English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (6 milliseconds)
English Persian
prose idyl شرح منظره یا رویدادی اززندگی به نثر
Other Matches
even driven program برنامه رویدادی
non-starters رویدادی که روی نمیدهد
non-starter رویدادی که روی نمیدهد
to keep ome's powder dry برای هر رویدادی اماده بودن
taedium vitae خستگی اززندگی
To be fed up with life . اززندگی سیر شدن
milestone مرحله مهمی اززندگی
milestones مرحله مهمی اززندگی
apotheoses رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
apotheosis رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
low comedy نمایشنامه مضحکی که اززندگی مردم طبقه سوم اقتباس شده
in the line of duty <idiom> کار یا رویدادی بصورت قسمتی از کار
viewless بی منظره
perspectives منظره
perspective منظره
viewing منظره
prospect منظره
prospected منظره
scene منظره
scenes منظره
spectacle منظره
visions منظره
vision منظره
field of view منظره
gig lamps منظره
picturing منظره
pictures منظره
pictured منظره
picture منظره
prospects منظره
prospecting منظره
scenery منظره
views منظره
spectacles منظره
panoramas منظره
panorama منظره
view منظره
view منظره
viewed منظره
bird's eye منظره هوایی
waterscape منظره اب دریا
to sight land دیدن منظره
exploded view منظره بریده
sightliness منظره دار
landscape painting منظره سازی
outside view منظره خارجی
landscape paiting منظره سازی
landscapes دورنما منظره
landscape منظره طبیعی
objects موضوع منظره
nocturnes نقاشی از منظره شب
landscaping منظره طبیعی
landscaped منظره طبیعی
seascapes منظره دریایی
landscape دورنما منظره
nocturne نقاشی از منظره شب
landscaped دورنما منظره
seascape منظره دریایی
landscaping دورنما منظره
landscapes منظره طبیعی
direct objects موضوع منظره
sights نظر منظره
indirect objects موضوع منظره
sight نظر منظره
objected موضوع منظره
object موضوع منظره
objecting موضوع منظره
shots منظره فیلمبرداری شده
shot منظره فیلمبرداری شده
seascapes منظره هوایی دریا
seascape منظره هوایی دریا
panoramas منظره باز ووسیع
panorama منظره باز ووسیع
outlook منظره چشم داشت
sea piece نقاشی منظره دریا
sights منظره دستگاه سایت
sight منظره دستگاه سایت
picturesque بدیع خوش منظره
foreground منظره جلو عکس
blurs منظره مه الود لک کردن
blurring منظره مه الود لک کردن
blurred منظره مه الود لک کردن
blur منظره مه الود لک کردن
panoramic view منظره پهنه نما
scenograph منظره نقاشی شده
moonscape منظره سطح ماه
he wondered at the sight ازدیدن ان منظره تعجب کرد
grainer نقاش منظره ها و پردههای نمایش
She was fascinated by the view. غرق تماشای منظره بود
The sight sent cold shiners down my back . آن منظره تمام بدنم رالرزاند
spectacular منظره دیدنی نمایش غیر عادی
spectaculars منظره دیدنی نمایش غیر عادی
phantasmagorias منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
phantasmagoria منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
exploded view منظره شکافته شده مدل بریده
panoramic دوربین منظره نما یا افق نمادر عکاسی
vistas منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
vista منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
program music موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
picture window پنجره دل باز وخوش منظره پنجره بزرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com