Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
volcanism
شرایط و خصوصیات اتشفشانی
Other Matches
lava
توده گداخته اتشفشانی مواد مذاب اتشفشانی
particularity
دارای خصوصیات معینی خصوصیات برجسته
dynamic condition
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
synoptic situation
شرایط جوی محلی موجود شرایط جوی اندازه گیری شده منطقهای
plutonic
اتشفشانی
volcanic
اتشفشانی
plutonist
دوزخی اتشفشانی
volcanist
کارشناس اتشفشانی
volcanism
حالت اتشفشانی
agglomerate
همجوش اتشفشانی
pumicite
خاکستر اتشفشانی
plutonian
دوزخی اتشفشانی
agglomerate
جوش اتشفشانی
slag
گداز اتشفشانی
craters
دهانه اتشفشانی
crater
دهانه اتشفشانی
volcanic
سنگهای اتشفشانی
tasite
صخره اتشفشانی
tuff
خاکستر اتشفشانی
vulcanicity
حالت اتشفشانی
lapillus
سنگ کوچک اتشفشانی
vulcanization
تحت تاثیر حرارت اتشفشانی
perlite
نوعی شیشه اتشفشانی سنگ مروارید
pyroclastic
تشکیل شده در اثر فعالیت اتشفشانی
volcanize
تحت تاثیر حرارت اتشفشانی قرار دادن
gabbro
نوعی صخره از دسته سنگهای محترقه و اتشفشانی
second best theory
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
particular
خصوصیات
paticular
خصوصیات
patterns
خصوصیات
specification
خصوصیات
identity
خصوصیات
identities
خصوصیات
pattern
خصوصیات
specifications
خصوصیات
characteristics
خصوصیات
patterns
خصوصیات فردی
aircraft specification
خصوصیات هواپیما
feature
خصیصه خصوصیات
featured
خصیصه خصوصیات
features
خصیصه خصوصیات
featuring
خصیصه خصوصیات
military specifications
خصوصیات نظامی
strength properties
خصوصیات استحکام
racialism
خصوصیات نژادی
pattern
خصوصیات فردی
profile
نیمرخ خصوصیات
profiled
نیمرخ خصوصیات
profiles
نیمرخ خصوصیات
profiling
نیمرخ خصوصیات
personalism
خصوصیات شخص
target description
خصوصیات هدف
physical characteristics
خصوصیات زمین
hypnogogic
دارای خصوصیات خواب
hypnagogic
دارای خصوصیات خواب
bathymetry
اندازه گیری خصوصیات اب
bisexuality
داشتن خصوصیات نر وماده
personality
اخلاق و خصوصیات شخص
personalities
اخلاق و خصوصیات شخص
characters of economic growth
خصوصیات رشد اقتصادی
quirks
خصوصیات تغییر ناگهانی
particulars
جزئیات خصوصیات مشخصات
quirk
خصوصیات تغییر ناگهانی
IMA
قالب ها و خصوصیات افراد است
impalpability
دارای خصوصیات لمس ناپذیری
physical characteristics
مشخصات زمین خصوصیات بدنی
stand off
خصوصیات جنگ افزار هواپیما
purchase description
خصوصیات جنس مورد نیازخرید
description
لیست داده ها و خصوصیات آنها
descriptions
لیست داده ها و خصوصیات آنها
bisexual
دارای خصوصیات جنس نر وماده
stand-off
خصوصیات جنگ افزار هواپیما
quirk
تزئینات یا خصوصیات خط نویسی شخص
technical characteristics
خصوصیات فنی یک دستگاه یاوسیله
ballistics
شناسایی خصوصیات منحنی مسیرگلوله
quirks
تزئینات یا خصوصیات خط نویسی شخص
bisexuals
دارای خصوصیات جنس نر وماده
karyotype
مجموعه خصوصیات کروموزمی موجودات
feminize
دارای خصوصیات زنانه شدن
cryogenic memory
استفاده از خصوصیات هدایت مواد
stand-offs
خصوصیات جنگ افزار هواپیما
capsular
دارای خصوصیات کپسول مجوف
interactive
قالبها و خصوصیات فرد را شامل میشود
pl/
حاوی خصوصیات FORTRAN, COBOL, ALGOL
performance
قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
wellborn
نجیب زاده دارای خصوصیات نجابت
heredity
رسیدن خصوصیات جسمی وروحی بارث
performances
قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
inheritances
انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
inheritance
انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
igneous rock
سنگ اذرین سنگ اتشفشانی
dopant
مین آن با خصوصیات نوع n یا p به قط عاتی تبدیل شده است
electrostatic
مراجعه به وسایلی با استفاده از خصوصیات بار الکتریکی اشیا
trailer
آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
blueprint
کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
blueprints
کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
trailers
آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
conditions
شرایط
term
شرایط
the conditions
شرایط ان
termed
شرایط
terms
شرایط
terming
شرایط
standard
خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
premises
خصوصیات ملک که در مقدمه سند درج میشود خانه ومتعلقات ان
peripheral
قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
standards
خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
conditions of contract
شرایط قرارداد
condition of readiness
شرایط امادگی
qalified
واجد شرایط
conditions of purchase
شرایط خرید
stability conditions
شرایط ثبات
second order conditions
شرایط ثانوی
standard conditions
شرایط متعارفی
standard condition
شرایط استاندارد
Russian roulette
<idiom>
شرایط پرخطر
ambient conditions
شرایط محیطی
average conditions
شرایط عادی
spring conditions
شرایط بهاری
terms of shipment
شرایط حمل
shipping terms
شرایط حمل
average conditions
شرایط متوسط
ballistic conditions
شرایط بالیستیکی
boundary conditions
شرایط حدی
boundary conditions
شرایط مرزی
settlement terms
شرایط تسویه
settlement terms
شرایط پرداخت
ball game
شرایط وضعیت
conference terms
شرایط کنفرانس
sufficient conditions
شرایط کافی
standard temperature and pressure
شرایط متعارفی
terms and conditions
ضوابط و شرایط
tropical condition
شرایط گرمسیری
initial condition
شرایط اولیه
standard temperature and pressure
شرایط استاندارد
light conditions
شرایط نور
liner terms
شرایط خط کشتیرانی
makings
شرایط لازم
marginal conditions
شرایط نهائی
terms of trade
شرایط مبادله
normal temperature and pressure
شرایط متعارفی
normal temperature and pressure
شرایط استاندارد
terms of payment
شرایط پرداخت
necessary conditions
شرایط لازم
payment terms
شرایط پرداخت
implied terms
شرایط ضمنی
given conditions
شرایط معلوم
credit terms
شرایط اعتبار
requirements of the credit
شرایط اعتبار
ball games
شرایط وضعیت
delivery terms
شرایط تحویل
dis qualified
فاقد شرایط
present conditions
شرایط فعلی
working conditions
شرایط کار
terms of trade
شرایط معامله
emergency conditions
شرایط اضطراری
equilibrium conditions
شرایط تعادل
implied terms
شرایط تلویحی
existing circumstances
شرایط موجود
final cinditions
شرایط پایانی
final cinditions
شرایط فینال
mutual terms
شرایط متقابل
qualification
واجد شرایط
qualification
وضعیت شرایط
plateaux
شرایط پایا
no bed of roses
<idiom>
شرایط سختوبد
plateaus
شرایط پایا
plateau
شرایط پایا
bona fide
واجد شرایط
requirements
شرایط لازم
tight spot
<idiom>
شرایط سخت
disadvantage
شرایط نامساعد
usual conditions
شرایط معمول
eligible
واجد شرایط
suitable conditions
شرایط مناسب
qualifies
واجد شرایط
qualified
واجد شرایط
disadvantages
شرایط نامساعد
qualifications
شرایط لازم
adverse factors
شرایط نامساعد
fair play
شرایط برابر
conditions of (the) competition
شرایط رقابت
conditions of use
شرایط کاربرد
qualify
واجد شرایط
actude conditions
شرایط حاد
qulifications
واجد شرایط
actude conditions
شرایط شدید
admission requirements
شرایط پذیرش
competitive conditions
شرایط رقابت
given conditions
شرایط معینه
competition conditions
شرایط رقابت
conditions
شرایط اوضاع
local color
رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
silicon
عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
ccitt v.
در ارتباطات داده سری ای ازاستانداردها است که خصوصیات رابط را توصیف میکند
unqualified
فاقد شرایط لازم
investigation of foundation conditions
تحقیق شرایط شالوده
qualificatory
واجد شرایط کننده
ineligibility
فقدان شرایط لازم
meet
مطابق شرایط بودن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com