Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
competition conditions
شرایط رقابت
competitive conditions
شرایط رقابت
conditions of (the) competition
شرایط رقابت
Other Matches
competitory
رقابت کننده- رقابت امیز
dynamic condition
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
synoptic situation
شرایط جوی محلی موجود شرایط جوی اندازه گیری شده منطقهای
second best theory
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
racing
رقابت
competitions
رقابت
rivalries
رقابت
emulation
رقابت
rivalry
رقابت
rivalship
رقابت
played
رقابت
contention
رقابت
contests
رقابت ها
play
رقابت
competition
رقابت
contest
رقابت
competitions
رقابت ها
playing
رقابت
plays
رقابت
contentions
رقابت
competition
رقابت
competed
رقابت کردن
retinal rivalry
رقابت شبکیهای
compete
رقابت کردن
competitiveness
رقابت امیز
pure competition
رقابت کامل
perfecting bail competition
رقابت کامل
unfair competition
رقابت ناعادلانه
vying
رقابت کننده
pure competition
رقابت خالص
theoretical competition
رقابت فرضی
theoretical competition
رقابت نظری
workable competition
رقابت عملی
pure competition
رقابت محض
competitive
رقابت امیز
contests
رقابت دعوا
rivalled
رقابت کردن
rivaling
رقابت کردن
rivaled
رقابت کردن
vie
رقابت کردن
vied
رقابت کردن
vies
رقابت کردن
rival
رقابت کردن
contesting
رقابت دعوا
contested
رقابت دعوا
competes
رقابت کردن
rivals
رقابت کردن
rivalling
رقابت کردن
emulate
رقابت کردن با
emulated
رقابت کردن با
emulates
رقابت کردن با
emulating
رقابت کردن با
contest
رقابت دعوا
sibling rivalry
رقابت هم شیرها
pandering contest
رقابت در خودشیرینی
dumping
رقابت مکارانه
dicing
رقابت فشرده
dices
رقابت فشرده
diced
رقابت فشرده
dice
رقابت فشرده
competence
روح رقابت
fair competition
رقابت منصفانه
cut throat competition
رقابت بیرحمانه
cut throat competition
رقابت ادمکشانه
fair competition
رقابت عادلانه
competitively
از روی رقابت
keenest
قابل رقابت
keen
قابل رقابت
corrival
رقابت کردن
contestation
رقابت مرافعه
free competition
رقابت ازاد
perfect competition
رقابت کامل
destructive competition
رقابت مخرب
partial competition
رقابت جزئی
antagonistically
ازروی رقابت
atomistic competition
رقابت ذرهای
autocompetition
رقابت با خود
natural competition
رقابت طبیعی
monopolistic competition
رقابت انحصاری
competetive
رقابت امیز
imperfect competition
رقابت ناقص
competition rules
قوانین رقابت
nonprice competition
رقابت غیر قیمتی
competitive goods
کالاهای مورد رقابت
competitive
قابل رقابت رقابتی
destructive competition
رقابت زیان اور
evils of imperfect competition
مضار رقابت ناقص
competitive factors
عوامل محرک رقابت
competitiveness
قابل رقابت رقابتی
sturt
ازار دادن رقابت
theory of monoplistic competition
نظریه رقابت انحصاری
hardball
رقابت شدید و بیرحمانه
up for grabs
<idiom>
آماده رقابت شدن
run scared
<idiom>
تلاش برای رقابت سیاسی
european community competition rules
مقررات رقابت در جامعه اروپا
give someone a good run for her money
<idiom>
رقابت شدید به وجود آوردن
contend
مخالفت کرده با رقابت کردن
contended
مخالفت کرده با رقابت کردن
contends
مخالفت کرده با رقابت کردن
competition oriented pricing
قیمت گذاری رقابت امیز
To try to keep up with the joneses.
چشم وهم چشمی کردن ( رقابت )
set the pace
<idiom>
برای انجام کارها رقابت ایجادکردن
pits
به رقابت واداشتن هسته میوه را دراوردن
pit
به رقابت واداشتن هسته میوه را دراوردن
free enterprise
رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
open market
بازار ازاد بازاری که دارای رقابت کامل میباشد
term
شرایط
terming
شرایط
termed
شرایط
terms
شرایط
the conditions
شرایط ان
conditions
شرایط
paragon
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
paragons
رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
conditions of use
شرایط کاربرد
implied terms
شرایط تلویحی
equilibrium conditions
شرایط تعادل
qulifications
واجد شرایط
implied terms
شرایط ضمنی
payment terms
شرایط پرداخت
no bed of roses
<idiom>
شرایط سختوبد
existing circumstances
شرایط موجود
final cinditions
شرایط پایانی
final cinditions
شرایط فینال
usual conditions
شرایط معمول
given conditions
شرایط معینه
given conditions
شرایط معلوم
suitable conditions
شرایط مناسب
initial condition
شرایط اولیه
light conditions
شرایط نور
liner terms
شرایط خط کشتیرانی
terms of trade
شرایط مبادله
qalified
واجد شرایط
settlement terms
شرایط تسویه
terms of trade
شرایط معامله
terms of payment
شرایط پرداخت
terms and conditions
ضوابط و شرایط
standard conditions
شرایط متعارفی
standard condition
شرایط استاندارد
stability conditions
شرایط ثبات
spring conditions
شرایط بهاری
sufficient conditions
شرایط کافی
terms of shipment
شرایط حمل
shipping terms
شرایط حمل
second order conditions
شرایط ثانوی
tropical condition
شرایط گرمسیری
present conditions
شرایط فعلی
makings
شرایط لازم
marginal conditions
شرایط نهائی
tight spot
<idiom>
شرایط سخت
mutual terms
شرایط متقابل
necessary conditions
شرایط لازم
Russian roulette
<idiom>
شرایط پرخطر
normal temperature and pressure
شرایط استاندارد
normal temperature and pressure
شرایط متعارفی
standard temperature and pressure
شرایط استاندارد
standard temperature and pressure
شرایط متعارفی
ball games
شرایط وضعیت
ball game
شرایط وضعیت
working conditions
شرایط کار
settlement terms
شرایط پرداخت
emergency conditions
شرایط اضطراری
fair play
شرایط برابر
plateaux
شرایط پایا
plateaus
شرایط پایا
boundary conditions
شرایط حدی
boundary conditions
شرایط مرزی
bona fide
واجد شرایط
plateau
شرایط پایا
qualification
وضعیت شرایط
ballistic conditions
شرایط بالیستیکی
actude conditions
شرایط حاد
actude conditions
شرایط شدید
admission requirements
شرایط پذیرش
conditions
شرایط اوضاع
disadvantages
شرایط نامساعد
ambient conditions
شرایط محیطی
disadvantage
شرایط نامساعد
qualification
واجد شرایط
average conditions
شرایط عادی
average conditions
شرایط متوسط
qualify
واجد شرایط
qualifies
واجد شرایط
qualified
واجد شرایط
requirements
شرایط لازم
credit terms
شرایط اعتبار
requirements of the credit
شرایط اعتبار
delivery terms
شرایط تحویل
qualifications
شرایط لازم
dis qualified
فاقد شرایط
adverse factors
شرایط نامساعد
conference terms
شرایط کنفرانس
eligible
واجد شرایط
conditions of purchase
شرایط خرید
conditions of contract
شرایط قرارداد
condition of readiness
شرایط امادگی
qualificatory
واجد شرایط کننده
tenders conditions
شرایط عمومی مناقصه
conditions
مقررات و شرایط اسبدوانی
eligible
واجد شرایط مطلوب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com