasuggestibility وارون کاری
cotton plantation پنبه کاری
counterattack بدل کاری
discreetnss احتیاط کاری
crypianalysis پنهان کاری
discreetness احتیاط کاری
disguised underemployment کم کاری پنهان
cutting off برش کاری
d. touch نازک کاری
delicacy of touch ریزه کاری
conservativeness محافظه کاری
compulsiveness مکرر کاری
business hours ساعت کاری
calk بتونه کاری
dry farm دیم کاری
drilling work مته کاری
canniness ملاحظه کاری
cartwhip شلاق کاری
caulking بتونه کاری
cautiousness احتیاط کاری
cementation سمنت کاری
cementation سیمان کاری
chromium plating اب کرم کاری
latticing شبکه کاری
workstations ایستگاه کاری
forging چکش کاری
smelting ذوب کاری
forming فرم کاری
meshwork شبکه کاری
amalgamate ملغمه کاری
amalgamated ملغمه کاری
amalgamates ملغمه کاری
amalgamating ملغمه کاری
measure of prevention احتیاط کاری
masonery سنگ کاری
marquetery خاتم کاری
misprision خلاف کاری
fretwork منبت کاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com